Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
در پنج سالگی به دنیای سکس پرتاب شدم - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

در پنج سالگی به دنیای سکس پرتاب شدم

سلام اولین باره دارم خاطرات تلخ و شیرین سکس هام رو مینویسم 20سال دارم قد و وزنم خوبه و کون گنده ای دارم ک خیلیا در حسرتشن. یادم نیس دقیقا کی بود ولی یادمه 5یا6 سالم بود که پسرخالم(شایان)ک اونموقع حدود 21سالش بود باهام رابطه داش منم ک بچه بودم و چیزی حالیم نمیشد فقط هر بار ک میدیدمش شلوارم و میکشید پایین و کسم رو میخورد و تنها حرفی ک هربار ازش میشنیدم این بود که خاله نباید چیزی بفهمه. چون خانواده تقریبا مذهبی ای هم داشتم چیزی در این مورد بهم نگفت بودن و پسرخاله ی دیووثم سر همه چیزرو با یه شکلات گاگالیلی هم میاورد و منم از اشتباه بودن کارم بی خبر. و اینطور شد که من افتادم تو یه تقدیر نکبنت پر از چاله جوله ک خودم هیچ نقشی توش نداشتم.

چن سال همینطور گذشت با این تفاوت که دیگه همه ی پسر های فامیل و حتی دوستاشون بم دس درازی میکردن و دیگه همه از این موضوع با خبر شده بودن ی پسر خاله هم داشتم که 2یا3 سال ازم بزرگتره به نام محمد که چون فاصله سنیمون کم بود با هم رابطه نزدیک تری داشتیم همینطور که میگذشت رابطه ما جدی و جدی تر شد تا اینکه ما تو سن خیلی کم رابطه ی جدی ای با هم پیدا کرد بودیم(چون از همون بچگی با این مسایل آشنا شده بودم دیگه تعریف کاملی از سکس و دوستی پسر و دختر داشتم)رابطه ما از ی دوس داشتن کوجیک کشید به سکس و هزار جور مسائل دیگه کشید تا اینکه وقتی 15 سالم اینا بود هر وقت خونه تنها میشدم خبرش میکردم که بیاد پیشم از اونجایی که دگه خیلی حرفه ای شده بودم تجربه زیادی داشتم وقتایی ک کسی نبود خود ارضایی میکردمو راحت تر میشدم. دیگه هر جور رابطه ای رو با هر کسی داشتم. وقتی دختر همسایمون ازم خواست تا بش ی لب بدم از این تجریه ی دید خوشال شدم و اینطور شد که تو دوران مدرسه همجنس بازی رو هم تا ی حدی ت کارنامه ی درخشانم داشتم. یادمه ی بار وقتی سوم ابتدایی بودم و به خیال خودم خیلی زرنگ بودم و میخواستم تو مدرسه با یکی باشم یکی از دخترا رو به نام نازنین بردم تو دستشویی و همون کاری ک شایان باهام میکردو اجام دادم. شلوارشو کشیدم پایین و خمش کردم و از سوراخ کونش شروع کردم و لیسیدمش تا رسیدم به کسش با اینکه 2-3 دیقه بیشتر طول نکشد ولی برا اولین بار داشتم کس ی دختر و میلیسیدم ک خیلی هم خوش حال بودم از اینکه تو بعضی کارا از همسنام خیلی جلوتر بودم. آخرش نقشه گذاشتیم که من زود تر دربیام و اون بعد من بیاد ک کسی نفهمه هیشوخت یادم نیره ک بقیه شاگردا ک تو نوبت دسشویی بودن داد زدن و مارو به معاونمن خانم گلچین نشون دادن ک خانوم اینا با هم رفته بودن دسشویی ک معاونمون گشمو پیچوند و بازخواستم کرد و من که ب خیال خودم کار بلد بودم با قیافه حق به جانب گفتم خانوم میخواستم بهش حرف خصوصی بزنم و لاله(همونی ک مارو نشون معاونمون داده بود)میومد بینمون و نمیذاش باهم حرف بزنیم اون جریانو ب هر نحوی ک بود ماسمالی کردم ولی باز این کارا دامه داش. سال ها میگذشت و من طعم کیرای بیشتری رو میچشیدم دیگه طوری شده بود ک ی حرفه ای تمام عیار شده بودم تو سکس با پسرها و دخترا خود ارضایی بع اونپهمه تجربه علاقه خاصی ب همجس های خودم پیدا کردم واس خاطر همینم میخوام خاطره ی یکی از دخترایی ک هر وقت می بینمش خودم رو خیس میکنم رو واستون بگم: مریم رو از بچگی میشناختم و رابطه خانوادگی باش داشتیم هم سن بودیم و از بچگی مث خیلی لز بچه های دیگه باهم دکتربازی میکردیم ولی اصلا جدی نبود و با گذشت زمان همه چی فراموش شد تا اینکه قتی بچه دبیرستانی بودیم با دوستامون رفتیم باغ. البته با یکی از معلم هامون ک کلا کاری به کارمون نداش. من و مریم و 2 نفر دیگه ک ب نسبت منفی تر از بقیه بودن رو تاب نشستیم و از دوس پسرامون و خاطرات سکسی مون حرف میزدیم. مریم هم ی دختر خیلی خوشگل و اندامی بود ک با اینکه قد متوسطی داش ولی اونق سکسی بود ک با هر بار نیگا کردنش آرزوی کردنشو داشتم و انگار که خودشم متوجه شده باشه هی واسم ناز میکرد. ی ختری بود با مو های مشکی و لبای تپل و چشم های خمار میشی رنگ واااای هر وقت ک یادش می افتم تمام تنم و همه ی سلول های بدنم خیال کردنشو دارن. وقتی با ناز و عشوه شروع کرد و از سکس هاش باهام حرف زد همش خودمو میذاشتم جای طرف کی و کون تپلش رو می مالوندم و اونقد میلسیدمش ک قشنگ قرمز قرمز شه. ولی وقتی حال خراب منو دید و گوشی دستش اومد و از طرفی هم ک اونم از کون گوشنی من خوشش میومد ی نگاه سکسی بم انداخت وگوشه لبشو گاز کرفت و گفت من همه مدل سکس رو تحربه کردم ولی لز بودن ی چیز دیگس هیچ پسری ظرافت کارایی ک ی دختر بلده رو بلد نیس. در حای ک با اون قیافه شر وشورش بم چشمک زد گف هیچ پسری ایقد قشنگ نمیتونه لبام رو با تمام وجودش بخوره. وقتی این حرف رو از زبون خودش شنیدم و تازه جرات پیدا کردم و دنبال فرصت بودم ک یجوری بتونم حداقل لب ساده ازش بگیرم و به آرزوی قدیمیم برسم با اینکه خیلی ریسک داشت و حدود 15 نفر دیگه هم ب جز ما اونجا بودن و معلممون هم اونجا بود ولی من ب سرم زدهبود و باید خودم رو خالی میکردم وقتی بچه ها مشغول بازی با پاسور بودن با ی کلکی کشیدمش کنار و بردمش پشت خونه باغ و با تموم ریسک هایی ک داشت تکیه دادمش ب دیوار و با اینکه نمیخواس ولی دستاش و گرفتم و لبام رو گذاشتم رو لبای داغش واااااااای داشتم آتیش می گرفتم کشید کنار و پشت گوشم و گردنم رو آروم با زبونش لیسید. خیلی ماهر بود واقعا هم هیچ پسری نمیتونس با اون ظرافت جاهایی که بیشتر تحریک میکنه رو بخوره.دستشو گذاش رو سینه هام و اونقد محکم فشار میداد ک حس میکردم دیگه الان قراره کنده شن با با اینکه سینه هام خیلی بزرگن ولی خوب میدونس چطو تو دستای کوچیکش جا بده. دستم رو بردم طرف کسش معلوم بود کیرای خوبی کسش رو به حال آورده بودن که اینقد چاق و گوشتی بود زیپ شلوارشو گشیدم و آرووم دستم رو بردم تو آبش اومده بود یکم کسش رو بازی دادم ک دیدم نمیشه اگه من کار خودمو نکنم راحت نمیشم. سرو وضعم و درس کردم و رفتم یه سرو گوشی آب دادم ک دیدم بازم همچنان گرم بازی ان و کای با ما ندارم بشون گفتم ما داریم میریم تو خونه باغ اونام گفتن باشه برو ولی پریسا ک صاحب اوجا بودن گف رفتین درو تز تو قفل کتیا سرایدلرمون طبقه پایینه یخورده هیزه وااااااای خدااااااای من موقعیت از این بهتر نمیشد داشتم برمیگشتم پیش مریم ک دیدم داره میاد پیش بچه ها تن تر رفتم جلو و دستشو گرفتم گفتم کجا داری میری؟ گف میرم پیش بچه ها گفتم دیوونه نشو با من بیا میریم تو. گف نه بابا لو میریم حوصله ندارم گفتم اونش با من همه چی حله نگران نباش آخرش با هزار مثیبت بردمش تو و در رو قفل کردن رفتیم تو یه اتاق و در و بستم تن تن شرو کردم و ازش لب گرفتم اونقد وحشی شده بودم که اصلا توجه نمی کردم به حرفاش هلش دادم طرف دیوارو تی شرتش رو زدم بالا خدای من بدنش ه بوی خوبی داش چقد رم بو وقتی داشتم شکمش رو لیس میزدم حس میکردم با ی نوزاد طرفم اونقد ک پوستش نرم بود و لطیف بر خلاف اندان لاغرش سینه و باسن چاقی داش معلوم بود آثار زحمات یکی دیکس سایز سینه هاش حدود 80 بود و کرد و سر به هوا اول با دستم یکم مالوندمش و بعد سرم رو گذاشتم لای سینه هاش نوکشونو با زبونم میخوردمو از اون طرف اون اش کون تپل منو بازی میداد و باعث میشد من لحظه به لحظه حرص تر بشم همونطور که داش با باسنم ور میرف شلوارم و کشید پایین و منو نیشوند رو صندلی و حسابی با دستش مالوند و خوب میک زد طودی ک فک میکردم داره تموم اب بدنمو داره میکشه بیرون چنان از رون هام شرو میکردو میرسید به کس خیسم وحالم میداد که داشتم تلف میشدم. خوابوندمش و شرتش و دراوردم و با انگشت افتادم به جون کسش و با اونیکی دستم هم میمالوندم چنان آخ و اووف میکرد که فک کردم دیگه قرار نیس نفسش بالا بیاد رفتم سراغ کونش و اونقد حال کرده بود ک گشاد گشاد شده بود دوروبرم رو نیگا کردم و برس رو از رو میز آرایش ورداشتم و ی تف انداختم تو دهن مریم و پشت برس رو تا ته کردم تو دهنش و سوراخ کونشو لیسیدم و خیسش کردم با برس افتادم به جون باسن گرامیش و بدبخت رو انداختم به نفس نفس بهد چن دیقه دو تامونم بی جون افتادیم ی گوشه اتاق و برا حرکت آخر هم ی لب وحشی ازش گرفتم و حسابی گوشه لبش رو کبود کردم

ادامه دارد….

Leave a Comment