Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
دوست دختر دوره نوجوانی ام
داستان سکسی

دوست دختر دوره نوجوانی ام

: سلام خدمت دوستای گل … . . بنده از بندرعباسم به تازگی عضو شهوانی شدم 21 ساله و دانشجوی رشته کامپیوترم داستان بر میگرده به زمانی که 16 ساله بودم با دختری توی مسیر رفت و برگشت خونه تا مدرسه اشنا شدمدو هفته بعد از اول مهر دختری توی اتوبوس شرکت واحد نظرم رو جلب کرد خنده های ملیحش پشت چشم نازک کردن های وقت و بی وقتش تصمیم جدی شد برای شماره دادن خلاصه رفتم و شماره رو دادم رفتم پشت سرش بهش گفتم میشه مزاحمتون شم برگشت بفرمایید؟ گفتم مدتی میشه شماره میبینم توی مسیر رفت و برگشت اگه راه داشته باشه با هم بیشتر اشنا شیم شماره رو گرفت و رفت ما هم برگشتیم توی جمع رفیقا گفتم اقا ما شروع کردیم ببینیم کی بعد ما استین میزنه بالا میره جلو برا بعدی با رفیقم کس گفتیم تا خونه عصر شد و رفتیم پارک محل کس گفتیم کس شنیدیم تا شب شد رفتیم خونه معمولا همیشه پیش هم بودیم رفیقمو عرض میکنم خوابیدیم از ائنجای که فرداش شیفت ظهر بودیم دیر خوابیدیم صبح چش وا کردم دیدم داره زنگ میخوره با صدا خوابی گفتم هووم؟ خودش بود گفت خیلی هم میخوابی ها گفتم صدای تورو شنیدم پرید عقل از سرم……..گذشت کم کم داشتم عاشق جنده خانوم میشدم گندش در اومد با بچه اوبی کلاسمون رو هم ریخته بود تا دسته داد دستمون یارو رو کشیدم کنار گفتم ببین بعد 3 ماه ریده به رابطمون خودتو سوری بکش کنار میاریمش خونه 2 نفری تا جا داره میکنیمش یارو هم برا کس لیسی رفت گذاشت کف دست عن خانوم خلاصه گذشت و جدا شدیم ولی گفتم روزگاری بر میگرده سیر میکنمش اولای بهمن 93 میشد دیدم تو واتس آپ پی ام داد خوبی چه خبر منام کلی تغیر کردی خوشگل شدی گفتم چشات خوشگل میبینه کجای بابا یه حالی احوالی بپرسی بد نمیشه ها پی ام پی ام پی ام قرار گذاشتیم غدیر(کسایی که بندری ان یا بندر اومدن میدونن کجا رو میگم) بعد این همه مدت جیگری شده بود میمون کس و کون ساخته بود امپراطور اون شب و حسابی براندازش کردم گفت هیز هم شدی علاوه بر تغیرات زیاد ظاهرت تو مسیر یه شانار رفتیم (بازم میدونن بندری ها کجا رو میگم اومدین بندر از دستش ندین )جلوی خونشون یه لب گرفتم کیرم جا به جا شد دو تا دونه سلفی هم انداختیم و رفت شدیدا دنبال مکان بودم برا زمین زدنش تا نپریده اوکی نمیشد یه شب اهل منزل رو رسوندم عروسی مطمعن بودم تا اخر شب نمیان حسابی رسیدم به خودم ز زدم میشه امشب و با هم باشیم گفتش باشه کجا میرم گفتم میریم خونه بعدش میریم شام گفت اوکی میای همرام گفتم جنده شوفرشم انگاری گفتم باشه خوشگل من حاضر شدی ندا بده رفتم دیدمش اب از لب و لوچه سرا زیر میشد گفتم جوووون چی شدی رفتیم خونه اول مشغول جوات بازی شدیم زدیم رقصیدیم دستشو گرفتم انداختم دور گردنم یهو کندمش از رو زمین گفتش روانی چیکار میکنی نزاشتم زر بزنه بردمش توی اتاق انداختمش روی تختخوابیدم روش حسابی خوردم گردن و لبشو درگوشی بهش گفتم امشب میخوام مال من شی عروسک گفت همین الانم مال توام زدم بالا لباسش رو سینه ای تخمی داشت خورد توی ذوقم بهم گفت نور و کم کن شلوارشو بیرون کشیدم از پاش پای خوش تراشی داشت اول مالوندم کس و کونش و دیدم داره خر ذوق میشه باور کنید اصن نمیخواستم لذتی ببرم خواستم طلافی کرده باشم اسمش و هرچی میزارید بزارید ….بازی بازی 4 انگشتم و فرو کردم کونش پاهاش و اداختم رو دوشم حسابی اسپری مالی کرده بودم خودمو که 45 دقیقه جواب گو باشه البته زیادی بیش از حد مصرف میکنم گوشت خرچنگ و بچه کوسه واسه همین مقاومم اینم (اینم یه خصوصیات دیگه ی ما بندری هاس) کیرم و با فشار شدید فرسستادم تو اخ و اوخ میکرد بکش بیرون بهش گفتم صبر کن اوکی میشه الان به قول رفقا جا باز میکنه تلمبه های پی در پی من صدای اتاق رو از اخ و اوخ به اون عوض کرده بود بلاخره کسی که زیر و رو کشید برام سوارش بودم همون لحظه تو دلم میگقتم جنده گلابی درد بکش مستراب ببعد حدود چند دقیقه دیدم دارم ارضا میشم برام مهم نبود لذتی برده با نه خودمو خالی کردم تو کونش از جلو مالوندمش دیدم دستم داره تا نا کجا میره ترکیده بود ولی خودم عقب رو ترجیح دادم بعد 3 یا 4 روز هم بهش اینقدر بی محلی کردم تا گورشو گم کرد و رفت (چه مردی بوود که از زنی کم بوود ) اینم نتیجه دختر هایی که حس زرنگی بهشون دس میده زرنگ افتابس که واسه همه رو دیده دوستان شرمنده ظولانی بود خوش باشید ♥♥♥

نوشته: choke.bander

Leave a Comment