Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
دیدن گاییده شدن مامانم
داستان سکسی

دیدن گاییده شدن مامانم

من مهران هستم 18 ساله. مادرم چون زود ازدواج کرده بود الان 35 سالشه. اسمش وجیهه است خوب بریم سر اصل داستان. قسمت اول یه عصر پنجشنبه بود که تصمیم گرفتم برم بیرون فیلم زیرنویس بگیرم. مامانم پرسید کی برمیگردی گفتم دو ساعت دیگه. از خونه زدم بیرون. یه نیم ساعت چرخیدم و فیلم هم گرفتم.و حوصلم سر رفت و برگشتم سمت خونه. وقتی رسیدم تو کوچه دیدم یه ماشین شاسی بلند در خونه است . گفتم احتمالا مهمون همسایه است. در و باز کردم رفتم توی خونه. دیدم صدای آه و آه میاد خیلی تعجب کردم رفتم جلوی در اتاق مامانم که بسته بود. چهار پایه رو آوردم تا از شیشه بالا در توی اتاق رو نگاه کنم وقتی داخل اتاق رو نگاه کردم داشتم شاخ درمی آوردم. پسر آقای کمالی:( حمید )که سر کوچه مشاوره املاک داشت پاها ی مامانمو باز کرده بود داشت کسشو میلیسید و مامانم هم حال میکرد. حمید دوتا دستاشه گذاشته بود رو سینه های بزرگ مامانم که همیشه عاشقشون بودم سرشو از رو کس مامانم برداشت و کیرشو گرفت جلو دهن مامانم و گفت بخور وجیهه جووونم مامانمم سریع کیرشو گرفت تو دستش و شروع کرد به خوردن وای که چقدر خوب میخورد از توی فیلم سوپر ها هم بهتر میخورد. کیر حمید رو هی از تو دهنش می آورد بیرون هی میکرد تو دهنش حمید هم میگفت جوووون بخورش نفسم بخورش وجیهه جوونم . مامانمم داشت حال میکرد حمید به مامانم گف بخواب که میخوام کس خوشگلتو جر بدم مامانمم گفت کسم مال تو هس عشقم هر چقدر دوس داری بکن. حمید یه تف زد به کیرش و گذاشتش دم کس مامانم و با یه فشار کرد تو مامانم هم که رو ابرها بود همش میگف جرم بده تمام کیرت مال منه، منو بکن . حمید هم وحشی تر میشد و محکم تر میکرد. حدود 5 دقیقه از کس مامانمو کرد و گف بچرخ میخوام کون خوشگلتو پاره کنم وجیهه جووون. مامانمم که داشت حال میکرد سریع چرخید و گف فقط آروم بکن حمید جوون. بعد حمید کیرشو با آب کس مامانم خیس کرد و گذاشت دم کونش و آروم آروم کرد تو بعد شروع کرد تلمبه زدن حدود 5 دقیقه هم از کون کرد مامانم همش آه و ناله شهوت آمیز میکرد یهو حمید کیرشو کشید بیرون گف داره میاد چیکارش کنم. مامانم گف بده میخوام همشو بخورم. حمیدم کیرشو کرد تو دهن مامانم و با چند تا آه بلند ارضا شد مامانم هم همه آبشو خورد و یه لب دیگه از هم گرفتن بعد سعید داشت لباسشو میپوشید که من سریع چهار پایه رو گذاشتم کنار و زدم بیرون

نوشته: مهران

Leave a Comment