Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
حال پنهانی تینا در اتوبوس - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

حال پنهانی تینا در اتوبوس

سلام من تینا 25 سالمه دانشجوی حسابداری در خارج از محل اقامتم درس میخونم.ایام تعطیلات که میخواستم برای دیدن خوانوادم به شهر خودمون بروم بیلط اتوبوس تهیه کردم وراهی شدم خوشبختانه کنار من کسی ننشسته بود که مزاحم داشته باشم ولی صندلی جلو دوتا جون خوش تیپ نشسته بودن که مدام منو میپاییدن.وحرکاتمو زیر نظر داشتن.بدی اتوبوس اینه که پاها آویزون باید باشه ومنم اصلا دوست ندارم این مسئلرو واسه همین کفشامو درآوردمو پامویه جایی به صندلی جلو تکیه دادم وخوابم برد که ناگهان یه حسی داشتم گویا کسی داشت شصت پامو لیس میزداز خواب پریدم وای چه حالی میداد تمام انگشتا داشت لیس میزد وگاز میگرفت حس عجیبی بود میخواستم بکشم عقب ولی دلم نذاشت نگو پامو بی اختیار لای صندلی جلو کرده بودم.خلاصه منم امید یه نیگا به من کردوبه مسافرای خوابالو بعد دستشو از پشت صندلی آورد جلو ودستمو گرفتو کشوند جلو و باز شروع کرد به لیسیدن انگشتای دستم منم این وسط کیف میکردم ازم شمارمو خواست تا بتونه اس بده کسی نفهمه ندادم واسه همین تو گوشیه خودش مینوشتو نشونم میداد اونم با خط درشت بعد گوشیو داد دستم تااسممو بنویسمو غیره .من که خیلی حشری شده بودم اجازه دادم دستشو روی پاهام بردو نوازششون میکرد زیپش شلوارمو باز کردوکسمو از رو شرت میمالوند منم بیشتر خودمو جلو کشیدم تا راحت تر باشه.یواش یواش شورتمو کشید کمی پایینو انگشتشو گذاشت رو کسمو میمالوند منم کیف میکردم Blush این وسط شانسمون همه خواب بودند وکسی متوجه کارای ما نمیشد.گفت یواشکی اینجوری نمیشه رو صندلی دراز بکش شلوارتو بکش پایین همین کارو کردم اونم کنار پنجره بود دستشو آورد دوتا انگشتشو کرد تو کسمو عقب جلو مبکرد وای وای (اینم بگم که اوپنم)اولازم پرسید منم گفتم مشکلی نداره.وای چه حالی میداد.که ناگهان چراغای اتوبوس روشن شد راننده واسه شام یه جا وایساد منم زود خودمو جم وجور کردم.رفتیم پایین شام خوردمیمو اینا وسوار شدیم.بعد یه ساعت که مردم دوباره چرتشون زد داستانمون شروع شد کمکم شمارمو گرفتو اس بازی میکردیم بعد گفت همه خوابند میخوام بیام پیشت تو که تنهایی مشکلی نداری منم گفتم میترسم .اومد کنارم نشست یه بوس از هم گرفتیمو زیپ شلوارشو باز کرد گفت یه بوسش میکنی منم که تا حالا کیر نخورده بودم چندشم شد ولی یه بوس کوچولو ازش گرفتم و واسش ماساژش میدادم عجب کیری داشت بلند وکلفت اینم بگم اون می خواست بره خونه خواهرش چون اهل اهواز بود ولی خیلی خوشتیپ وخوش اندام بودوجون میداد واسه سکس.مجبورم کرد کمی واسش خوردم لیس میزدمو اینا ولی نزدیک بود اوق بزنم ترسیدم صدامو کسی بشنوه زودی درش آوردم اونم واسه منو ولی میمالوندو انگشت میکردتوش نمیتونستیم حرکات موزون بریم خطرناک بود.بعد 10 مین که آبش اومد با دستمال تمیزش کردو سرجاش نشست.تا صبح دستو پاهامو واسم لیس میزد آخ که چه حالی میداد.تا رسیدیم به شهرمون از هم خداحافظی کردیم.

نوشته: تینا