Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
خیانت بدون ارضا - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

خیانت بدون ارضا

با سلام من علی هستم 30 ساله و 3 ساله که ازدواج کردم، من متاسفانه یا خوشبختانه خیلی حشری هستم و یکی از دلایل مهم ازدواجم هم همین بود. 2 سال خودمو کنترل کردم که فقط با همسرم باشم ولی دیگه واقعا نتونستم و در 1 سال اخیر چند بار با یک زن شوهردار دیگه و 4تا دختر مجرد سکس داشتم. میخوام آخرین سکسمو براتون بگم، من سرکاری هستم که یه تیم فروش 10نفره هستیم که 2تا مرد و 8تا دختر. خیلی دوست داشتم با یکی از این دخترها دوست باشم و خیلی هم باهاشون راحت بودم ولی چون می دونستن من متاهل هستم زیاد بهم پا نمیدادن، متاسفانه تو این مملکت کسی که زن داره انگار ایدز داره!!!! خلاصه یکیشون به نام سعادت از من 4سال کوچیکتر بود و من چون هماهنگ کننده گروه بودم شماره تماس همه بچه هارو داشتم. یه روز زدم به سیم آخر و خیلی خیلی رسمی به سعادت اس دادم که شما خیلی گرم هستید و اونم بلافاصله گفت منظورت چیه و منم ترسیدم رک بهش بگم یه چند روز طولش دادم و آخرش هر دو منظور همو فهمیدیم و اون گفت که خیلی هات هست حتی روزی چندبار خودارضایی میکنه و منم گفتم منم همینطور هستم و با اینکه زن دارم نیاز به شخص دیگه ای دارم ولی واضح بهش نگفتم که تورو میخوام چون واقعا دختر ناشناخته ای بود و یه روز که بیرون بودیم برای صحبت با شرکتی، بهش گفتم الان نزدیک خونه من هستیم و اگر مایل باشی برای صحبت راجب اهداف کاری یه سر بریم خونه من و گفتم که همسرم سر کار هست. اونم قبول کرد و با استرس رفتیم خونه من… من زودتر رفتم و اونم 5 دقیقه بعد اومد و بلافاصله مقنعه و مانتوشو در آورد و من هنوز توی گیرو داره این بودم که آیا برای سکس می تونم راضیش کنم یا نه که خودش بلافاصله بقلم کرد و شروع کردیم به لب گرفتن که بهش گفتم بریم روی تخت و اونم قبول کرد. بهم گفت از روزی که اس دادی و گفتی داغ هستم دارم دیونه میشم و هر روز خودارضایی می کنم! خلاصه روی تخت لباسامونو در آوردیم و اون به شدت حشری بود و گفت تو بخواب تا من کارمو بکنم، تا خالا یه دختر اینقدر حشری ندیده بودم و واقعا هیکل سکسی و تو پر و سفیدی داشت و کسش رو صبح با تیغ شیو کرده بود و با اینکه از صبح بیرون بودیم سر سوزن بوی عرق نمیداد، خلاصه شروع کرد به بوس کردنم و در گوشم با حالت حشری هی میگفت منو بگا، شروع کرد بدنمو لیس زدن، اولین بار بود یه دختر بدنمو لیس میزد و کنارای کیرمو لیس میزد و تا نوک انگشتای پاهام پیش رفت و گفت حالا نوبت تو هست و منم تمام بدنشو لیس زدم حتی نوک انگشتای پاهاشو، متاسفانه پرده داشت و یکم لاپایی کردم و بالاخره راضی شد از کون بکنمش و با انگشت حسابی بازش کردم و با دست دیگم سینشو میمالیدم و با زبون کسشو می خوردم و اونم با دستش بالای چوچولشو می مالوند تا بالاخره بعد 1ساعت ارضا شد. نیم ساعت دراز کشید و دوباره گفت می خوام، اینبار از پشت کیرمو فرو کردم ولی وسطش یه زد حال زد و گفت چرا کاندوم نمیزاری من دوست ندارم مریض بشم!! منم بهش گفتم من متاهلم دیونه و تمام آزمایشهارو دادم ولی راضی نشد و گفت کاندوم بزار. منم فقط کاندوم تاخیری داشتم و اصلا استفاده نمیکردم چون چندبار که استفاده کردم باعث میشد کیرم بخوابه، خلاصه کاندوم گذاشتم و یکم کردمش ولی متاسفانه کیرم خوابید و دیگه توی کونش که تنگ بود نرفت. ولی گفت اینطوری برم خونه دیونه میشم و گفت باید با خوردنو لیسیدنو مالیدن ارضام کنی! منم با بی حالی و سختی و با کمک خودشم که کسشو میمالید با 50 دقیقه خوردن کسش بالاخره ارضاش کردم و بی حال افتادم و اونم که دوبار ارضا شده بود بی حالتر از من افتاد. دوباره نیم ساعت خوابیدیم و 1 ساعت مونده بود همسرم بیاد بهش گفتم تو هم ارضام کن که گفت واقعا انرژی ندارم و الان نمیتونم و دیرم شده، خلاصه هر دو لباس پوشیدیم و اومدیم بیرون، با ماشین تا مترو رسوندمشو رفت…. فردا دیدمش و باهاش سرسنگین بودم، گفت بخدا جبران میکنم ، حدود یک هفته بعد آوردمش خونه و دوباره کردمش و اینبار بدون کاندوم گذاشت بکنم ولی باز 2 بار ارضاش کردم و اون نزاشت من ارضا بشم و این باعث شد که دیگه رابطمون بهم بخوره و متاسفانه تا الان دیگه ارتباط نداشتیم….

نوشته:‌ علی

Leave a Comment