Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
بهترین سکس من با خواهر زاده ام - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

بهترین سکس من با خواهر زاده ام

با سلام به دوستان شهوانی ام من پیمان هستم 19 ساله داستانی که هم اکنون برای شما تعریف می کنم داستانی کاملا واقعی است که تقریبا یک ماه پیش برام اتفاق افتاد. من دو سالی است که در خانواده خواهرم زندگی می کنم به علت مسئله درسی اومدم شهرستان برای ادامه تحصیلات. خوب بگذریم بریم اصل مطلب ….

داستان تقریبا از اونجایی شروع شد که من تو اتاقم مشغول مطالعه بودم که یهو صدایی شکستن یه چیزی اومده ( لازم به ذکر است اون روز کسی تو خونه نبود ورفته بودن بیرون )از جام بلند شدم که برم ببینم صدای چی بود واز کجا بود*)؟همه جا راگشتم ولی چیزی پیدا نکردم رفتم حموم رو نگاه کردم دیدم بله گربه لعنتی پریده جا هواکش حموم. واونو از جاش کنده وانداخته رو زمین داخل حمام. منم رفتم اونا رو جمع کردم و گذاشتم تو خونه شب که خواهرم اینها اومدن خونه .قضیه رو براشون تعریف کردم. بعدش رفتم اتاقم. یهو یه فکری زد به سرم چون من همیشه دنبال این بودم که سینه های قلمبه خواهرم را دید بزنم یا کوس یا کونشوببینم ولی هیچ فرصتی پیش نیومده بود یا اینکه سینه های تازه متولد شده و کوچولو خواهر زاده مو دید بزنم.خب چه فرصتی بهتر از این که اونها رو لخت وعریان از سوراخ بدون هواکش حموم دید بز نم. از اون موقع به بعد منتظر بودم یکی از اون دوتا بره حموم .روز بعدش داشتم تلویزیون تماشا می کردم که دیدم خواهرم داره آماده میشه که بره حموم .وای تصور کنید که چه حالی داشتم بالاخره وعده موعود فرا رسیده بود. یعنی من اونو لخت میبینم؟ سینه هاشو ، کوسشو و کونشو؟ ….بدنم خیلی داغ بود وقلبم تند تند می زد. بالاخره خواهرم رفت حموم ومن هم رفتم دم سوراخ حموم یه زیر پای آوردم وزیر پام گذاشتم چون سوراخ هواکش حموم بالا تر بود. خیلی آروم و بااحتیاط سرمو گذاشتم رو سوراخ وای خدا چی داشتم میدیدم خواهرم لخت لخت تو حموم .وای چه سینه ای و چه کوس وکونی. دیگه طاقت نداشتم قلبم خیلی تند تند میزد دلم ميخواست برم داخل و اینقدر کوس وکونشو جر بدم یا سینه هاشو بخورم تا سیر شم یه دفعه به خودم اومدم و گفتم اگه برم دیگه باید فاتحه مو بخونم و بد بخت میشم. خلاصه اینقدر لذمیبردم که نفهمید م که چطور آب کیرمو تو شلوارم خالی کردم! !!!! دیگه آخرای حمومش بود کم کم آماده میشد که بیاد بیرون منم زود اومدم پایین که برم داخل خونه تا شک نکنه .تا اینکه اومد و اصلا هیچی نفهمیده بود. واین روز گذشت تو اتاقم همش تو این فکر بودم که خواهر زاده مو ( تنها دختر خواهرم که 16 سال سن دارد )حتماً دید بزنم…منتظر بودم که یه روز بره تا اینکه خواهر زاده ام مینا اومد بهم گفت که من دارم میرم حموم اگه مریم( همکلاسی مینا بعضی وقتها میاد پیشش و با هم تو اتاقشن نميدونم با هم تو اتاق مینا چ غلطی میکنند! !!!! )اومد بهش بگو مینا حمومه تو برو من خودم میام خونه تون منم گفتم باشه من که از خدا م بود که تو بری حموم. خلاصه رفت حموم منم عین همیشه رفتم دم سوراخ هواکش ورفتم بالا دم سوراخ وای چه سینه های تازه ای جلو چشام بو د نوک کوچولو داشتند. کونش هم کوچولو بود کوسش که سفید سفید که داخلش صورتی رنگ بود خیلی تو کف بودم بازم آبم ریخت داخل شلوارم. خیلی دلم ميخواست که بکنمش لامصب تو خونه همیشه با لباس های راحتی میگشت. خلاصه او هم اومد بیرون. دیگه کارم همیشه این بود دید زدنشون تو حموم خیلی هم ارضا میشدم زود تا این که یه روز خواهرم خونه نبود رفته بود بازار. مینا از مدرسه اومد گفت که مامان کجاست منم گفتم رفته بازار. گفت که میره حموم یه دوش بگیره منم از خدام بود. مطابق همیشه رفتم دید بزنم که سرمو بردم که ببینم تا نگاه ام افتاد بهش دیدم که سرش به طرف هواکشه حمامه بله اون منو دیده زود اومدم پایین وای خدا بدبخت شدم اگه به خواهر م بگه چی واون هم به بابام اینها؟ ؟؟؟ یهو یه فکری زد به سرم رفتم دم در حموم وایستادم تا اومد بیرون خیلی خجالت زده بود بهش گفتم من تو رو تو حموم دیدم ولی اگه به کسی حرفی بزنی هر دو مون بدبخت میشیم چیزی نگفت فقط سرشو تکان داد گفتم اگه حرفی بزی من تو تکالیف درس زبان انگلیسی کمکت نمیکنم چون زبان هیچی نمیدونس و همیشه پیش من میامد و من کمکش میکردم. انگار ناراحت نبود که دیدش زدم خلاصه رفت و نشست رو مبل و منم رفتم رو اون یکی مبل که اومد پیشم نشست وگفت موبایل تو بده میخوام بازی کنم چون همیشه می اومد وگوشیمو از میخواسته به بهانه بازی کردن و موبایل منم همیشه پر فیلم سکسی بود. شاید بخاطر همین ناراحت نبود چون همیشه میرفته وسکسی های موبایلمو تماشا میکرده بدو ن اینکه چیزی بفهمم. منم موبایلمو دادم ورفت رو اون مبل .یهو دیدم صدای فیلم سکسی میاد گفتم داری چکار میکنی؟ بهم گفت که دارم فیلم تماشا می کنم منم رفتم پیشش دیدم بله داره سوپر تماشا میکنه منم از خدا م بود .نگاه کردیم چند دقیقه ای یهو گفت میخوام منو مثل این جر بدی. …وای چی میشنیدم یعنی مینا داشت این حرفا رو میزد؟ منم کوتاهی نکردم لباساشو در آوردم .و رفتم سراغ سینه های کوچیکش اینقدر خوردم تا سیر شدم خیلی آه و ناله میکرد. بعدش رفتم سراغ کوسش لیسیدمش .که بهم گفت میخوام کیر تو بخورم منم شلوارمو در آوردم کیرمو دادم دستش و گفتم بخور مال تو اینقدر خوب ساک میزد انگار قبلا ساک زده بود گفتم کوستو بکنم. گفتش نه خطر داره.رفتم سر کونش کیرمو داخل کونش کردم اینقدر تنگ بود به زور کمی بردم داخل خیلی جیغ و فریاد میکرد. آهسته آهسته تلمبه زدم که داشت کم کم آبم میامد .گفتم آب کیرمو چکار کنم گفت که میخواد بخوره منم زود در آوردم کیرم و آبمو خالی کردم داخل دهانش. از اون موقع تا الان هر روز یه سکس مخفیانه ای با هم داریم بدون اینکه کسی متوجه بشه.

نوشته: پیمان

Leave a Comment