Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
اولین گی سکس من تو جنگل - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

اولین گی سکس من تو جنگل

سلام دوستان من تا حالا داستان نذاشتم تو این سایت اگه اشکالی هست خدتون ببخشید البته این خاطرس تا داستان بریم سراغ ماجرا اما قبلش بگم که من کون کن نیستم من گی هستم یعنی احساس دارم به همجنس خودم از بچگی اینجوری بودم و دوستامو انگشت میکردمو میمالیدم اما از همون موقعه هم علاقه به سن بالا داشتم نمیدونم چرا!!! اما اونا واسم جذابتر بودن !!!! اما با کسی سکس نکرده بودم نمیدونم چرا شاید چون اعتقادات مذهبی قوی داشتم!!! ام خیلی دلم میخواست با مرد میانسال رابته برقرار کنم تو چت روما زیاد نبودم چون اونوقتا کامپیوتر نداشتم اما گوشی باز بودم باگوشی تو سایت کیپ و نیمباز عضو بودم و من اولین سکسمو از کیپ دارم!!

اون روز مثله همیشه تو کیپ دنبال ای دی های سکسی میگشتم که نزدیک هم باشه بهم!!! که یه عکسه رونه سفیدو ناز رو ایدی یکی که از قضا همشهری هم بودیم!!! وای سن 32 بود سفید!!! بهش پیام دادم و یه راست رفتم سر حرفای سکسی که چقد استایلتون قشنگ چه نازین و از این حرفا…! اونم بعد چندتا جمله قشنگ لو داد که گی هستش!!! یه چند روز چت کردیم تا اعتماد کنه اخه متاهل بود!! بالاخره رازی شد تل بده و قرار بزاریم!!! تو یه پارک جنگلی!!! دل تو دلم نبود!!! اخه عکس فیس نداده بود!!! چه شکلیه؟! سرکاری نباشه!! اون از من خوشش میاد!! از این حرفا من تو راهه پارک جنگلی بودم که گوشیم زنگ خورد جواب که دادم یه ماشین بهم بوق زد!!! رفتم پیش ماشین گفتم ببخشید اقا سینا؟!(خودشو سینا معرفی کرده بود!! البته بعدا فهمیدم اسمه پسرشه اسمش یه چیز دیگه بود!!!) گفت بعله!! بیا بالا یه اقایه حدودا 34_5ساله موهایه جو گندم! پوست سفید! بدنشم که از قبل دیده بودم عکسشو!1 دقیقا همون بود که میخواستم!! تو ماشین نشستم و حرکت کردیم سمت پارک جنگلی!!! تو از خودش گفت که چیکارس چرا و چجوریه واز خودشو زندگیش که گی هستو با خانومش مشکل داره و مجبوری ازدواج کرده!!! بهم گفت من اینجاهارو برسی کردم اون بالاتر خلوته وکسی نیس و ما راحتر میشه گپ بزنیم!! اما گپ کجا بود!! به جایی که میگفت رسیدیم از ماشینش یه زیرانداز دار اورد که پهن کنیم رفتیم بالای تپه چندتا درخت بزرگ بود رفتیم پشت اونا!!! زیلو که پهن کرد نشستیم و دستمو گرفت که صحبت کنیم من حشری شده بودم کیرم داشت شلوارمو جر میداد!! طاقت نیاوردمو سریع بطور وحشیانه ازش لب میگرفتم سریع اونجا تو جنگل لختش کردمو بدنشو میخوردم گردنو گوشو نک سینه!!! شرتشو که کندم باورم نشد یه ادمی که نهایت 160 قدش بود یه کیر داشت که کمه کم 20سانت بود!!!! بعد تازشم بات یعنی مفعول بود!!! کیرشو دهنم گرفتمو شروع کردم به ساک زدن این دفه اولم بود اما حسی این کارو انجام دادم واسش!!! بعد که حشرش زد بالا خوابوندمشو تف گذاشتم سر کیرمو تف انداختم تو کونشو کیرمو تا دسته کردم توش یه اخی کشید اما معلوم اینکارس!!! شروع کردم به تلمبه زدن!!! بکن بکنی شده بود از یه طرف میترسیدمو استرس داشتم که کسی نبینه مارو از طرف دیگه هم زانوهام که میخورد به خاک زخمی شده بودن و درد میکرد از اون ورم کونش جر خورده بود و خونو ان اره ان!!! زده بود بیرون به هر حال توجهی نکردمو تا ابم نمیومد نمیخواستم ول کنم !!! بلاخره اومد خدایا چه لذتی داشت!! دفه اول هر ادم به نظرم فرراموش نشدنیه!!! بعد دیدم اون ولو افتاده دیدم همون زیر ارضا شده بود !! عجب صحنه ای بود برگ و خاک دورو اطراف ریرو سفید خاکیه خاکی بود! اب کیر رو زیلو اب کیر من که تو کونش همراه ان و کون!!! خودم چندشم شد!! خودمو تمیز کردمو دبال کاغذ یا پارچه گشتمو اونو تمیز کردم لباساشو پوشوندمو کمکش کردم اومدیم پایین نشستیم رو نیمکتو دستمو گرفت و اونجا بهم پیشنهاد بی اف شدن داد!!! منم که از خدام بود سریع گفتم بله!!! سر راه نوشیدنی خوردیم منو رسوند ایستگاهو برگشم !!!! بعد اون قضیه همش زنگو اس ام اس میدادیم به هم شده بودیم عاشقو معشوق!!! بعد اون سکس دوبار دیگه هم باهم باهم بودیم!!! یکبار تو خونش!! یه بار تو دفتر کارش!!! اما منه خر قدرشو ندونستم!!!

قضیه جداییمون خیلی مضحک بود تقصیر من!!! یکی از اقوام فوت کرده بود!! طرفایه ماهم رسمه که اقوام میرن قبر واسه مدشون میکنن!!! منم رفتم! قبرو کندیمو من واسه استراحت رفتم تو قبر دراز کشیدم!! جو سنگین مذهبی و توبه و از این حرفا گرفته بودتم!!! که اون زنگ زد!! و گفت که امشب مکان جوره بیا پیشم!! منه خر هم کلی بهش فش دادم و مثلا نصیحتش کردم و قطع کردم!!! بنده خدا از پشت تلفن بقض داشت!! بعد دو روز مثه سگ پشیمون شدمو بهش زنگ زدم نه جوابمو داد نه جوابه پیامامو!!! بعد خطش خاموش شد!!! دیگه ندیدمش!!! ولی این تازه اول سکس و رابطه هم بود!!! لطفا نظر بدین که خوب بود یانه!! دروغ هم نبود!!! بعدا از بقیه ماجراهام واستون میگم

نوشته: راوی

Leave a Comment