Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
اولین سکس ماندانا با پسرخاله - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

اولین سکس ماندانا با پسرخاله

سلام اسمه من مانداناس قضیه ازون جایی شروع شد ک من رفته بودم خونه خالم تا شب اونجا بمونم و صبح باهام بریم خرید لباس واسه عروسی.اسم پسر خالم پوریاست 25 سالشه چند وقتی بود احساس می کردم مشکوک میزنه رفتارش سکسی و مرموز بود با من پسر جذابو خوش اندام با قد متوسطیه منم بدم نمیاد ازش ولی تاحالا واسش کرم نریختم.هر وقت با مامانمینا میرفتیم خونشون دور از چشم همه گوشه لبمو بوس می کرد یا از پشت بغلم میکرد کلا پسر شیطون و پرروییه همه کاراشو گذاشته بودم ب حساب شیطنت.خلاصه شب خونشون موندمو بعد شام رفتیم تو اتاقش تا ایکس باکس بازی کنیم در حال بازی بودیم ک ی نگاه تو سالون انداختو در اتاقشو پیش کرد و منو کشید سمت خودش موهامو زد کنارو گردنمو بوس کرد در گوشم گفت تو خیلی جذابی بهش گفتم بس کن پوریا مسخره بازی درنیار.اخرشب خالم جامو تو اتاق مهمان انداخته بود رفتم تو جام دراز کشیدم و اهنگ گوش دادمو همش ب پوریا و کاراش فک می کردم ک لایه در اتاق باز شد دیدم پوریا اومد تو بهم گفت بیداری گفتم اره گفت پاشو بیا تو اتاق من یکم بازی کنیم منم از خدا خواسته بلند شدم رفتم دیدم چایی درست کرده ک بخوریم نشستمیم ب حرف زدن ک خیلی قافلگیر کننده بهم گفت خیلی وقت می خوام بهت بگم دوست دارم شدیدا شک شده بودم هم قند تو دلم اب میشد هم استرس داشتم نکنه خالم بیدار بشه بیاد.بی هوا گفتم منم دوست دارم بغلم کردو موهامو ناز میکرد دلهری عجیبی داشتم قلبم ب سرعت نور میزد تمتم وجودم پوریارو می طلبید.دستشو از گردن تا گودی کمرم میکشدو موهامو بو می کرد یوهو رفت دره اتاق و بست چراغم خاموش کرد ی چند ثانیه هیچ جارو ندیدم نور موبایلشو انداخت تو صورتم اومد طرفو گفتم پوریا می ترسم خاله بیاد گفت اگه تو سر و صدا نکنی بیدار نمیشه.اومد سمتم بی اختیار لبمو گذاشتم رو لبشو بوسیدم بوسه هامون تبدیل شده بود ب خوردن لب و لیس زدن صورتو گردن هم دیگه خیلی بهم مزه میداد عرق کرده بودم تموم وجودم حشری شده بود فقط نفس نفس میزدمو پهلو های پوریارو چنگ مینداختم اونم دره گوشم نفس میکشیدو هی می گفت دوست دارم تو باید جنده ی من باشی فقط من.هم زمان لباس هم دیگرو دراوردیم هم خجالت میکشیدم هم دوست داشتم ادامه بدم پوریارو می خواستم.لباسمو دراورد دستش رو سینم بودو میمالیدو لبامو می خورد دستشو انداخته بود ب کمرم تا شلوارمو دربیاره سرشو اورد پایین ترو سینه هامو داشت می خورد صدام درومد ک دستشو گذاشت رو. دهنم و در گوشم گفت اگه می خوای ب گا نریم ساکت شو.تمام تنه خودش خیس بود.شلوارمو دراورد خیلی میترسیدم اولین رابطه سکسم بود بهم گفت می خوام بکنمت اولش مقاومت کردم ک انقد پوریا تحریکم کرد ک راضی شدم منو اورد لبه ی تختشو شلوارشو دراورد خودش روبروم وایساد و اروم اروم کیرشو فشار میداد تا پردمو بزنه وارد بود چی کار کنم اما 15 تا 20 مین طول کشید تا بتونه بزنه چون من از شدت درد خودمو جم میکردم اما یوهو با ی فشار شدید کامل رفت تو خیلی درد داشتم و میسوختم ی چند باری عقب جلو کرد و کاندوم دراورد بعد دوباره اومد کرد تو شروع کرد ب کردن.درد داشتم اما سرشاراز لذت بودم لباشو می خوردم اومو روم خوابید پاهامو داد بالاو اروم ارو منو میکرد نفسام داشت صدا دار میشد ک دستشو گذاشت رو دهنم هم داشتم حال میکردم هم خیلی میترسیدم خالم بیاد اما انقد لذتم زیاد بود ک یادم میرفت بجز ما کسی تو خونس.فک کنم نزدیک یک ساعت داشت منو میکردو همش درگوشم میگفت دوست دارم تو جنده منی تا اینکه سرعتش خیلی زیاد شدو بی حال افتاد روم و کلی قربون صدقم رفت فهمیدم ارضا شده.ی 10 مین تو بغلش بودمو پاشدم رفتم سره جام خوابیدم.فرداش سر میز صبحانه بی اختیار بهم میخندیدیم.
3سال از اولین سکسمون می گذره دیوونه وار همدیگرو کلی دوست داریمو می خوایم ازدواج کنیم

نوشته: ماندانا

Leave a Comment