Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
داستان گی من و علیرضا - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

داستان گی من و علیرضا

سلام اول بگم داستان من گیه کسایی که بدشون میاد یا دوست ندارن نخونن. من آرشم الان 20 سالمه و این داستان مال تابستون همین امساله. راستش برعکس همه که راحت کون هم میزارن برا من خیلی سخت بود چون هم از آبرو میترسیدم هم راستیتش خیلی ترسو بودم. بیشترین کاری که تو عمرم کردم فقط جق زدن و دید زدن بود اما هرچی بزگتر میشدم به دادن علاقه مند تر میشدم و بیشترو بیشتر حشری میشدم که لعنت به حشر اما از شانس گند من اصلا هیچ کسی که منو بکنه وجود نداشت ینی نه همسایه نه رفیق هیچکس من تنها راه ارتباطم با بیرون اینترنت بود که خوب از اونجایی که ترسو بودم فقط به چت یا فوقش وب کفایت میکردم و ادامه نمیدادم چون از حضوری میترسیدم اکثر بکنامم همه زشت بودن یا خیلی سن بالا بودن یا خیلی کیرشون وحشتناک بود این بود که فقط تو کف بودم و هی زجر میکشیدم یروز طبق معمول تو اتاقم داشتم تو فیسبوک چرخ میزدم که یه پسره رو دیدم به اسم علیرضا وای چه ماه بود تیپ اسپورت سن هولو هوش 17یا 18 دلم میخواست بخوابونتم زمین کونمو بزاره. عکساشو که دیدم مخصوصا عکسایی که کل هیکلش بود و ناخودآگاه آبم از حشر پاشید بیرون,دلو زدم به دریا و ادش کردم,یروز گذشت دو روز گذشت و من کم کم نا امید شدم. داشتم طبق معمول تو سایتای گی پرسه میزدم یهو دیلینگ سریع رفتم تو فیسبوک دیدم کانفیرمم کرده پی ام داد سلام داش دسوپامو گم کردم گفتم: سلام دااش جواب داد:داش اصل بده بینم *من آرشم 20 سالمه -منم علیرضام 28سالمه *جدی؟ -اره جونتو شک داری؟ *اخه پس چرا تاریخ تولدو عکسات -اونکه مهم نیست مهم اینه که من از تو بزگترم فقط سن شناسنامم کمتره *ینی چی؟ -ینی از تو مردترم قویترم باهوشترم خوشتیپترم داشتم آب میشدم ینی جوووون از این بچه پروایه لوسه ولی میترسیدم درباره سکس چیزی بگم و سعی کردم کم کم باش صمیمی بشم *معلومه مردتری خوشتیپتری اصن من زنتم یه لبخند اومد و بعدش گفت من فعلا برم تو کونم عروسی بود البته همراه با ترس ینی بدش اومده خوشش اومده. تا شب فیسبوک موندم نیومد که نیومد.دفعه بعد تقریبا مرداد بود یهو ان شد سریع رفتم تو بحث همین که از کس کردنو اینا گفت حالم گرفته شد ولی کم کم دوس شدیم تا به هم شماره دادیمو اینا کلا از فکر سکسو اینا باش اومده بودم بیرون اول صب اس داده بود فرشته من امروز تنهام میای خونمون؟ من که کلا تو فاز نبودم جوابشو دادم چشم گشتم گشتم اه خداااااااا همه شورتام کثیفن هوا هم تاریک منو خواهرمم که کمدامون چسبیده به هم اشتباهی یکی از شورتا اونو پوشیدم و یه عطر به خودم زدم و راه افتادم ساعت هشت صبح زنگ زدم همون کسی که دیدم تو فسبوک با اون جمالات دروباز کرد وای چه فرشته ایی عاشق کیرش بودم چون اول صب بود کیرش نیمه راست بود یه شلوارک با رکابی پوشیده بود که کیرش معلوم بود تازه اونجا حشرم زد بالا و فهمیدم قضیه چیه وارد که شدم گفتم سلام شوهرم به خنده گفت تو چرا اینجوری آرش؟ من گفتم داش من دوسدارم بدم دوسدارم تو منو بکنی کونمو جر بدی خودشو جمع کرد عصبانی شد گفت من گی نیستم اشغال تو رفیقمی گفتم ببخشید خوب چیکار کنم من دسه خودم نیست دسشو گزاشت در دهنم جووووون چقدر گرم بود دسشو بوسیدم و انگشتاشو لیس زدم با قیافه بهت زده نگام کرد نامرد کیرش راست شده بود ولی نمیکرد منو یه هل داد بعد بهم نگاه کرد من دیگه همه چیو زدم به تخمم میدونستم ازم بدش ممکنه بیاد شلوارمو دادم پایین که چشمتون روز بعد نبینه یه شورت زنونه پام بود خودم خجالت کشیدم علیرضا اروم اومد طرف دست انداخت دوره گردنم گفت تا حالا کون هم دادی؟ گفتم نه من ماله تورو میخوام خیلی داغ شده بود فک کنم کم کم حشریش کرده بودم به شورتم دس میکشید کونمو انگشت کرد وای خدا چه روزیههههه ولی جرات نمیکردم طرف لباساش برم ممکن بود قاطی کنه یهو زد رو کونم گفت خوارکسه چی ساختی اگه میدونستم همون اول کونتو میگاییدم و افتاد به جونم منم کاملا بی دفاع و تو ابرا بودم لبامو بوسید سوراخمو لیس زد وای چه کیره نازی حسابی خوردمش بعد رو تخت منو خوابوند قمبول کردم براش یه چندیقه لاپایی منو کرد منم انگشتا دسشو میخوردم عین جنده ها شده بودم یهو درد شدیدی تو کونم حس کردم وااااااااااااااااااااای غلط کردم ولی دیر شده بود کامل روم پل زده بود و داشت بدجور تلمبه های بلند میزد جوری که صدا فنرایه تخت دراومد منم تو حالت نیم هوش بودم از درد و لذت که یهو کیرشو کشید بیرون و یه اب گرمی پاشیده شد رو کمرم. حدسم درست بود به آرزوم که کیرش بود رسیدم ولی از اون به بعد دیگه باهام قطع رابطه کرد ولی ارزششو داشت….

نوشته:‌ آرش

نظرات 6

Leave a Comment