Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
تو فوق العاده ای
داستان سکسی

تو فوق العاده ای

سلام..این داستان حقیقت محضه اسماش درسته اما کاملا معرفی نشده ..
تو فوق العاده ای رو در نظر داشته باشید من پویان 30 ساله دانشجوی سال سوم رشته …..بودم که توی یه مهد کودک به سمت …..از طرف یکی از دوستان مشغول به کار شدم….
کار من آموزشه….حالا نمیگم آموزش چی…اون مهد اسمش……بود و توی کرمانشاهه… توی اون مهد دخترای خیلی زیادی بودن که بد جور نظر منو به خوشون جلب میکردن….اما یکی خیلی شیطون بود و همیشه باهام کل کل میکرد….اسمش م…بود..شماره همدیگه رو گرفتیم….اما رابطه ای نداشتیم….بعد از دوسه هفته که من بخاطر دانشگاهم هرهفته میومدم و میرفتم عید شد و مامان اینا زدن رفتن مسافرت…دقیقا 17 فروردین سال 90 بود…که اونموقع 28ساله میشدم و بهش زنگ زدم و اومد خونه…اونروز کلی حرف زدیم صادقانه و دوستانه و وقت رفتنش سرشو بوسیدم بگذریم که یه دونه مو روی ابروش بود و اصرار کرد که با موچین برش دارم منم قبول کردم چششاشو بسته بودن و لبشو غنچه کرده بود اما خطا نکردم و نبوسیدمش…

اون روز گذشت بعدش کلی درباره سکس حرف زدیم و قرار شد اگه خونه تنها بودیم از پشت با آرامش و رضایت خودش باهاش سکس کنم…میگفت تجربشو نداشتم…منم قبول کردم دو رویا کافیشاپ رفتیم و کلی خندیدیم و خوش گذشت…

تا اینکه یه رو شوهر عمم تو جاده تصادف کرد و فوت شد…پدر و مادرم برای فاتحه و تشیع جنازه رفتن سنندج و من دل تو دلم نبود….من خوشم از مراسم ختم نمیاد..و ختم هیچکی نمیرم همه میدونن موندم خونه بهش اسمس دادن و گفتم بیا اونم کمی لفتش داد و جواب داد زودتر از 3نمیتونم بیام…مامان اینا 11 صب رفتن منم آماده شدم براش نمیدونستم چیکار کنم…تا اونموقع لاپایی و دکتر بازی و شیطنت داشتم ولی بخدا بار اولم بود که میخاستم با یه دختر سکس کنم اونم نه در مالی بصورت جدی

ساعت سه د زنگ زد گفت من گذرنامه هستم منم رفتم در حیاط و منتظر موندم دو دقیقه نکشید و اومد تو اولین کاری که کرد تا گفتم سلام لبمو بوسید شکه شدم گفتم وای خدا خنجرو از رو بسته رفتیم تو اول کلی همدیگه رو بوسیدیم زبونمو میکردم تو دهنش فرنچ کیس….خیلی عالی بود لباش…آروم آروم لباسامونو در آوردیم و کیرمو از کنار شرطم درآوردم و گفتم دالی….کلی خندید…شورتمو کشید پایین روی تختم دراز دراز کشیدم و کیرمو بدون اینکه بهش دس بزنم تکون تکون میدادم…تعجب کرد گفت چیکار میکنی گفتم هیچی دارم برای نبرد آمادش میکنم فعلا تمرینات کششی میزنه تا صاف وایشه….اینو گفتم گفت تو دیووونه ای همین چل بازیاته که منو عاشفت کرده خل من…اومدو کیرمو دستش گرفت و کمی نیگاش کرد یه بوس از سرش کرد و دادش تو دهنش…وای داشتم میمردم تا نصفه میکرد تو دهنش با زبونش زیر کیرمو میمالید…داشتم دیوونه میشدم نزدیک آب اومدنم بود کشیدم بیرون و لب گذاشتم تو لبش تا کمی ازتنشم کم بشه لختش کردم و دیگه دس به کیرم نزدم چون میدونستم که اگه یه کم دیگه تحریک بشم آبم میاد کسشو خوردم وای چه کسی لزج و لیز…میخوردم و میرفتم بالا مسبوسیدمش و بازم میخوردم…داشت میمرد میگفت پویان بخور همش مال توهه…دردت به جونم
ارضا نشد ولی کسش خیس خیس بود….یهو رفتم بالا ببوسمش گفت میکنی توش…با یه صدایی اینو گفت که بند لم پاره شد دستا میلرزید و با صدای حشری گفت…فقط دردت تو قلبم یواش باشه شنیدم خیلی درد داره پوری آخه بچه های کوچولوی مهد بهم میگفتن پوری جون منم رفتم یه کاندوم کینگ آوردم که صورتی بود و تاخیری ژل توی بسته رو باز کردم و ریختم روی کیرم و مالیدم و بازم ازش لب گرفتم تا ژل تاخیری کار خودشو بکنه بعد از 5دقیقه که لبم تو لبش بود کاندم رو از فایل آلمینیومش درآوردم و سرشو گرفتم تا باد توش نباشه و کشیدمش روی کلاهک کیرم و رفتم نزدیک نردهای تخت کیرمو از لای نرده رد کردم ک گفتم با دستات بکشش روی کیرم…اونم با دست چپش کشید رو کیرم اونایی که کاندم زدم خددشون میدونن همین کشیدن کاندم یه جوری آدمو حشر میکنه چون اون حلقه ته کاندم تا آخر باز میشه و آدم قلقلکش میاد …اوففففف یه ژل سیمپلکس بابونه خریده بودم کمی ژل زدم در سوراخ وون و انگشت وسطم رو آروم فرستادم توش و ازش لب گرفتم نفسش یکم تند شده بود یه اویی گفت و بیشتر چسبید به لبم…کمی با انگشتم آروم در سوراخشو توشو مالیدم و دومین انگشتمم فرستادم توش…تا دومین انگشتو گذاشتم از لبم جدا شد و با یه صدای لرزون گفت:::آخخخخخخ پویان یواش… منم به حرفش گوش کردم و گفتم چشم دردت به جونم آروم آروم میمالیدم در سوراخش و انگشت میکردم توش و به اطراف انگشتمو میکشیدم…گاهی چپ گاهی راست گاهی بالا گاهی پایین یه نگاه به ساعت انداختم 4بود…گفتم عشقم بکنم توش گفت باشه…یهولب ازش گرفتم و خابوندمش روی تخت بهش گفتم پاهاشو جم کنه دستاشو گرفتم و بردم پشت قمبلای کونش و قمبلاشو کشیدم و گفتم اینو واسم نیگر دار کمی ژل زدم به سر کاندم یه ریزه تف هم زدم در سوراخش آخه اونایی که با ژل سیمپلکس کار کردن میدونن کمی خشک میشه ولی به مدد تف دوباره روون روون میشه کیرو گذاشتم در سوراخش یه کیر 20سانته دورش 5 سانت با کلاهک کلفت و قرمز که کاندم صورتی روش بود و میخواست بره توش آروم آروم کردم توش اول سرش..گفت…آخ…نیگر داشتم چند ثانیه مکث یکم دیگه….اویییی یواش….نصفشو کردم توش……آاااااااه…… در گوشش گفتم بزار همشو بکنم….گفت پویان درد دارم بکن ولی یواش پرسیدم دردت از 10چند تاس گفت 6 آروم خیلی آروم کیرو یواش یواش و ذره ذره دادم تو…صداش میلرزید وقتی تا ته رفت تو کاملا مثل حالت فیله از تخت جدا شد…نفسش بند اومده بود بعد یکی دوثانیه با صدای لرزونش گفت …..آخخخخخخخخخ پویان گردنشو بوسیدم و آروم خوابوندمش روی تخت و هسچ حرکتی نکردم حتی یه تکونم نخوردم فقط گوشش و گردنشو لیش زدم و با یه دستم دستشو گرفته بودم و اونم دستمو فشار میداد…هیچی نمیتونست بگه ساکت بود…منم گفتم دردت تو قلب پویان نفس عمیف بکش خودممم با اون برای کم شدن تنشم نفس کشیدم…نفس عمیق آفرین دردت یکی دیگه یکم آروم شد…هنوز دستمو فشار میداد و یه ور صورتشو چسبونده بود به تخت…زیر سرش بالش نزاشتم تا گردنش اذیت نشه و صاف بخوابه… بعد یه دو دقیقه آروم اونیکی دستمو یعنی دست راستمو انداختم زیر سرش و لپش رو گذاشت روی دستم آروم خیلی آروم تلمبه کردم با دست راستش مچ دست راستمو که زیر سرش بود گرفته بود و دست چپش عم توی دستم بود و دقیقا زیر سینه های ناز و مرمریش هر چی تامبم تند تر میشد بیشتر عکس العمل نشون میداد بعد دهوتا تلمبه آروم و یواش که تا مزدیک کلاهک بیرون میکشیدم و آروم و عمیق میکردم توش…سرعتمو بیشتر کردم…نفس میکشید و دست راستمو که زیر سرش بود میبوسید میگفت بکن عشقم….گفتم دردت از یک تا ده چنده گفت 6…منم دیگه پرسیدم پس واقعا بکنم و با سر تایید کرد و گفت اومممممم….یه جوری گفت اوممم دیوونم کرد کردم هی سرعتم تند و تند تر میشد…..دیگه در میاوردم و میدادم توش شلپ شلوپی راهوانداخته بودم که نگو …نور آفتاب ساعت 5بهار افتاده بود تو اتاق…. یهو دست چپمو برد سمت کسش و منم نامردی نکردمو فحمیدم چی میخوا ملیدمش وای کسش خیس خیس بود اینقد که دستمو کاملا خیس کرد داشتم میمردم از آب و عرق عرق از دماغم میچکید بد جور پاهاشو توی پاهام قفل کرده بودم….یهو یه جمله تاریخی گفت پویان آخخخخخخ بکن…..اوففففففف…تو فوق الاده ای دردت به قلبم…..تو فوق الاده ای این جمله تا آخر همرپ یادم نمیره دیگه داشتم میترکیدم نردیک بود آبم بیاد ولی مگه اون ژل تاخیری میزاشت اونایی که ژل تاخیری زدن میدونن من چی میگم…خیل آروم میاد آدمو جون به سر میکنه دیگه به خط پایان نزدیک شده بودن و هر لحظه نفسامون و لبامون تو هم گره میخورد و حرفای عاشقانه میزدیم..با پنج تا تلمبه مرگ بار آبم اومد و چون کاندم زده بودم ریختم توش بعد یع عشق بازی فوق الدهوانجام دادی لب همیدیگه رو بادندون میکشیدیم و بوس میکردیم زبون میدادیم تو دهن همدیگه و هر دومون خیس عرق بودیم همینجوری یه 20دقیقه گذشت کیرم خابیده بود و آروم درش آوردم…و دیرش بود…و رفت دسشوی و دم در یه بوس اساسی ازم کرد و رفت قبلش گفت کمس میسوزه و درد دارم گفتم برو داروخونه یه کرم هست با 8تا سرنگ اپیلیکاتور اون بگیر و یه یپویال پر تزریق کن داخل مقعدت و گاز استریل بزار روش و بخواب خوب میشی شب اسمس داد دردت تو قلبم که اینقد با سوادی اصلا درد مدارم دکتر خوشتیپ خودم اینم از داستان سکس من..
کاملا حقیقته… تقدیم به شما نظراتون رو با روی باز میخونم و برام همه نظرها محترمه حتی اونایی که با فحش دادن شخصیت خونوادگیشونو نشون میدن درود بر شما.

نوشته: راست قامت

Leave a Comment