Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
ارضای مینا - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

ارضای مینا

سلام به همه ي بچه هاي سايت شهوانى.اول از همه بگم اين داستان سكس كامل نداره توش.الكي نميخوام از خودم تعريف كنم و عين واقعيتو ميگم.من 186 قدمه و 110 كيلو وزن دارم.تا قبل اينكه تصادف كنم باشگاه ميرفتم و چون ژنتيكئ چاقم به زور خودمو رو فرم نگه ميداشتم اما همه چی خراب شد.من كلا تو زندگيم مشكل خيلی داشتم و دارم.الان يه جوون 20 سالم اما هيچي ندارم.اكثر تفريحاتي كه پسراي هم سن و سال من دارن رو ندارم.وضع ماليمونم افتضاح بده و تا الان من هيچ سكسي نداشتم تو زندگي دليلشم ميگم.برم سراغ داستان.

من اكثرا با دخترايي دوست شدم كه همشون يا جنده بودن يا سابقشون بد بود.چون غير از اونا كسي باهام دوست نميشد.من متولد اهوازم اما الان اصفهان زندگي ميكنم.يه بار داخل پاساژهاي چهارباغ ميگشتم كه يه دختري ديدم ازش خيلي خوشم اومد.بعد فهميدم دختر صاحب پاساژه.بعد از چند وقت و خواهش هاي من اون با من دوست شد.اولش فقط در حد يه سلام و احوالپرسي اس ميداديم.من به سرد رفتار كردن عادت داشتم چون اولين باري نبود كه يكي باهام اينطور رفتار ميكرد.خلاصه بعد از چند وقت به فكرم زد كسشو ببينم يا سينه هاشو.بهش گفتم بيا خونمون.اونم كه مامان باباش دبي بودن پيش خالش ميموند.قبول كرد و اومد.اولش سرد بود ولي فهميدم يه چيزي تو چشاشه.خمار بود.بغلش كردم خودشو ول داد تو بغلم.اول نازش كردم بعد بوسش كردم اروم اروم.از رو لباس سينه هاشو مالوندم و رفتم سراغ كسش.از رو شلوار مالوندم يه نگاه بهش كردم ديدم چشاشو بسته داره حال ميكنه.اروم مانتوشو در اوردم و گردنبند طلاشو كه اسم خودش بود(مينا)از گردنش در اوردم.تيشرتو كرستشم در اوردم و اروم سينه هاشو خوردم.رفتم سراغ ساپورت مشكيش و اونم در اوردم.يه شرت مشكي كه با كرستش ست بود پاش بود.در اوردم شورتشو.خيسه خيس بود.تو اينترنت روش ارضا كردنو خونده بودم دو سه بارم رو دوست دخترا قبليم امتحان كرده بودم عالي بود.رو مينا هم همين روشو امتحان كردم.ديدم تو فضاس.خوش به حالش داشت حال ميكرد.اروم لبه ها كسشو ميخوردم و يه زره زبونمو ميكردم تو كس تپلش كه به هيكل 75 كيلوييش نميخورد.خودش مانكن بود و كون خوش فرم و بزرگي داشت اما كسش خيلي تپل بود.با دو تا دندونام چوچولشو اروم گرفتم و زبون ميزدم بهش.حال ميكرد ديگه جيقش رفته بود هوا.كل گردنمو چنگ انداخته بود و سرمو هي فشار ميداد سمت كسش.يه دفعه پاهاشو رو گردنم قفل كرد و شروع كرد به لرزيدن.اره ميناي من ارضا شد.ديگه مثل مرده ها افتاد رو تخت و كل شبو همونطور خوابيد.صبح پا شد منو ديد كه داشتم نگاش ميكردم.سريع شرتشو كشيد پايين يه نگاه با ترس انداخت.فكر كرد پردشو زدم.اما خيالش راحت شد و خنديد.بهم گفت منم برات ساك بزنم اما من نزاشتم.چون ابروم پيشش ميرفت.اخه من با اين هيكل گنده و 10 سانت كير؟باورش نميشد اگه ميديد.اما هميشه ارزومه بكنمش يا برام ساك بزنه اما هر سري به يه بهوونه ميپيچونمش و نميزارم ساك بزنه.هنوزم مياد پيشم ارضاش ميكنم و يكم ميمونه پيشم و ميره.هميشه خواستم با دوست دخترام يا هر شخص ديگه اي سكس كنم اما نميتونم.اينم يه مشكل و سر نوشته كه زمونه برام تعيين كرده.ارزوم بوده يكي از زناي فاميلو بكنم اما تا رسيدم بهش و باهام دوست شد بهم زدم.چون اون نمياد كير شوهرشو ول كنه كير 10 سانتي منو بچسبه.هميشه فقط زيدامو ميماليدم يا لب ميگرفتم و ميومدم خونه جق ميزدم.الانم تو كف يه زنم و مهل سگم بهم نميزاره.شرمنده داستانم طولاني شد اما قدر هرچيزيو كه دارين بدونين.كير كه يه چيز سادس و من همونو با سايز معمولي ندارم.هميشه خجالت كشيدم سكس داشته باشم يا به دوستام كير نشون بدم حتي واسه خنده.اينم به هر حال مشكليه كه تا اخر عمر باهامه و نميشه كاري كنم.ببخشيد كه راست گفتم و داستانم طولاني شد.سلامتي همتون

نوشته: سینا

Leave a Comment