Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
اعترافات ذهن خیالپرداز من - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

اعترافات ذهن خیالپرداز من

داشتم برای کنکور میخوندم که موبایلم زنگ خورد، دوستم بود ماشین بابامو جور کردم میای بریم بیرون ؟ گفتم باشه ، خیلی وقت بود از خونه بیرون نرفته بودم . با هم قرار گذاشتیم و مکالمه تموم شد. تا ساعت یازده شب تو خیابون کس چرخ میزدیم حوالی ساعت نه بود که زنگ زدن های پدر و مادرم شروع شد کجایی ؟ کی میای خونه ؟ جوابی که میدادام فقط پیچوندنشون بود . رسیدم خونه اولش با مادر و پدرم دعوام شد و بعد سکوت خونه رو برداشت ، گشنه ام بود مادرم لم داده بود رو مبل و داشت جم میدید انگار نه انگار من گشنمه آخه کمی توجه . غذارو گرم کردم اعصابم تخمی بود تا جایی که معده م جا داشت خوردم چون که خسته بودم رفتم توی اتاق و خوابیدم نمیدونم کی بود که خوابم برد. یکی جلوم مدل داگ استایل نشسته بود منم کیرمو فرو کردم توی کون تمیزش شروع کردم به تلبه زدن آه واقع لذت بخش بود کمرشو گرفته بودم یه خالکوبی خوشگلی رو کمرش بود کم کم داشت آبم میومد کیرمو در اوردم همه آبمو پاشیدم روی کونش یهو از خواب پریدم کیرم هنوز شق بود و شرتم خیس . نمیدونستم پنچ صبح باید چیکار کنم ! گوشی برداشتم کمی رفتم توی اینترنت چرخی زدم ، یهو هوس پورنو کردم فیلترشکنو روشن کردم رفتم توی اچ یو بی دنبال پورنو میگشتم و کیرمو میمالیدم . موقع صبحانه خوردن ضعفو تو خودم احساس میکردم خواستم دیگه جق نزنم اما… رفتم پای لپ تاپ تا فسبوکم اومد بالا اولین تیتر این بود ” ایروتیک ترین فیلم ده اخیر ” کنجکاو شدم رفتم گشتم تا آخر لینک دانلودشو پیدا کردم در اتاقمو بستم فیلمو یواشکی نگاه میکردم آخه از مادرم میترسم یه وقت بیاد ببینه باز دعوا راه میندازه که پسرش منحرف شده موقع دیدن صحنه های فیلم کیرم نیمه شق شد ناخودآگاه دستم رفت به طرفش و هر لحظه محکمتر میمالیدمش تا آخرسر ارضا شدم، وقتی فیلم تموم شد رفتم دستشویی و باز جق زدم . کسل و بی حال بودم رفتم توی تختم و خوابیدم . چشمامو باز کردم کمی بدنم کوفته بود اتاق تاریک بود انگار خورشید تازه غروب کرده بود هر لحظه بیشتر افکار شهوت انگیز از جلوی مغزم می گذشت حشری شدم اومدم توی سایت شهوانی شروع کردم به داستان خوندن . اه ! اینا که همه ش کسوشعره . بذار الان خودم یه دستان توپ مینویسم اوووم چی بنویسم ؟ آها صبح یه پورنو دیدم پسره مامان دوست دخترشو داشت میگایید اون خوب بود همونو مینوسیم خب سلام اسم مستعار من احمده ، نههه یه اسم باحال کامبیز بهتره . سلام اسم من کامبیزه سی و شش سالمه چند ساله طلاق گرفتم و الان مجردم هه ههه چقدر دیوثم سنمو دو برابر کردم بعدشم طلاااق ؟ ههه ، قدم 185 و وزنم 80 کیلو بدنسازی میرم و هیکلم سکسسی خخخخخ واقعا متوهمم دارم از هیکل آرزوهام مینیوسم بگذریم بذار ادامشو بنویسم تازه عضو سایت شدم و این داستان مربوط میشه به چهار سال پیش موقعی که تازه طلاق گرفته بودم و برا اولین بار سودابه مامان دوست دخترمو دیدم ، سودبه زنی… ای خدا آخرشو چطوری تموم کنم ؟ آآآ فهمیدم یه چیزی مث خوابی که دیدم مینویسم البته همراه با کمی چاشنی اضافه جلوم مدل داگ استایل نشست وووییی تا حالا از این زاویه کونشو ندیده بودم کون نبود شاهکار خلقت بود کمی انگشتمو فرو کردم توی کونش داشت حال میکرد یهو گفت کونمو جر بده کیر میخوام کامبیز . این حرفش منو بیشتر حشری کرد کیرمو گذاشتم جلو سوراخ و توی کونش فرو کردم ، اولش کمی سخت بود که تا ته بره اما کم کم کیر کلفتم تو کونش جا شد شروع کردم به تلمبه زدن هر لحظه تند تر و محکم تر تلمبه میزدم ناله هاش بلند شده بود صداش ناز بود و این بیشتر حشریم میکرد کم کم داشت آبم میومد یه چک زدم در کونش گفتم جنده خانوم داره آبم میاد چیکار کنم ؟ گفت همشو بریز توی کونم میخوام گرمی آبتو احساس کنم همه آبمو ریختم توی کونش و بعد روش خوابیدم . از اون زمان هر هفته منو سودی جونم یک بارو سکس داریم امیدوارم از داستاننم خوشتون اومده باشه اوومم بذار یه چیزی بنویسم که ملت کسخول بیشتر باور کنن که داستانم واقعی خب بهتره که اینو بنویسم اصلا مهم نیست باور کنید یا نه و فحش بدید چون داستانم عین حقیقت اگه خوشتون اومد بگید تا بقیه ماجراهامو با سودی خانوم بنویسم . هههه آخر تمومش کردم ، ایوال به خودم به این میگن یه داستان خوب بذار آپلودش کنم . آخیش ههههیییی ولی خودمونیم خعلی حال میداد اگه واقعا همچین موردی برام پیش میومد . بیخیال این چیزا تو سن من جزوه تخیلاتِ و فقط توی خواب پس برم کمی درس بخونم عوض نوشتن این توهمات چرند که یه مشت کسخول تر از خودم میشینن میخونن و باور میکنن . پایان پ.ن 1 هدفم از نوشتن این داستان این بود که شمارو با زندگی اکثریت نویسندگان داستان های سکسی آشنا کنم پ.ن 2 از جمله خصوصیت این موجودات نویسنده بیکار بودن و الاف بودنشنه که من توی داستان شخصیتمو به عنوان یک پشت کنکوری معرفی میکنم جقی بودن و ذهن خیال پرداز از دیگر خصوصیاتشونو و نکته مهم خود شیفته بودن این افراد که کلا دیگرانو خر فرض میکنن و خودشونو زرنگ .

نوشته: بن جقی

Leave a Comment