Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
داستان اوبی شدن من - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

داستان اوبی شدن من

سلام.
اولین بارمه مینویسم.امیدوارم خوشتون بیاد.
این قضیه برمیگرده واسه ی 5-6سال پیش.وقتی که من9-8 سالم بود.یه پسر سفید و خشگل با موهای لخت و چشمای مشکی مشکی. واقعا خیلیا روم حشر بودن. یه روز چند تا از خونواده ها توی فامیل تصمیم گرفتیم بریم مسافرت.بگذریم…
تو مسافرت یه روز که داخل مسافرخونه من و میم تنها بودیم یه دفه شلوارشو درآورد و با شرت دراز کشید. میم پسر فامیلمون بود که 3سال از من بزرگ تر بود. من که اون موقع مذهبی بودم سریع چشممو برگردوندم و گفت عه میم زشته لباستو ببوش.اونم گفت:خب مامانینا جلوی هم لباساشونو درمیارن زشت نیست؟پس واسه ما هم اشکال نداره. واقعیتش منم خیلی قانع شدم و قبول کردم.بهم گفت:تو هم شلوارتو دربیار. منکه خججالت کشیدم خودش اومد سمتمو شلوارمو درآورد و جفتمون با شورت نشستیم.رو تخت دراز کشیده بودیم که آروم آروم اومد سمتم و دست میکشید رو پاهام.منم که خیلی بهش اعتماد داشتم هیچ عکس العملی نشون ندادم و گفتم شاید همینجوری داره انجام میده.منم بچه بودم و چیزی حالیم نبود. من چشمامو بستم که مثلا بخوابم دیدم دستشو کشید سمت دودولم و پوست سفید شکممو نوازش میکرد من خیلی قلقلکی ام و سریع خودم کشیدم کنار و گفتم نکن قلقلکم میاد. گفت باشه و منو کشید سمت خودش و بغلم کرد.گفت منم بغلش کنم. همه جای بدنمو دست میکشید.دستش که به کونم رسیدم مکث کرد و نگه داشت…کونمو میمالید و خودشو محکم تر میچسبوند بهم. یه دفه کیر سیخ شدشو که از جلو چسبیده بود بهم رو حس کردم. خودشو کشید کنار و شرتشو درآورد من خیره مونده بودم به این کارش.گفتش:علی تو هم دربیار ببینم واسه تو چقدریه؟ من کلی خجالت کشیدم و دوباره اومد سمتم و پیشم دراز کشید و آروم دستشو کرد تو شرتمو دست زد به دودولم. قلقلکم میومد ولی با مزه بود. همینجوری ادامه داد و منو برگردوند و پشتم خوابید.از عقب خودشو چسبوند بهم و با دستش از جلو دودولم و میمالید و به رونای سفیدم دست میکشید. آروم شرتمو درآورد و کونمو نگاه کرد.یه دفه دیدم بلند شد و از تو چمدون مادرش کرم برداشت و سریع برگشت سرجاش.منکه اون موقع حالیم نبود داره چیکار میکنه هیچی نگفتم.کیر داغشو درآورد و یه خرده کرم زد بهش و گذاشت لای پاهام.داغی پاهام دیوونش کرده بود. منم خیلی حس خوبی داشتم.خیلی حال میداد.بلند شد و گفت برو لب تخت و خم شو.منم از تخت اومدم پایین و دستامو گذاشتم لب تخت و خم شدم.اونم دوباره یه خرده کرم زد و مالید به سوراخم و یه خرده هم تف زد به کیرش. خوب که مالید و کیرشو خیس کرد کیرشو گذاشت دم سوراخم.اول فقط میمالید به سوراخم و نازش میکرد.اما اروم اروم فشار آوردن رو شروع کرد.منکه خیلی بچه بودم و تاحالا نداده بودم تنگ تنگ بودم و هرفشاری آرومی هم که میداد دردم میومد با اینکه داخل نمیرفت. وقتی یه خرده گذشت حس کردم سوراخم نرم شو شل شده.یه دفه میم سر کیرشو کرد تو و سریع دهن منو گرفت.داشتم جیغ میزدم اما دستش جلودهنم بود.خواستم برم کنار که نذاشت.به دروغ گفت بری کنار خون میاد.باید وایسی تا دردش خوب شه و منم با تمام دردش وایسادم اما خیلی میسوخت. بعد یکی دو دقیقه هی کیرشو چپ و راست میکرد و میخواست که تو کونم جا باز کنه.یه خرده که گذشت آروم آروم شروع کرد به فرو کردن بازم درد داشت اما ایندفه خیلی کمتر اما خیلی حال میداد.وقتی فرو میکرد و در میاورد دلم غنج میرفت.خیلی لذت داشت.همینجور شروع به تلمبه زدن کرد و سرعتشو زیاد میکرد.واقعا عالی بود.دوست داشتم کیرش بزرگتر میبود.درحال کردن بود که یه دفه حس کردم کمرش لرزید و داخل کونم خیس شد.داشتم دیوونه میشدم.خیلی حال داد بهم.اول نمیدونستم یعنی چی اما گفت حاملت کردم علی.منم خندیدم و همونجور که کیرش تو کونم بود افتادیم رو تخت و منم زیرش مونده بودم…
بعد اون ماجرا خیلی دادم و اینکارو کردم… نه فقط به اون بلکه به بقیه هم دادم…اگه بخواین بقیه رو هم بزارم…

نوشته: علی

Leave a Comment