Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
جشن تکلیف توی قطار - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

جشن تکلیف توی قطار

با سلام
اسم من یاشاره الان 22 سالمه.حدود9-8 سال پیش اتفاقی برام افتاد که میخوام بنویسمش.قسمتی از این داستان تخیلی.!!من با یه پسری به اسم محمد دوست بودم.دوستی ما خیلی طولانی و صمیمی بود به طوری که تو مدرسه به هیچ وجه از هم جدا نمیشدیم اما اون سال افتادیم تو دوتا کلاس متفاوت!! اما باز هم توی زنگ تفریح ها باهم بودیم که بعد یه مدت محمد با یه پسری که اینجا اسمشو میزاریم سعید اشنا شد.یک روز دیدم تو وایبر محمد پیام داد که:یاشار بابا این سعید خیلی کسخله
گفتم:چرا؟دیدم چند تا عکس فرستاد برام تو اونا مکالمه بین اونا تو واتس اپ بود که نوشته بود سعید:سلام محمد:سلام سعید:باو چرا اینقد با اون دوستت میچرخی یکم با من باش با من حال کن(منظورش من بودم)
محمد:حال کنم منظور؟
اینجا بود که سعید برای محمد توضیح داد که گی هست و میخواد بده.و بهش گفته بود زنگ ورزش به محمد حال بده. محمد هم به من گفته بود از اون روز به بعد لحظه شماری میکردم برای زنگ ورزششون که قرار بود ده دقه اخرم منم بیام بیرون و برم حال کنم. اما نشد! تا اینکه بعد از اون ما خیلی سعید رو مسخره میکردیم.بعد چند ماه که خورد تو اواخر بهمن قرار شد ببرنمون مشهد برای جشن تکلیف.ما هم ثبت نام کردیم.تا اینکه به سرمون زد بریم به معاون بگیم مارو بندازه تو یه واگن با سعید اما بدون اطلاع سعید.مام رفتیم و گفتیم که میشه ما چهار تا رو بندازن تو یه واگن(ما یه دوست دیگه هم داشتیم ولی منو محمد باهم صمیمی تر بودیم)اونا هم گفتن باشه.
روز موعود فرا رسید D: !سوار قطار شدیم و رفتیم تو واگن وقتی سعید مارو دید جا خورد اول سر و صدا کرد که شما اینجا چی کا میکنین و برین بیرون ولی بهش گفتیم ما هم کوپه ای هستیم و کاغذ رو نشونش دادیم اخر سر ساکت شد.12ساعت تا اونجا راه بود.حدود 4 ساعت بعد از حرکت هوا تاریک شد من و محمد رفتیم از معاون مدرسه پتو بگیریم!که من به محمد گفتم :من تو کف سعیدم اول محمد قبول نکرد ولی اخر راضی شد!رفتیم تو کوپه و گرفتیم خوابیدیم یه نیم ساعت بعد که مطمین شدیم سعید خوابهرفتیم تو تخت خوابش منو محمد کشیدیم پایین و شروع کردیم به مالیدن سعید من و محمد خیلی حشری شده بودیم که یهو سعید بیدار شد و خواست داد و بیداد کنه که من جلو دهنشو گرفتم و اروم گفتم:مگه تو همینو نمیخواستی؟ساکت شد مث اینکه خودشم داغ شده بود اول اکراه داشت بعد که روش باز شد خودش شروع کرد به ساک زدن برای من. عالی ساک میزد خیلی حرفه ای بود صورت سفیدش حشری ترم میکرد محمد گفت:پس من چی؟سعید به کونش اشاره کرد یعنی کونم برا تو محمدم از خدا خواسته سریع رفت سراغ کونش یک ذره تف زد و شروع کردن اروم ارئم تلمبه زدن یه 2 دقیقه گذشت دیدم داره ابم میاد به محمد اشاره کردم بیا جامون رو عوض کنیم اونم قبول کرد من رفتم سراغ کون سعید وای داشتم دیووننه میشدم یه کون تپل سفید جلو روم بود اروم اروم شروع کردم به داخل کردن کیرم اولش یه جیغ نازک کشید بعد من دوباره تف زدم و سرعتو بیش تر کردم وایی چه سکسی بود شروع کردم تلمبه زدن یه 5 دقیقه طول کشید(من زمان بچگیم جق زیاد میزدم به همین خاطر دیر تر ارضا میشدم)دیدم داره ابم میاد تا اومدم بکشم بیرون ریخت تو کون سعید اونم فهمید و عصبانی برگش گفت هوی خره چی کار میکنی؟اعصابش خورد شد کشید بالا و رفت دست شویی و اومد گرفت خوابید البته یک بارم تو راه برگشت بهمون حال داد خیلی ممنون از اینکه داستانو خوندین اولین داستانم بود پس اگه بد بود ببخشید!اگه جقتون نیومد ببخشید!اکه کفری شدین ببخشید! فداااا مدااااا

نوشته:‌ یاشار

Leave a Comment