Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
ساقی، جنده ی رویایی - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

ساقی، جنده ی رویایی

فشار زیادی رو تحمل میکردم و دیگه نمیتونستم ادامه بدم!!! کارم زیاد شده شود و تنهایی تو شهر غریب دیوانه کننده بود!!! از ساعت 5 عصر که کارمندام میرفتن من میموندم و تنهاییم و یه عالمه کار که باید خودم انجامشون میدادم!!! آخرای بهار بود و هوای تهران خیلی گرم شده بود کولر رو روشن کردم و رفتم تو اتاقم دراز کشیدم روی مبل و تلویزیون رو روشن کردم و با کنترل ماهواره هی کانال عوض میکردم!!! ساعت حدودای 6 شده بود یه دفعه هوس یه سکس زد به سرم و گوشیمو برداشتم زنگ زدم به خاله افسانه!!!
– سلام چطوری خوبی؟؟؟ خوب سراغی از ما نمیگیریااااااااااا
– این چه حرفیه شاهین خودت میدونی که مشتری هام زیاده و وقت ندارم باور کن!!!
– افسانه بدجوری تو کف یه کس توپم کدومشون رو میفرستی پیشم؟؟؟
– تا فردا همشون رزرو شدن به جون کیر خوشمزه ت!!!
– خب خودت بیا خیلی تو کفم افسانه!!!
– نه بابا نمیتونم همون یه باری که به توی کس کش دادم واسه هفتاد پشتم کافیه تا دو روز نمیتونستم راه برم!!! خیلی حرصم در اومده بود و گوشی رو قطع و کردم و زدم شبکه یوروتیک گفتم جق میزنم و منت این جنده ها رو هم نمیکشم،داشتم نگاه میکردم که زد به سرم و گفتم بزار زنگ بزنم شماره بگیرم بلکه یکیشون بیاد و بهم بده!!! چندتایی شماره نوشتم و زنگ زدم یکی دو تای اول اشغال بود و جواب نمیداد تا اینکه یکی از شماره ها زنگ خورد
– بله بفرمایید؟!؟!؟!؟! واو چقدر این صدا جذاب و دوست داشتنیه واقعاً سکس و حشر میباره از این صدا!!!
– جانم؟!؟!؟!؟
– سلاملکم خوبید شما؟؟؟؟؟
– سلام مچکرم شما؟!؟!؟!
– من شماره شما رو از شبکه برداشتم!!!
– مگه نگفته بودم فقط خانم ها تماس بگیرن؟!؟!؟!
– حالا قسمت بوده منم تماس بگیرم یعنی نمیشه چند دقیقه با هم حرف بزنیم؟!؟!؟!
– خب بفرمایید گوش میدم؟!؟!؟! شروع صحبت ها همانا و تا ساعت 1 شب ما تلفنی حرف میزدیم همانا!!! اسمش بهناز بود و کلی باهاش حال کردم خیلی خوش زبون بود و خوش برخورد از شخصیتشم خوشم اومد و 9 سال از من بزرگتر بود مطلقه بود و یه پسر 7ساله هم داشت به اسم آرش!!! اونقدر شارژ شده بودم که در حین صحبت کردن رفتم بطری مشروبمو آوردم و چند پیک به سلامتیش زدم!!!
خلاصه اون شب گذشت و قرار شد روز 3شنبهء هفته بعد همدیگه رو ببینیم!!! توی اون چند روز شب و روز با هم میحرفیدیم و به قول خودمون هرلحظه بیشتر به هم وابسته میشدیم!!! (اینم بگم که اون شب با اینکه سکس نداشتم اما خیلی بهم خوش گذشت با تلفنی حرفیدن) روز موعود فرا رسید و من بهناز رو دیدم!!! قد 175 اصلا بهش نمیخورد 32 ساله باشه پوست سفید سینه های درشت و چشمای عسلی!!! چند وقتی با هم بودیم و من فقط به سکس با بهناز فکر میکردم و اون بدن سکسی و سینه های تو پرش از ذهنم بیرون نمیومد تا اینکه یه روز ساعت 7 شب اومد دفتر کارم و با هم قلیون کشیدیم و حرف میزدیم که بهش گفتم هوا گرمه پاشو مانتوت رو در بیار تو اینجوری نشستی من دارم از گرما خفه میشم!!! یه کم ناز کرد و نه راحتم و اینا که بالاخره در آورد و رفت بزنه تو اتاق خوابم به جالباسی که منم همراهش رفتم و همونجا تو اتاق نشستیم به حرف زدن!!! آخه من خونه نگرفته بودم تو همون دفتر کارم هم زندگی میکردم و یه اتاق واسه خودم درست کرده بودم!!! تو حرفاش چند باری گفت که کمرم درد میکنه و اینا که بهش گفتم خب دراز بکش تا ماساژت بدم!!! من اصلاً تا حالا کسی رو ماساژ نداده بودم و بلد نبودم فقط یه چیزایی دیده بودم که شروع کردم به ماساژ دادن کمرش!!!
– خانومی ببخشید اگه من بلد نیستم درست ماساژت بدم اما همهء تلاشمو میکنم
– این چه حرفیه دیوونه همینم ازت ممنونم که به فکرمی و خودتو خسته میکنی بخاطر من آروم آروم داشتم کمرشو ماساژ میدادم که به بهونهء اینکه راحت باشه تاپشو دادم بالا و یه کم بعد هم بند سوتینشو باز کردم!!!
– ااااااا نکن شاهین خوب نیست
– عزیزم تو فقط راحت باش و به هیچی فکر نکن و نگران نباش من کاری باهات ندارم بازم ادامه دادم به ماساژ دادن رفتم پایین تر و پایین کمرشو کونشو و اون رون های خوش تراش رو ماساژ دادم و حتی از ساق پا و کف پاهاش هم نگذشتم و حسابی ریلکسش کردم که دیدم تشکر کرد و همونجوری رو تخت دراز کش خوابیده بود!!! رفتم کنارش دراز کشیدم و کمرشو میمالیدم از بالا تا پایین و هر از گاهی هم دستمو میبردم سمت کونش که دیدم چیزی نمیگه هی دستم رو کمرش میچرخید و میرفتم سمت کونش و دلو زدم به دریا و از زیر شرت و شلوار دست کردم دیدم چیزی نمیگه که شروع کردم به مالیدن کون خوش فرم بهنازم!!! یه کمی باهاش ور رفتم و دستمو بردم جلوتر سمت کسش که دیدم بله حسابی خیس شده و دقت کردم دیدم نفساش به شماره افتاده!!! با انگشتام کسشو میمالیدم و اون خودشو تکون میداد و دستم خسته شده بود فشار کش شلوار استرچش اذیتم میکرد پا شدم رفتم یه کم اسپری تأخیری زدم و یه کاندوم از تو کمد برداشتم کشیدم رو کیرم و رفتم سمتش دیدم لخت شده و داره با خودش ور میره
– شاهین کجا رفتی تو بیا دیگه!!!
– اومدم قربونت بشم برش گردوندم و به حالت سگی شد و از کونش شروع کردم به خوردن وااااااااااااااای تمیزترین کس و کون دنیا رو میدیدم با زبونم از روی کسش لیس میزدم تا سوراخ کونش!!! کمرشو میمالیدم و با سینه هاش ور میرفتم صدای نفساش دیگه به خس خس از تو سینه اش در میومد به کمر خوابوندمش و با زبونم میکردم تو سوراخ کسش چوچوله شو میمکیدم و میخوردم دستشو گذاشته بود روی سرم و فشار میداد روی کسش صدای ناله های حشری کننده ش داشت دیوونه م میکرد رفتم و کنارش دراز کشید و با انگشت کردم تو کسش!!!
– 2 انگشتی بکن که جنده م کردی!!! شاهین بگو که جندهء خودمی!!! از شدت شهوت نمیتونستم حرف بزنم!!! لبامو گذاشتم رو لباش آنچنان با ولع میخورد لبامو که دیگه واقعا دردم گرفته بود زبونش کرد تو دهنم و منم میخوردمش!!! بلند شدم کیرمو گذاشتم تو دهنش
– کاندوم رو بردار دوست ندارم
– همین آخریش بود بخور طعم نداره وااااااااااای بی نظیر ساک میزد با تمام وجود داشتم لذت میبردم تو دهنش چندتایی تلمبه زدم!!! کیرمو از دهنش در آورد و به حالت التماس
– منو بکن جرررررم بده دارم دیوونه میشم کیرتو میخواااااااااام
– چشم عشقم هرچی تو بخوای گلم پاهاشو دادم بالا و یه کم با کیرم دم سوراخش بازی کردم و یهو هل دادم توش صدای هاااااااااااااااای گفتنش پیچید تو اتاق ناله میکرد داد میزد حرف می زد
– جنده م کردی!!! آخرش کردی منو؟؟؟ فقط جندهء خودتم!!! هرشب بهت میدم هرشب!!! در حال تلمبه زدن نزدیک شدم و لباشو میخوردم کنارش دراز کشیدم
– بیا بشین روش خانومی کیرمو بوسید یه لیس بهش زد و نشست روش با بالا پایین رفتنش سینه هاش حشریم میکرد داشتم ارضا میشدم از روی خودم بلندش کردم و کاندوم رو در آوردم و کیرمو گذاشتم لای سینه هاش کمی عقب جلو کردم آبم اومد و همه ش رو ریختم روی سینه و سر و صورتش تا قطرهء آخر آبم رو جمع کرد و خورد یه کم دراز کشیدیم بعدش یه دوش گرفتیم و شام خوردیم!!! تا 6 ماه بعد که با هم بودیم سکس باهاش زیاد داشتم تا حدی که توی خونهء پدریش کردمش،اما هیچکدوم لذت اولین سکسم با ساقی رو نداره!!! بله یه روز بهم گفت من اسم واقعیم ساقی و بخاطر احتیاط اسم واقعیم رو نگفتم بهت!!!

از اینکه واسه خوندن داستان من وقت گذاشتید مچکرم و امیدوارم لایق محبت هاتون بدونید منو نه فحش های نا به جاتون!!!

نوشته: sh69

Leave a Comment