Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
بلایی و لذتی که تا عمر دارم یادم نمیره
داستان سکسی

بلایی و لذتی که تا عمر دارم یادم نمیره

سلام.من الهام هستم از تهران 31سالمه و دوسال از همسرم جدا شدم به خاطر اعتیادش.خودمم تو یک شرکت خصوصی کار میکنم وخانوادمم هم تو اراک هستن.منم از مهریه ای که از همسرم گرفتم تونستم یک آپارتمان تو غرب تهران بخرم و تنها زندگی کنم.از خودم اگر بگم نه خیلی خوشگلم نه بیریخت ولی هیکلم بد نیست قد180 و وزن75 با سینه85 و گندمی هستم. بعد از جدا شدنم از همسرم هیچ رابطه ای نداشتم به هیچ عنوان چون از مرد ها زده شده بودم به خاطر همین کمی مشکل داشتم و رو به خود ارضایی اوردم .تا این که تو یکی چت شهوانی با یک زن دو جنسه آشنا شدم .اول به صورت چت بود و بعد هم بیرون همو دیدیم وبعد که به هم نزدیکتر شدیم خونم اومد.ولی به هیچ عنوان راضی به رابطه با من نمیشد. مدعی بود که نمیتونه همچین چیزی رو داشته باشه با یک زن.چند بار هم سعی مو کردم ولی نشد.مثلا یک بار تو حمام رفتم سر وقتش ولی به هیچ عنوان نمیتونست با من رابطه ای برقرا ر کنه.اونم که وضع منو دیده بود بهم پاتایا رو پیشنهاد دادکه اونجا همه جوره هستن و همه جوره هم زن دو جنسه یا همون شیمیل گیر میاد.بعد از دو سه هفته تو یکی از آژانس ها رفتم ثبت نام کردم و مدارکمو دادم وبرای آبان ماه92پرواز داشتیم به بانکوک و از اونجا هم با یک اتوبوس به پاتایا رفتیم.مارو به هتل لبوآ بردن که فاصله کمی تا ساحل داشت تقریبا ساعت4بعد از ظهر بود که هتل رسیدیم و اتاق هارو تحویل دادن.شهر قشنگی بود با هوای گرم و فوقالاده شرجی که اولین کارم یک دوش بود وبعدش با یک تابو شلوارک و کمی آرایش رفتم یک چرخی تو خیابوناش بزنم.شهر قشنگیه و پر از بار و کافه های رنگا رنگ ساعت 7 برگشتم هتل که بتونم چیزی بخورم.بعداز صرف شام داشتم میرفتم اتاقم که یک خانم سیاه پوست رو دیدم که چهره نمکی و جالبی داشت که سلام علیک کردم اونم با کمی فارسی و انگلیسی جواب داد که اسمت چیه و سنت با کی اومدی و از کجاییو اینجا برای چی اومدی که بتونم کمت کنم (تو صحبت هاش متوجه شدم که اهل نیجریه هستش واسمش الیسا هستش)منم کمی من من کردم که شماره اتاقمو گرفت گفت میام اتاقت صحبت میکنیم.نیم ساعت بعد در زد رفتم درو باز کردم .با کمی میوه اومد تو نشستیم روتخت و گفت که برای چی اومدی پاتایا.گفتم برای تفریح و…زد زیر خنده که پریدم تو خندش و گفتم مرد نمیخوام.شیمیل میخوام با یک نگاه شیطونی بهم فهموند که مطمئنی که گفتم برای همین اومدمگفت .ادرسی که شیمیل ها اونجا جمع میشن یعنی خیابون ساحلی رو بهم داد و کروکیش هم کشید بهم داد.گفت اونجا گیرت میاد ولی اگر بخوای من میتونم برات جور کنم ولی150بات برام اب میخوره.منم قبول کردم که گفت یک افریقایی هست میتونم برات بیارمش منم قبول کردم.که قرارمون ساعت 10 شب شد.منم تا اون وقت رفتم فروشگا هاش کمی بچرخم و خرید کنم تا ساعت 9:30 رسیدم هتل رفتم دوش گرفتم ویک حال حسابی به کس و کونم دادم وحسابی تمیزش کردم و یک لباس خواب خوشگل که از فروشگاهاش خریده بودم تنم کردم.یک آرایش غلیظ هم کردم.حسابی سکسی شده بودم مخصوصا با اون لباس سرخی که تنم بود.داشتم میوه میخوردم که صدای در اومد با کمی ترس رفتم درو باز کردم و خودمو کناری کشیدم.دیدم که الیساس اومد تو و پشت سرش هم یک خانم دیگه با یک تاب نیم تنه که سینه هاش داشت لباس رو میترکوند با یک شرتک اومد تو.دست دادیم وبهم معرفی شدیم اسمش آنجلا بود اهل سنگال قد کشیده ای داشت وچهره جذابی نداشت ولی قشنگ و خوش هیکل بودو کاملا سیاه.الیسا میخواست بره که گفتم کمی میترسم ازش تو هم بمون.خندید وگفت که نگران نباشم میرم لباسامو عوض کنم کارم تموم شده لوازممو جمع کنم بر میگردم پیشتون کارتو برداشت و رفت جلوی درگفت ولی قبلش باید150 بات رو به آنجلا بدی منم پولی رو که از قبل آماده کرده بودم روبهش دادم اونم گذاشتتو کیفش . .آنجلا اومد کنارم رو تخت نشست و دستمو گرفت تو دستش شرو ع کرد به نوازشو گفت که اگرآماده ای شروع کنیم منم با حرکت سر اوکی دادم.شروع کرد به لب گرفتن و خوردن گردنم منم که بعد از دوسال یکی داشت منو میمالوند و میخورد کلی خوشم اومده بودکمی بعدش تابشو در اورد واقعا سینه های خوش فرم و بزرگی داشت.وقتی شرتکشو در اورد و شرتشو هم در اورد دیدم یک کیر کوچولو شاید کمتر از 7-8سانت بیشتر نبود داره ولی سیا ه سیاه بود منو خوابوندرو تخت ولباس هامو شروع کرد به در اوردن و سینه هامو شروع کرد به خوردن و لب گرفتن ولیسیدن تنم.بعد بلند شد و کنار تخت واستاد منو هم نشوند کنار تخت و کیرشو گرفت سمت دهنم.اولش کمی بدم اومدکه سیاه هستش ولی با تموم این مواردش کمی زبون زدم ویواش یواش اون کیر سیاه کوچیکشو کردم تو دهنم .آنجلا هم شرو کرد تو دهنم تلمبو میزد سرمو از پشت گرفت وشروع کرد به تلمبه زدن.کم کم احساس میکردم که کیرش داره حجم پیدا میکنه و کل دهنمو گرفته ودیگه هم مثل اولش نمیتونم کلشو تو دهنم جا بدم یکیک ربعی براش ساک زدم منو خوابوند و شروع کرد کسمو خوردن.اینگار رو هوا بودم حسابی خورد برام زنونشو تو کسم فرو میکرد بعدبلند شد اومد وسط پاهام نشست و کیر بزرگش که الان حدود 17سانت میشد رو گذاشت رو کسم و یواش یواش فرو کرد تو کسم اولش کمی درد داشتم ولی یواش یواش اون درد تبدیل به لذت شد.شروع کرد تلمبه زدن که هی به سرعتش اضافه میشدتا حدی که مثل وحشی ها داشت تو کسم تلمبه میزدمنم که سینه هاش تو دستم بود ازشدت لذت و سرو صدام کل اتاق رو برداشته بود.بعد تو همون حالت منو بلند کردوخودش رو تخت دراز شد و منمرو کیرش بودم کل کل کیرش رو تو کسم احساس کردم تا چند دقیقه همون جور براش تلمبه زدم بعد دیدم در باز شد و دیدم الیسا اومد تو کنار ما اومد یک سیلی به باسنم زد و باسینم کمی بازی کرد و رفت پشت سرم که من دیگه نمیتونستم ببینمش.آنجلا هم منو بقل کرد وچسبوند به خودش واومد رو پنجه وشروع کرد تند تند تلمبه زدن چند دقیقه همون جور تلمبه زد اومد پایین که دیدم الیسا هم داره لخت میشه تو همون حالتکه منو به خودش چسبونده بود یکدفعه یک چیزی رو سوراخ کونم حس کردم اولش فکر کردم با مصنوعی میخواد بهم فرو کنه که یک چیزی شبیه ژل که سرد بود رو رو سوراخم حس کردم که دیدم انگشتشو فرو کرد تو اول یکی بعد دوتا سومی رو که فرو کرد دردم گرفت که شروع کرد به بازی کردن که جا باز کنه بعد اونارو در اورد و یک چیزی که کلفتر بود رو رو سوراخم حس کردم که همینجور یواش یواش داشت فرو میکرد تو تا اومدم به خودم بجنبم و تکون بخورم آنجلا منو محکمتر به خودش چسبوند که کل اون کیره تو کونم بود اینگار تو هوا بودم دوتا کیر تو خودم احساس میکردم که انجلا ولم کردسرموبرگردوندم دیدمالیسا خودشو چسبونده به من وقتی برگشتم دیدم بله.الیسا هم دوجنسس اونم خوش هیکل بود با سینه هایی که از آنجلا کوچیکتر بود ولی کیرش بلنتر و کلفتر بود.تو همون حالت چند دقیقه کس و کونم رو یکی کردن بعد جاشونو با هم عوض کردن انجلا شروع کرد تو کونم وحشیانه تلمبه میزد والیسا هم از پشت تو کون انجلا فرو کرده بود سه تامون به هم وصل شده بودیم بعد ازچند دقیقه انجلاکیرشو خارج کرد تمیزش کردو اومد جلوی صورتم وشروع الیساشروع بع جق زدن کرد براش که یک دفعه کیرشو کرد تو دهنم.منم فکر کردم میخواد براش ساک بزنم کمی براش زدم دیدم سرمو گرفته و اجازه نمیده که کیرشو ازدهنم خارج کنم یکدفعه دهنم پر از اب منیش شداونقدر زیاد بود که داشتم خفه میشدم که مجبور شدم همشو قورت بدم . که بعدش رفت یک گوشه افتاد.الیسا شروع کرد تو کسم با شدت به تلمبه زدن که بعد از نیم ساعت اونم کیرشو در اورد و روی سینم تخلیه شد.به حدی خسته بودم که نای بلند شدن نداشتم.انجلا تمیزم کرد لباس پوشید و خدافظی کردرفت بیرون.الیسا هم کمی لب بازی کردیم و اونم پاشد رفت .گفت که برای فردا با هم میریم بیرون میچرخیم. منتظر نظراتون هستم.امیدوارم کسی فهش نده که هر چی بگین به خودتون میرسه.تا سری بعد که ادامه سفرمو براتو تعریف کنم.بای

نوشته: الهام

Leave a Comment