Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
حال دادن تو پریودی - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

حال دادن تو پریودی

سلام اسم مستعار من ریحانه هست میخام از خاطره ی سکسی خودم براتون بگم ک کاملا واقعیه و غلو هم اصلا نداره احتمالا برای خیلی از شما پیش اومده هر کیم فک میکنه دارم دوروغ میگم نخونه اول بگم ک من خیلی هات هستم و سکس وحشی رو خیلی دوست دارم دختر خوشکل و توپری هستم سینه های عادی دارم ولی باسن خیلی بزرگی دارم از جلو هم ک بگم کس سفید و تپلی دارم من15سالمه و تا حالا زیاد سکس نکردم یعنی موقعیتش پیش نیومده من تا حالا دوست پسرای زیادی داشتم ولی جرات نکرده بودم با هیچکدوم سکس کنم اخه همیشه از سکس میترسیدم ولی بعد از دیدن فیلمای پورن و خوندن داستانای سکسی و دیدن حال و حول این و اون ترسم ریخت و خیلی دلم میخاست سکس کنم ولی مامان و بابا همیشه بالای سرم هستن و خیلی سخت گیرن و نمیذارن من جایی برم واسه همین مجبور ب خود ارضایی میشم بریم سر اصل ماجرا

من ب سایتای اجتماعی علاقه ی زیادی دارم و تو اکثرشون عوضم ی روز تو بیتاک برام ادد اومد من معمولا اد ریکوست ها رو قبول نمیکنم ولی اون فرق داشت ی پسر قد بلند هیکلی و خوشکل خوشکل ک ن خیلی جذاب بود ولی قد خیلی بلندی داشت اخه از تمام پسرایی ک تو عکس بودن ی سر و گردن بلند تر بود اندامشوم ک واییییییی خیلیییی سکسی بود خلاصه ما ادد این اقا خوشکله رو ک دیدیم بی اراد زدیم اکسپت خدایی عالی بود نتونستم اکسپت نکنم خلاصه با هم چت کردیم و از خودمون گفتیم ی 2-3هفته ای در مورد چیزای معمولی حرفیدیم تا این ک اقا ساسان[اسم واقعی نیست] سر صحبتو وا کرد و پرسید؛ -اهل سکس هستی؟! -تاحالا سکس نکردم ولی خب بدم نمیاد یعنی هیچکس بدش نمیاد -میخای واسه اولین بار با من تجربه کنی؟! -چی بگم -بیا ی دور همو ببینیم بعد اگه از من خوشت اومد و خاستی با هم سکس میکنیم -ولی من نمیتونم بیام بیرون میدونی ک -خب هر وقت تنها شدی بگو بیام خونتون {از اونجا ک تابستون بود و من مدرسه نداشتم و مامانم همش صبح میرفت بیرون و بابامم همیشه صبح ها میرفت سر کار میشد موقعیت جور کرد} -باشه ما رابطمونو ب صورت چتی و تلفنی ادامه دادیم. ی شب مامانم ب من گفت ریحانه جان من فردا میرم خونه خالت حواست باشه اگه صبح پاشدی دیدی نیستم در جریان باش چون اصلا دلم نمیخاد هی زنگ بزنی بری رو اعصابم منم خوشحال و خندان گفتم برو نامردم اگه دنبالت بگردم -میبینیم خلاصه من رفتم و ب ساسان خبر دادم ک فردا کسی خونه نیست و بیاد خونمون ولی ی مشکلی بود اونم این ک من پریود بودم و نمیتونستم کاری کنم ولی خب موقعیت از اون بهتر جور نمیشد اون شب من همش دل هوره داشتم اخه اولین باری بود ک ی پسر میخاست بیاد خونمون خلاصه اون روز صبح از شدت هیجان ساعت8بیدار شدم و صبحونه خوردم و رفتم دوش گرفتم و موهای کونمو زدم طرف های ساعت9بود ک مامانم رفت بیرون بابامم ک طبق معمول ساعت7:30رفته بود سرکار من ب محض رفتن مامانم زنگ زدم ب ساسان و بعدشم لباسمو عوض کردم و ساپورت مشکی نسبتا نازک و ی تیشرت استین حلقه پوشیدم روشم ی بلیز طلایی استین کوتاه موهامم باز گذاشتم فقط جلو موهامو ی خورده مدل دادم {من موهای خیلی بلندی دارم و موهای بلندم میدونید ک شهوت انگیزه }ارایش نسبتا زیادیم کردم و رژ قرمز مایع براق زدم و عطر سکسی ملایمم زدم کونم زیر ساپوت کاملا خود نمایی میکرد حدود نیم ساعت الکی چرخیدم تا اینکه صدای زنگ در اومد قلبم ب تاپ تاپ افتاده بود درو باز کردم ساسانو جلو روم ک دیدم ضربان قلبم تند تر شد دست دادیم و اومد داخل چند دقیقه ای نشستیم و در مورد چیزای الکی حرفیدیم بعد از ی ده دقیقه دست انداخت دور گردنم و با چشای مشکیش ذل زد تو چشامو لبشو اورد جلو و لبامو لیسید و خورد داشتم دیوونه میشدم عز خود بیخود بودم دستمو کردم تو موهاش و همراهیش کردم ساسان گفت بریم تو اتاقت رفتیم تو اتاق من ساسان منو چسبوند ب دیوار و شروع کرد ب خورد لبام پاهاشم بین پاهام بود پاشو بین پاهام تکون میداد و کسمو با پاش میمالید{زیاد مالششو حس نمیکردم اخه نوار بهداشتی مانع شده بود}لیزی کسمو حس میکردم داشتم دیوونه میشدم ساسان دست بد تو موهامو از با نوک زبون از دم لبم تا گردنمو لمس کرد چشام از شدت حشر سیاهی میرفت و بی اراده اه میکشیدم ساسان کامل چسبید بهم و گردنمو میخورد هی من گردنمو جمع میکردم و اون محکم تر گردنمو میلیسید و میمکید ی ذره ازم فاصله گرفت و زیپ بلیزمو کشید پایین و همچنان گردنمو میلیسد لبشو از رو گردنم جدا کرد و در گوشم گفت ریحانه مال کی هستییییی من با صدای حشری و اروم گفت مال ساسانمممممممم -اهههههههه جوووووووون مال خود خودمیییی اینو گفت و منو پرت کرد رو تخت و اومد روم سفتی کیرشو رو رونم احساس میکردم داشتم دیوونه میشدم ساسان تی شرت منو زد بالا سوتینمم زد بالا از شکمم تا زیر سینو شروع ب لیسیدن کرد داشتم دیوونه میشدم همزمان با لسیدنم سینه هامم میمالید اومد بالا و شروع کرد ب خوردن سینه هام داشتم از حال میرفتم تو بغلش خاست رتمو بکشه پایین ک دستشو گرفتم و گفتم پریودم ولی باورش نشد ب زور شرتمو کشید پایین و وقتی دید پریودم سگرمه هاش رفت تو هم و گفت شانس منه ک این کس تپل پریوده؟!!!! لباشو بوسیدم و گفتم عب نداره نفس گفت برام میخوریشششش؟! -اره عشقم -جووووون عشقم بخورش ک بد شقه -اوووووف عشقممممم اون نشست پایین تخت و من حالت دمر خابیدم زیپشلوارشو کشیدم پایین و کیرشو اتو شرتش در اوردم زیاد بزرگ نبود ولی خب بدم نبود شروع کردم ب خوردن ناله های مردونش هنوز تو گوشمه داشتم روانی میشدم از ناله هاش میلیسم و میمکیدم بعد چند دقه گفت عزیزم تا ته بکنش تو حلقت ولی من نمیتونستم خودش سرمو تا فشار داد ب کیرش داشتم عق میزدم ولی اون تازه داشت حال میکرد صدای جون گفتناش بلند شده بود کیرشو از دهنم در آورد و رفت پشتم رتمو تا قسمت لمبرای کونم کشید پایین و گفت جوووووون نگاه چ گندس ی تف انداخت و کیرشو گذاشت دم کونم و شروع کرد ب فشار دادن خیلی درد داشت ولی حال میکردم دوتا تلمبه ک زد دردش خیلی کم تر شد و داشتم فقط حال میکردم کیرش تا ته تو کونم بود و تلمبه میزد داشتم روانی میشدم ولی کسم داشت میترکید چوچون نمیتونستم ارضا شم حالم گرفته شده بود ساساسان ی دقیقه ای تلمبه زد و ابش اومد و خالی کرد تو کونم حس میکردم اب جوش تو شکممه ساسان گفت نفس ی چن دقه دراز بکش سوراخش جمع شه اگه الان پاشی همه ی ابا میریزه بیرون کثیف کاری میشه منم ب حرفش گوش کردم و ی ده مین دراز و کسیدم و بعدش رفتم دسشویی و بقیه ی ابایی ک کونم پس زده بود رو شستم و اومدم لباسامو پوشیدم و با ساسان چن مین در مورد سکسمو حرفیدیم و بعدش ساسان تشکر کرد و رفتم منم جمع جور کردم ک لو نرم و اون سکس ب یاد موندنی شد هرچند ک ارضا نشدم ولی دفعه های بعد ساسان خوب حال داد این داستان مال حدود6ماه پیشه و من ساسان هنوزم با همیم ببخشید اگه غلط املایی داشتم اگه خوشتون بیاد بازم مینویسم.

نوشته: ریحانه

Leave a Comment