Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
اولین باری که بردگی کردم (1) - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

اولین باری که بردگی کردم (1)

سلام به همه بچه های شهوانی این یک داستان کاملا واقعیه و سعی میکنم بدون اینکه چیزی بهش اضافه کنم کامل اونو براتون تعریف کنم من 26 سالمه که از سن 20 سالگی علاقه من برده بودن خانما بودم اولش بگم اگه دوست ندارین کثافت کاری بشنوین همین الان میتونید داستان دیگه ای رو بخونید تو یکی از اپلیکیشن های موبایل شروع کردم به ارسال پیام که من یه برده 27 ساله هستم و دنبال یه ارباب خانم که به من دستور بده و من اطاعت کنم بعد از یکی دو ماه متداول و بلاک شدن چندین شماره بلاخره یه خانمی پیام داد شما : من سحر هستم 25 سالمه شنیدم میخوای برده بشی
من : بله ارباب من ارزوی بردگی دارم ولی ارباب درست و حسابی پیدا نکردم تا الان
ارباب : خفه درست حسابی بهم بگو ببینم چی کارا بلدی
من : من محدودیتی تو بردگیم ندارم فقط دوست دارم تحقیر بشم و هر کار اربابم بگه انجام بدم به غیر از مدفوع
ارباب : خوبه اول از همه بگم من برده ایی میخوام که تمیز باشه و هر وقت بهش بگم اماده خدمت باشه
من : بله ارباب بعد از گفتگوی اولیه شروع کردیم راجع به اینکه دوست داره کون منو چطور جر بده صحبت کردیم و اینکه دوست داره من به دوست پسرش کون بدم منم که عمرا فکر میکردم دوست پسری بخواد اینکارو کنه با اعتماد کامل گفتم مشکلی ندارم هر چی شما امر کنید با خیار و هویچ و بادمجون شروع کرد تحت وب کون منو باز کردن
ارباب : برو یه خیار که سایزهای مختلفی داره بردار بیار
من : چشم اربابم ،
بعد از 1 دقیقه
این خوبه ؟
ارباب : خوبه اشغال اروم ساک بزن وای ب حالت اگه خوب خیس نشه باید یاد بگیری چطور برای دوست پسرم ساک بزنی اگه دندونت بخوره به کیر دوست پسرم خودم اینقدر میزنمت که نتونی بلند بشی
من : بله ارباب
شروع کرم به ساک زدن خیار اروم از بقل به بالا و گزاشتن توی دهنم سردی خیار اذیتم میکرد ولی وقتی توی دهنم اروم اروم ساکش میزدم با گرم تر شدنش حسم بهتر میشد
ارباب : کونتو نشون بده ببینم وای به حالت اگه مو داشته باشه
من : کونمو اروم کردم به سمت وبکم اربابم
ارباب : خوبه حالا کوچیکرو که اول ساک زدی اروم بکن تو میخوام تو کونت ناپدید شه
من : چشم ارباب اروم خیارو گرفتم نوکشو کردم داخل داشتم از درد میمردم که اربابم داد میزد بیشتر اشغال سعی میکردم بیشتر فشارش بدم ولی واقعا رفتن داخلش سخت بود حتی با اینکه حاملا گرم شده بود به هر حال با روغن ماساژ اونو تا میتونستم کردم داخل تا جایی که فقط نوک خیار از کونم معلوم بود
ارباب : گفتم محو بشه اشغال بکن تووووووووووووووووووووووووووو میگم
من : داشتم میمردم دیگه از درد ولی هر کار میکردم دردش اجازه نمیداد خیار وارد بشه داخل کونم از کیرمم داشت اب شهوت میزد بیرون و یه حسی که انگار شاش دارم
ارباب : اونیکی خیار کو نشونم بده ببینم مثل اینکه تو بلد نیستی خودتو خوب بکنی بزار تو دهنت اینم خیس کن
من : چشم ارباب بفرما اربابم دارم براتونو ساک میزنم
ارباب : خوبه با نوک اون اولین خیاری که تو کونت هست رو بده کامل بره تو من که داشتم حامل از حال میرفتم خودمو پخش زمین کردم و با فشار کامل کردمش تو و توی کونم نگهش داشتم
ارباب : خوبه خوبه نگهش دار تو کونت کیرتم همینطوری بمال که شق کنه من که از درد اشک تو چشم بود همونطوری که وب کم رو کونم زوم بود شروع کردم کیرمو شق کردن
ارباب : جوووووووووووووووووووون دوست پسرم چه کونی بکنه
من : ارباب میشه در بیارم خیارو دارم میمیرم
ارباب : خفه شو کونی خیارو تند تند در بیار بکن تو زود باش میخوام ببینم چقدر راهش باز شده
من : شروع کردم بیرون کشیدن خیار ولی دردش به خاطر اینکه مدتی داخل کونم نگه داشتمش خیلی بیشتر بود تا اینکه میخواستم بکنم تو با درد خیلی زیاد و اه و ناله هایی که میکردم اربابم از من خوشش اومد
ارباب : خوبه فکر کنم به دردم بخوری اماده باش خبرت کنم که به دوست پسرم بدی
من : چشم ارباب ( عمرا اگه تو دوست پسرتو بیاری من ک میدونم اینو تو دلم میگفتم )
ادامه دارد …

نوشته: برده

Leave a Comment