Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
اولین سکس سیمین - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

اولین سکس سیمین

سلام ب دوستای شهوانی…این خاطره ای ک میخوام بگم مربوط به چهارسال پیشه من ۲٥سالمه وقدم ۱۷۰و وزنم ۷۳هست رنگ پوستم سفید.. این خاطره ای که میگم واقعیه وبدون اینکه یک کلمه دروغ گفته باشم ۴سال پیش من باعشقم مصطفی نامزد کردم ماخیلی خجالتی بودیم.اوایل نامزدیمون حتی گاهی توروی هم نمیتونستیم نگاه کنیم..یروز من بامصطفی رفتیم باغشون واسه گردش وآبیاری کنه.. بغل باغشون چند تا کوه بود که خیلی باصفابود.تو کل مسیری که باغ میرفتیم من خیلی دوست داشتم یبارعشقمو بغل کنم وبگم که دوستش دارم اماروم نمیشد..وقتی رسیدیم من باشوق زیاد رفتم همه جا رو گشتم وخسته شدم اونم داشتتو باغ با فلکه ی آبها ور میرفت اومدم تو ماشین خوابیدم بیرون گرم بود داشت چشام گرم خواب میشد ک یکدفعه درماشین بازشدچشامو باز نکردم گرمی لباشو رو لبام حس کردم داشتم میلرزیدم ازترس خیلی دوست داشتم بغلش کنم امانمیتونستم بهم گفت سیمین دوستت دارم منم چشامو بازکردمو بهش لبخندزدم بازشرو کرد لباموخوردن لبام خشک شده بودنمیتونستم لباموبازکنم کاون زبونشو کردتودهنم منم میک میزدم یهوسرشو جداکرد وبهم گفت برم صندلی عقب ماشین بخوابم منم رفتم اومدتو لباسامودرآوردلخت لخت جلوروش بودم هیچی تنم نبودترس اینکه کسی بیادماروببینه منو وحشت زده میکرد دستاشو گذاشت رو سینه هام و محکم فشارمیداد و نوکشو میکشید
منو خوابوند و خیلی محکم سینه هامو میخورد انقد محکم که حتی جاش کبود بود تا چند روز کبودیش موند
آروم آروم سرشو میآوردپایین وروشکمم وبعد روی کسمو لیس میزد داشتم میترکیدم پاهامو ازهم واکردو با تموم وجودش داشت کوسمو میخوردو هی جوووووون میگفت پنج دقیقه ای کوسمو خورد منم داشتم دیوونه میشدم و بزور خودمو نگه میداشتم که جیغ نکشم و بعد پاشد و شلوارشو تا نصفه کشیدپایین اما لخت نشد. ازم خواست براش بخورم اماهرکارکردم نتونستم و روم درازکشید و کیرش هی ب کوسم میخورد و منو دیوونه ترمیکرد دوست داشتم پاره ام کنه
بعد پاشد پاهامو بازکرد و گفت توروخدا بذارم توش منم گفتم آخه میترسم لباشو گذاشت رولبام وآروم کیرشو گذاشت دم کوسم محکم ازم لب میگرفت وازاونطرف کیرشوفشارمیدادتو آخر یهو تاته کردتو من با پشتش چنگ مینداختم چون دردوجودمو گرفت والتماسش کردم دربیاره اونم درآورد وازم خواست بخورم منم براش ناچارشدم خوردم و اونم آبشو ریخت روسینه هام ببخشیدسرتونو دردآوردم

نوشته: سیمین

Leave a Comment