Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
خواهرزنم لیلا (1)
داستان سکسی

خواهرزنم لیلا (1)

با سلام خدمت دوستان گلم ماجرای که میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به چند سال پیش
یه روزصبح که رفته بودم خونه خواهر زنم که یه چیزی رو که خانومم بهم داده بود رو به دست خواهر زنم لیلا برسونم رسیدم در خونه شون در رو زدم لیلا اون ور در گفت کیه منم جواب دادم که منم درو باز کن لیلا با چشمهای خواب الود با لبلاس خواب اومد در رو باز کرد لیلا 2 سال از خانومم بزرکتر بود با اندام لاغر قدی حدود 165 ظاهری متوسط و سبزه بود که بچه دار نمیشد بسته رو بهش دادم و تعارف کرد که بیا تو منم گفتم نه مزاحم خوابت نمیشم برو بخواب گفت نه بیدار شدم بیا تو منم رفتم تو دیدم شوهرش نیست گفتم پس مهرداد کو گفت رفته ماموریت بعد صبحانه اورد و با هم خوردیم دیگه خواب از سرش پریده بود یدفعه بهم گفت یه روز با موتور منو میبری بیرون شهر گفتم اگه دوست داری باشه گفت فردا من اماده میشم دو تای بیریم بیرون شهر ناهار هم درست میکنم از این حرفش خیلی تعجب کردم که گفت دو تای بریم گفتم باشه پس تو هر چی لازم داریم رو اماده کن من فردا میام دنبالت که بریم

فردای اون روز نزدیکای ساعت 10 رفتم دنبالش یه سبد اماده کرده بود همه چیزو گذاشته بود داخل سبد یه گلیم هم برداشتیم بستیم ترک موتور و حرکت کردیم بهش گفتم خب کجا بریم گفت بریم یه جای خلوت که هیچکس نباشه چون به ارامش نیاز دازم گفتم باشه یه جاده قدیمی خلوت نزدیکای شهر بود رفتیم و یه جای دنج پیدا کردیم و همون جا گلیم رو پهن کردیم و نشستیم و ناهار خوردیم بعد کنا هم دراز کشیدیم و شروع کردیم به حرف زدن یدفعه بهم گفت فرشاد من خیلی تنهام مهراد هیچوقت خونه نیست بچه هم که ندارم بابت امروز که باهام بودی خیلی ممنون کاش بیشتر با هم بودیم بهش گفتم هر وقت که بخوای من پیشتم گفت میتونیم تا شب اینجا بمونیم گفتم باشه هر طور که تو بخوای همینطور که کنارم دار کشیده بود یدفعه سرشو گذاشت روی سینم حس عجیبی داشتم کیرم داشت بلند میشد منم دستمو گذاشتم روی شکمش هیچی نگفت بعد از چند دقیقه کنارم نشست و توی چشام زل زد و گفت مال من میشی نمیدونستم چی بگم دستشو فشار دادم گفتم اخه حرفمو قعط کرد گفت خب تو هم باید با یکی باشی اخه ستاره هم با مردهای دیگه رابطه داره گفتم داری شوخی میکنی گفت نه اول تو بگو مال من میشی من هم بهت ثابت میکنم گفتم باشه من از حالا مال توام بعد همدیگه رو گرفتیم توی بغل و شروع کردیم به لب گرفتن هوا داشت تاریک میشد گفتم تصمیم داری بمونی گفت اره یه چند ساعتی دیگه هم اینجا باشیم دوست دارم لخت تو بغلت باشم گفتم باشه لیلا دراز کشید منم دراز کشیدم روش و شروع کردم لب هاشوخوردن بعد دکمه های مانتوش رو باز کردم و مانتو رو از تنش در اوردم یه تاپ نقرای رنگ تنش بود شلوار جین ابی رنگ هم که پوشیده بود رو هم در اوردم یه شورت مشکی پوشیده بودکه اونم از پاش کشیدم بیرون و تاپش هم که بیرون اوردم یه سوتین مشکی پوشیده بود که اونم باز کردم و لخت لخت کنارم بود شروع کردم به در اوردن لباس های خودم و لیلا هم توی این کار کمکم کرد منم لخت شدم و خوابیدم روی لیلا شروع کردم به لب گرفتن ازش و گاهی سینه های که نسبت به اندامش درشت تر بود رو میخوردم کلی که از هم لب گرفتیم شروع کردم به خوردن سینه هاش و همینطور اومدم پایین تر و رسیدو به کسش شروع کردم به خوردن کسش با اینکه تا حالا زیمان نکرده بود ولی لبه های کسش اویزون بود شروع کردم به مکیدن لبه های کسش بد جوری شهوتی شده بود و اخ و اوف میکرد صداش خلوت و سکوت اون مکان رو شکسته بود منم با اخ و اوف لیلا خیلی حشری شده بودم بعد لیلا رو بلند کردم و روی زانو هاش نشست و من هم وایسادم لیلا شروع کرد به خوردن کیرم جوری لیس میزد که صدام بلند شد یه 5 دقیقه ای که برام ساک زد شروع کرد به لیسدن تخم هام که بدجوری حشریم کرده بود دستش رو گرفتم و بلندش کردم و گرفتمش توی بغلم و دوباره شروع کردیم به لب گرفتن بعد از چند دقیقه من روی زانو هام نشستم و از پشت دستمو کردم توی کسش و انگشتم رو میچرخوندم لیلا هم میگفت وای وای وای و اه اه میکرد کس گشادی داشت هر 5 تا انگشتم رو جمع کردم و کردم توی کسش و با کسش که ازش اب میومد و خیس خیس شده بود بازی میکردم بعد از چند دقیقه دستمو از کسش کشیدم بیرون و انگشتمو کردم توی کون که اونم نسبت به هیکل لاغری که داشت بزگ بود سوراخش کونش انقدر که کسش گشاد بود گشاد نبود ولی معلوم بود میشه راحت کرد ولی کرم نیاز بود که همراه نداشتیم و لیلا خودش هم فهمید که هوس کونش رو کردم و گفت فعلا کونمو بیخیال شو دفعه بعد که روی تشک توی خونه بودیم از کون منو بکن قبول کردم و بعد دوباره لیلا رو خوابوندمش روی گلیم و دوباره سینه هاشو خوردم هر دو مون خیلی حشری شده بودیم کیرمو گذاشتم لبه کسش و با یه فشار کردم داخلش خیلی گشاد بود ازش پرسیدم به غیر از مهرداد تا حالا با کسی دیگه ای هم بودی یه لبخندی زد و گفت حالا یه روز دیگه برات تعریف میکنمشروع کردم به تلمبه زدن توی کس خیسش و همینطور نوک سینه هاش هم رو میخوردم صدای اه اه اه لیلا بلند شده بود کیرمو از کسش کشیدم بیرون و با تاپ لیلا خشک کردم کس خیس لیلا رو هم خشک کردم و لیلا رو روی چهار دست و پا برشگردوندم و از عقب گذاشتم توی کسش و دوباره شروع کردم محکم تلمبه زدن یه 10 دقیقه ای که کردمش دوباره کیرمو در اوردم و دراز کشیدم و اینبار لیلا نشست و کیرم و شروع کرد به پایین و بالا شدن از بس شهوتی شده بود بعد از چند دقیقه ارضا شد بلندش کردم و خوابوندمش و پاهاشو دادم بالا و انداختم روی دوشم و شروع کردم به تلمبه زدن داشت ابم میومد که لیلا گفت بریز داخل منم کیرمو تا ته فشار دادم داخلش و ابمو با فشار ریختم داخلش و ولو شدم روی لیلا بهش گفتم مشکلی نیست ابم رو ریختم داخلت گفت من که حامله نمیشم تازه اگه بشم که چه بهتر و خندید با هم بلند شدیم و رفتیم کنار یه نهر اب که نزدیک بود دست و صورتمون رو شستیم و حرکت کردیم به سمت خونه لیلا رو رسوندم و وقتی میخواستم با هاش خداحافظی کنم گفت فردا مهرداد میاد ولی دوباره میره ماموریت وقتی رفت بهت زنگ میزنم که بیای پیشم اینبار رو توی خونه با هم باشیم منم بوسیدمش و با هم خداحافظی کردیم
داستان بعدی من و لیلا روبه زودی براتون تعریف میکنم زنده باشید (فرشاد)

Leave a Comment