Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
آرزوی من و سکس با نگین همسایه آرایشگر - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

آرزوی من و سکس با نگین همسایه آرایشگر

با سلام
قبل از هر چیز باید بگم که من قبلا از این که این اتفاق برام بیفته هر وقت هر داستان سکسی رو میخوندم با خودم میگفتم اینا همش چرت و پرته تا اینکه یکی از این داستان ها واسه خودم اتفاق افتاد. من اهل شیرازم و قضیه از این قراره که من دو سه سالی بود خیلی تو کف زن همسایمون بودم که هم آرایشگره و هم خونمون با مامانم رفت و امد داشت در حدی که فکر و ذکرم شده بود هیکل سکسی اون وقتی می اومد خونمون من همش چشمم به کون گنده اون و به سینه های ایستادش که واقعا با اینکه 35 یا 40 سالش بود اندام سکسی توپی داشت مخصوصا کون گندش که تو دور و اطراف همه تو کف کونش بودن البته این رو هم بگم که نگین تهش باد میداد و با چند نفری سکس داشته از حرف های بعضی از اونا هم که شنیده بودم میگفتن بد جور حشریه به طوری که یکی از اونا هیکل درشتی داشت گفت من با این هیکلم رس من و میکشید.
خلاصه من دیدم که نگین به چند نفری داده و منم بدجور تو کفشم فکرم همش تو کردنش و دیدن کون گوندش از نزدیک بود بلاخره گذشت و من ی روز می خواستم که برم دانشگاه از جلوی آرایشگاه نگین که رد شدم و وقتی من ودید بهم اس ام اس داد آخه بعضی وقتا ما با هم اس میدادیم مثل وقتایی که کارم داشت. بهم اس داد سلام چطوری بعد گفت که تو مغازه تنها بودم حوصلم سر میرفت تو رو دیدم که رد شدی گفتم بهت اس بدم منم همون موقع گفتم افشین زمان عمل رسیده میزنم تو کارش یا ضایم میکنه و واسم دردسر میشه یا من کون گندش که آرزومه بدست میارم.بلاخره زدم تو کارش شروع کردم به اس ام اس دادن و زدن مخ نگین جون و بعد تلاش فراوان شانسم گرفت و تونستم مخش و بزنم دو روز بعد این قضیه دیدم بهم اس داد و با کمال ناباوری گفت که آخر وقت بیا آرایشگاه ببینمت من که داشتم از شدت خوشحالی ذوق مرگ میشدم بدجور اسرس گرفته بودم بلاخره دمدمای غروب بود که اس داد سریع بیا تو آرایشگاه منم مثه موشک پریدم تو مغازه وای با ی صحنه ای روبه رو شدم که سه سال آرزوش و میکشیدم دیدم نگین با ی تاپ شلوارک چسبون نشسته رو صندلی بلند شد بیاد پیشم همین که چشمم به کون گوندش افتاد کیرم سیخ شد اول یکم حرف زدیم و من کس و شر تف دادم بعد یهو بلند شد که بره در و قفل کنه منم از فرصت استفاده کردم و رفتم از پشت بغلش کردم و سینه هاش و محکم چنگ زدم وقتی ی آهی از ته کشید که کیر من میخواست شلوار و جر بده باورم نمیشد که به آرزوم رسیدم یکم باهاش ور رفتم دیدم بله خانوم حشریه چه جورشم بعدش نگین رفت برق ها رو خاموش کرد تا کسی شک نکنه رفتیم نشستیم روی صندلی و شروع کردم به خوردن لب و سینه هاش واای چه سینه هایی سفید برف نگین که حشرش 120 درجه زده بود بالا محکم موهای من و چنگ زده بود اون شب من فقط نگین و ارضا کردم و بعدش رفتیم خونه تا ی روز که خونمون خالی شد و ازش خواستم بیاد خونمون وقتی اومد معلوم بود دوباره حشرش زده بالا و تشنه کیره منم بدون هیچ مقدمه ای رفتم تو کارش باور کنید من تاحالا هیچ زنی و اینقدر آتیشی ندیده بودم بعد کلی مالیدنش بهش گفتم ایندفعه دیگه نوبت منه گفت باشه دراز کشید و من پاهاش و دادم رو شونه هام و شروع کردم به کردنش اخ و اوخش کل خونه رو ورداشته بود بعد چند دقیقه تو همون حالت خودم و انداختم روش و دستاش و محکم بغل کردم و تند تند تلمبه میزدم من که هنوز آرزوی اصلیم یعنی کردن نگین از کون خوشگلش مونده بود ازش خواستم که از عقب بکنمش اول قبول نکرد ولی وقتی دید من ول بکن نیستم قبول کرد واااای وقتی با شکم خوابید روی زمین و پشتش به من شد تمام وجود من و شهوت گرفت رفتم سوراخ کون نگین رو کلی چرب کردم و بعد آروم نوک کیرم و کردم تو کونش معلوم بود زیاد از کون نداده بود ی اخ بلندی کشید و من آروم تا ته کردم داخل و افتادم روش واقعا نمیتونم صحنه رو تجسم کنم انگار کل دنیا رو بهم داده بودن شروع کردم به کردن و نگین دادش بلند شد منم که شهوتم بدجور زده بود بالا جلوی دهنش و گرفتم و محکم میکردمش که یهو آبم اومد و کل آبم و تو کونش خالی کردم بعدش واسه اینکه اونم به نوایی برسه به طور وحشتناکی ارزاش کردم خودش که میگفت تا حالا سکس به این باحالی نداشتم بلاخره این شد که منم به آرزوم یعنی کردن کون نگین رسیدم بعد این قضیه دیگه با هم سکس نداشتیم ولی هر چند وقت بهم اس میدادیم. پایان

 

نظرات 2

    • اره موافقم اگه دقت کنید داستان ها شبیه همه کون گنده پستون گنده اخرشم دیگه نداد قطع رابطه کرد.چرته طرف نویسنده داستان حرامزاده مادر جنده خواهر کوسته بی ناموسی بیش نیست.کیر تو دهن نویسنده البته کیر خر

Leave a Comment