Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
تور کردن پریسا جووون
داستان سکسی

تور کردن پریسا جووون

سلام به همه دوستان شهوانی من تازه اولین بارم هست میخوام داستان بنویسم اگه بد بود خودتون ببخشید بریم سر اصل ماجرایی که چه ماه پیش واسه من پیش اومد.

یه روز از سر کار برمیگشتم خونه تویی مسیر خیلی بهم فشار اومده بود مجبور شدم برم تویی پارک که تو مسیر خونه بود دستشویی کنم وقتی که وارد پارک شدم از دور دیدم یه خانم با بچش تویی همون پارک بودن و مشغول بازی کردن از دور که نگاهش کردم خانم خوشگلی به نظر میرسید یه لحظه وایسادم بهش خیره شدم کلا دسشویی رفتن رو فراموش کرده بودم به جاش بدجور هوس یه سکس رو کرده بودم خلاصه همین طور که نگاهم بهش خیره شده بود متوجه شدم اونم داره نگاه میکنه سری به خودم اومدم مسیر سرویس بهداشتی رو گرفتم و رفت. کارم که تموم شد اومدم بیرون دیدم خبری از اون خانم و بچش نیست خیای حالم گرفته شد رفتم طرفه ماشین که برم خونه دیدم اون طرفه خیابون دست بجش تو دستشه داره راه میره یه لحظه برگشت یه نگاه به عقب انداخت متوجه حضور من شد که داشتم نگاهش میکردم. به راه خودش ادامه داد کلی خوشحال شدم که دوباره دیدمش این دفع با خودم گفتم باید من این رو امروز جور کنم سری سوار ماشین شدم رفتم نزدیکاش یه بوق زدم شیشه رو کشیدم پایین گفتم ببخشید جایی میری برسونمت با یه لبخند که انگار خودشم منتظر بود من بیام طرفش گفت مرسی لطف دارید خونمون همین نزدیکی هاست پیاده میرم و به راه خودش ادامه داد بدجور خورد تو ذوقم نا امید نشدم دوباره دور زدم رفتم دنبالش تا رسید تو یه کوجه منم یواش کنارش رد شدم شیشه رو کشیدم پایین که متوجه حضور من بشه کارم جواب داد یه چندباری کنارش رد شدم و با یه لبخند جواب نگاهام رو میداد. آخرین دورم بود که پیش خودم گفتم هرچی بادا باد حرفم رو میزنم یا فهش میده یا قبول میکنه خلاصه رفتم رسیدم بهش اشاره کردم اومد نزدیک گفت بفرمایید کاری داشتید منم با کمال پررویی که در کل تمام بدنم هم میلرزید گفتم خانم ببخشید این حرف رو میزنم راستش من از شما خوشم اومده از تویی پارک تا حالا بدجور تو نخ شما هستم میتونم شمارم رو بهتون بدم اونم انگار منتظر همین بود بایه خنده گفت حالا شمارت رو بده شاید تماس گرفتم منم سریع شماره رو تو یه کاغذ نوشتم بهش دادم و زود حرکت کردم رفتم که زیاد تابلو نشه خوشحال و خندون رفتم طرف خونه منتظر موندم تا زنگ بزنه

باورتون نمیشه سه روز گذشت خبری نشد کلا نا امید شده بودم تو این همه مدت چند باری هم رفته بودم تو اون محله ولی هیچ وقت ندیدمش تا روز سوم نزدیکایی ساعت 3 بعدازظهر بود که یه شماره غریبه رو گوشی ما زنگ زد جواب دادم بفرمایید کفت سلام خوبی.صدایی یه خانم بود گفتم سلام بفرمایید گفت میشناسی گفتم نه والا اگه معرفی کنید شاید به جا اوردم گفت من همونی هستم تویی پارک همو دیدیم بعدش تو کوچه شماره بهم دادی باورم نمیشد اون باشه خیلی خوشحال شدم خلاصه صحبت کردیم از خودش گفت که 24 سالشه همون یه دختر بجه رو داره شوهرشم زیاد اهل کار کردن نیست در کل مفت خوره کم کم با هم صمیمی تر شدیم تا اونجایی که درباره مشکلات جنسی و زناشوییش هم با من دردو ل میکرد که بهم نمیرسه منم جووونم نیاز دارم من خر کیف شده بودم کور چه میخواد تو چشم بینا خلاصه یه روز قرار گذاشتیم همو بیرون ببینیم رفتم نبالش سوار ماشین شد رفتیم دور بزنیم در مسیر که داشتیم میرفتیم دستش رو گرفته بودم و حرف میزدیم همین جور کم کم ستم و به پاهاش میکشیدم دیدم چیزی نمیگه به خودم که اومدم که ست و ول کردم دارم رون پاهاش و ماساژ میدم اونم ساکت شده بود و جلوشو نگاه میکرد کم کم دستم رو به کسش نزدیک کردم از رو شلوار داشتم با کسش ور میرفتم دیدم چشماش و بسته و داره تند تند نفس میکشه سری دستش رو گرفتم گذاشتم رو کیرم اونم شروع کرد باهاش ور رفتن سری تو یه خیابون خلوت زدم کنار شروع کردم لب گرفت ازش اونم و اوج شهوت داشت همراهی میکرد به اوج شهوت رسیده بودم هوا م تاریک شده بود خیابونم خلوت بود جایی هم داشتم ببرمش اون موقعه بهش گفتم فریبا حالم بدجور خرابه چیکار کنیم اونم گفت جایی نداری بریم راحت باشیم گفتم نه حالا جا از کجا بیارم این موقع گفتم همین جا میشه گفت نه یکی میرسه عابروم میره گفتم نترس با اصرار قبول کرد سریع شلوار و شرتش و با م کشید پایین منم صندلی و دادم عقب چراغ ماشین رو خاموش کردم ولی خود ماشین روشن خود شلوارم و دم زانو پایین اونم اول یه ضره کیرم رو خورد خوب که سیخ شد اومد روش نشست کس تنگی داشت به خاطر لاغر بودنش راحت تونستم کیرم رو تو کسش عقب جلو کنم خیلی کس خوشی داشت صدایی جفتمون بالا رفته بود دیگه توجه به اطرافمون نداشتیم یه ده دقیقه طول کشید که هم زمان با هم ارضا شدیم ابم رو تو کسش خالی کردم خودش میگفت قرص میخورم سریع لباسش و پوشید یه چرخ دیگه زدیم بعد سوندمش خونشون هنوزم با هم هستیم سکسهای دیگه هم اشتیم که بعد دوباره براتون مینویسم امیدوارم خوشتون اومده باشه عزیزان
پایان

نوشته:‌ علیرضا

Leave a Comment