Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
اولین عشقم فاطی افغانی - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

اولین عشقم فاطی افغانی

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمام کسانی که این خاطره رو می خونن.من تا حالا داستانی ننوشتم اولین بارم می باشد که تصمیم کرفتم اولین داستان عشقم فاطی افغانی رو بنویسم.البته قبل از هر چیزی به یه نکته اشاره کنم چرا بعضی ها با محارم خود سکس می کنن به نظر من ان دسته که با محارم خود سکس می کنن به نظر من از حیوون پست ترن .بعضی ها زن خود را به حراج می ذارن نمی دونم منظور این دسته ادمها از چنین حرکات زشت چیه .بالاخره امیدوارم خدا این دسته از ادمها رو به راه راست هدایت کنه امین یا رب العالمین.خوب بگذریم بریم سره اصل مطلب

من منصور 43 ساله از تهرون هستم و این خاطره برمیکرده به حدودا 20 سال پیش.تو محل ما یه خانم افغانی بود به اسم فاطی که اصلا محل رو ریخته بود به هم با اون هیکل خوشکلش همه حیرون این کوس افغانی بودن و همه بچه محلها دوس داشتن مخ این افغانی رو بزنن و با هاش حداقل یه بار سکس کنن تو این وسط یه اقا مجید رشتی تونسته بود مخ این خانم رو بزنه و با هاش دوس بشه البته قدیما موبایل نبود که فقط با اشاره و نامه پرونی با هم رابطه برقرار میکردن قدیمیا یادشونه. این اقا مجید نامه های عاشقانه این خانم رو به رفیقاش نشون داده بود و اونهام از نامه ها کپی کرفته بودن و به زور و تهدید وادار به سکسش میکردن.یه روز که من در مغازه بابام واستاده بودم امد پیشم گفت اقا منصور میشه یه خواهشی ازت بکنم گفتم جون بخواه خانم گفت می بینی این مجید ابرومو برده تو تنها کسی هستی که به من تیکه ننداخته تو رو خدا شماره مجیدو پیدا کن من بهش زنک بزنم و بهش فحش بدم.منهم یه چن روزی علافش کردم تا شماره رو بهش دادم البته موبایل نبود ولی تلفن ثابت بود.این شد رابطه دوستی اولیه بین ما. هر کاری که میکرد واسش انجام میدادم تا رابطه ما شد صمیمی ولی اصلا از سکس حرفی نمی زدیم با موتور با هم میرفتیم میگشتیم و اکه یه روز از هم خبر نداشتیم مثل دیوانه ها میشدیم تا یه روز دیدم نمیشه منهم احتیاج به سکس دارم ولی فاطی خانم به روی مبارکش نمی اره تصمیم کرفتم دیکه این رابطه رو تموم کنم و با هاش قهر کنم هر چی زنگ زد جوابشو ندادم تا زنگ زد به رفیقم به اسم مسلم اون زن و بچه دار بود وخیلی باهم جور بودیم از مسلم خواهش کرد مکانی ردیف کنه تا منو اون تنها باشیم اون هم قبول کرد و با من در میون گذاشت ما هم یه باغ بزرک که واسه پسر عموم بود در نظر گرفتیم و مسلم با ماشین من رفت فاطی رو بیاره و منهم رفتم باغ پسر عموم.

یه اتاق قشنگ وسط این باغ وجود داشت و من رفتم اونجا منتظر فاطی خانم تا رسید پرید بغلم و شروع کرد لب کرفتن البته ما تنها شدیم و همه رفتن بیرون.من شروع کردن قلیون کشیدن و اونهم مانتوشو در اورد وشروع کرد با نوار معین دلبرم دلبر رقصیدن و منهم دیکه طاقت نیاوردم پاشدم شروع کردیم رقصیدن و نم نم بازم لب تولب بد مصب شهوتش زده بود بالا و زبون منو میخورد لباساشو در اوردم نمی دونید زیر اون لباسا چی بود ممه های شق و کوچیک که ادمو دیوونه میکرد اوف شروع کردم به خوردن ممه هاش راستشو بخواهید اولین بارم بود بدن زنی رو لمس می کردم از کوسش براتون بکم بلور مثل برف شروع کردم خوردن کوسش واقعا کوسش بوی عطر میداد چه لذتی داشت کوسش راس میکن لذت قیمتی نداره وای از کونش واستون نکفتم کون قلمبه و بر جسته که جنیفر باید میرفت جلوش لنگ می انداخت با یه سوراخ کوچک در وسط ان الان که یادش می افتم کیرم بلن میشه بگذریم شروع کردم خوردن سوراخ کونش از پشت انداختم تو کوسش اون فقط ناله میکرد نه از روی درداز روی شهوت واقعا کوس تنکی داشت کیرم رو به زور فرو کردم تو کوسش و شروع به تلمبه زدن کردن بعد از چن دقیقه ابم که داشت می امد در اوردم ابمو ریختم رو کونش و همو نجوری خوابیدم رو کونش انکار مرده بودم و تو اسمونا پرواز .بد مصب این کوس چیه که باعث شادی و نشاط ما میشود.البته اون روز سه بار کردمش تا رفیقم کباب کرفت امد دور هم خوردیم و برگشتیم خونه هامون. این بود اولین حکایت سکسی من با فاطی افغانی امیدوارم خوشتون امده باشه خدا نگهدارتون باشه

نوشته: منصورتنها

Leave a Comment