Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سرنوشت - خاطرات سکسی بهناز (1) - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سرنوشت – خاطرات سکسی بهناز (1)

سلام اسم بهنازه 19 سالمه چند روز دیگه هم تولدمه میخوام خاطرات سکسی و اینکه چطور به اینجا رسیدم رو واستون بگم! در کل یه دختر بورم موهای طلای خوش رنگی دارم پوست سفید ی که با موهام و صورت گردم خیلی هم خونی داره و با چشم های آبیم خیلی ناز تر شده از خودم تعریف نمیکنم این چیزایه که دوستام بهم میگن قدم 174 وزنم 65 کیلو میشه سایز سینم 70 سینه هام نه کوچیکه نه بزرگ اما خوش فرم هستن! از لخاظ اخلاقی هم در کل دختر لوسی هستم اینا رو گفتم که خوب تجسمم کنید بریم سر اصل داستان
داستان که چه عرض کنم سرنوشتم و اتفاق های که واسم افتاد تا به اینجا رسیدم !!!

وقتی 8 سالم بود یه روز زمستونی سر ظهر داشتم تو کوچه با دوستم بازی میکردم کسی جز من دوستم تو کوچه نبود سر گرم بازی بودم یه مردی که حدود 20 خورده ای سال داشت اومده بود در خونه همسایه ی رو به رو چند باری در زد کسی در باز نکرد و این در زدن ها توجه من رو به اون جلب کرد داشتم نگاهش میکردم که صدام زد! گفت سلام منم با ترس سلام کردم گفت کچلو آومدم دمبال دوستم خونه نیستن، قرار بود فیلمی که از یکی دوستام گرفته بودم رو اون بره بهش بده اخه خیلی وقته من بهش ندادم روم نمیشه! حالا که اون نیست میشه تو با من بیای بریم بهش بدی؟ گفتم من اجازه ندارم جای برم باید اجازه بگیرم! گفته نه خونشون همین جا سر کوچست! خلاصه راضیم کرد باهاش برم به دوستم گفتم زود میام وقتی رفتم سر کوچه با دستش اون کوچه رو نشون داد گفت اونجاست و چند تا کوچه دیگه باهش رفتم خیلی ترسیدم گریم گرفت گفتم خیلی دیر شدیم گفت سر صدا نکن الان میرسیم همین جوری کوچه ها رو پشت سر گذاشتیم تا دیگه کوچه ای نبود رسیدم به پشت خونه ها (منطقه ای که زندگی میکردیم پشتش زمین خاکی بود) یه زمین خاکی که هیچ کسم اونجا نبود یه چند قدم رفتیم جلو یه تپه ای بود که با اجر و…. تخریب ساختمونی ها درست شده بود رفتیم اون پشت که گفت خیلی وقت بود دختر نکردم! منم گریه کنان گفتم یعنی چی؟ گفت نمیدونی! میخوام بکنمت منم گفتم یعنی چی؟ گفت الان نشونت میدم شلوارم کشید پاین جیغ زدم موهام رو کشید گفت ساکت شو تا موهات رو ول کنم منم فقط گریه میکردم شرتم در اورد داشت دست مالیم میکرد منم نمیدونستم اصلا این کار ها یعنی چی بعد یه چند تا اجر اورد گذاشت زیر پام گفت برو رو اجر ها ولی من نرفتم فقط گریه میکردم بلندم کرد گذاشتم رو اجرها و یه چیز خیس و چسب ناک زد در سوراخ کونم متوجه نشدم میخواد چکار کنه و اون چی بود که باهاش کونم خیس کرد بعد یه توف کرد دوباره زد در سوراخ کونم فهمیدم توفش بود بهش التماس میکردم ولم کنه که یه هو یه درد عجیب کل بدنم رو گرفت نمیدونستم کجام درد میکنه بعد چشمام سیاهی رفت وقتی به خودم اودم دیدم یه چیزی داره میره داخلم میاد اون لحظه سوراخ کونم رو حس نمیکردم دل رودم بهم ریحت حالم بد شده بود که صداش در اومده مدام میگفت آه که بعد یه آهههههههه بلند کشید حس کردم کون داره میسوزه بد کیرش رو در اورد اونوقت فهمیدم چی داشت میرفت داخلم و مال مرد ها با مال ما فرق داره وقتس کارش تموم با دستمال کاغذی پاکم کرد لباسم رو تنم کرد و تا نزدیک های خونمون رسوندم و یعد تهدیدم کرد و بعد سریع رفت

منم با یغضی که تو گلوم بود داشتم بز میگشتم همرا با ترسی که میگفتم نکنه مامانم بفهمه تو همین فکر ها بودم که حس کردم کونم باز شده و یه مایع چسب ناک داره ازش میاد بیرون نمیتونستم درست راه برم هر طوری شد رسیدم خونه دم در با دوستم که منتظرم بود خداحافظی کردم زود رفتم خونه اول رفتم دست شوی وقتی نشستم اول کلی اب همراه با باد از کونم زد بیرون بعد خودم روشستم رفتم خونه دل پیچه داشتم بعد شم چند بار دیگه رفتم دست شوی فایده نداشت شب قبل از خواب داشتم به بلای که سرم اومد فکر میکردم دعا میکردم مرده بیمره از اون روز به بعد میترسیدم برم بیرون و همش به این فکر میکردم که اون باهم چکار کرد!

چند وقت بعد که رفتم حمام کنج کاو شدم یکمی خودم دست مالی کردم و رفتم زیر دوش آب واسم جالب بود خوشم اومده بود همیشه این کار رو میکردم وقتی میرفتم حمام گذشت تا 10 یا 11 سالم شد اطلاعاتم راجع این چیزا بیشتر شد تا جای که میدونستم کیر چیه و کس و کون چیه ادم ها چطور بچه دار میشن اون روز ها همراه با تفکر های بچگانم به این چیزا هم فکر میکردم و این بخاطر اون مرد کثیف و کاری که باهم کرده بود، بود کم کم با دختر دایم در این مورد حرف زدم و تبادل اطلاعات کردیم خیلی باهم راحت بودیم وقتی خونه هم بودیم با هم میرفتیم حمام
یه روز بهش گفتم تو حمام چکار میکنم اونم انجام داد خوشش اومد کارمون شده بود این که هر وقت خونه هم دیگه مریم بریم بازی و خودمون رو کر کثیف کنیم بریم حمام و بعد خودمون رو دست مالی کنیم من نرگس دختر دایم رو انگشت میکردم اونم من رو بعد کس هامون رو با آب داغ میمالیدیم نگسر یه دختر هم سن و هم اخلاغ خودمه فقط یکم از من جدی تره موهای قهوه ای با صورت سفید ی داره ولی به سفیدی من نیست از من یکن قد بلند تره مثل خودم خوش اندام و نسبتاً لاغره خلاصه داشتم میگفتم با آب داغ میمالیدم کم کم با اطلاعت بیشتری که بدست اوردیم تو کف این بودیم که سینه ی کی بزرگ تره و اندام کی بهتره یه روز وقتی رفتیم حمام با خودش خیار اورد مه بکنیم تو کون هم وقتی خیار رو کرد تو کونم حس همون موقع که مرده کردم رو بهم داد بازم تا یادم اومد نفرینش کردم هر روز باهم بیشتر حال میکردیم تا دختر دایم خونشون رفت یه شهر دور تر از ما بین حال کردنون فاصله افتا هر دو سه ما یکی دوبار چند وقت بعد که باز دیدمش و تو خونه جدیدشون رفتیم حمام من برای اولین بار تو سن 13 یا 14 سالگی ارضا شدم خیلی بهم فاز داد تازه لذت سکس رو درک کردم ولی دختر دایم هر کاری کردیم ارضا نشد کسش کبود شده از بس مالیدیمش بعد ها موبایل خریدیم با هم فیلم سکسی نگاه میکردیم و همین جوری لز میکردیم تا وقتی 17 سالمون شد و دوتا تیکه ناز شدیم واسه خودمون فقط تو کف این بودیم که دوس پسر داشته باشیم اما موقعیتش رو نداشتیم وقتس یه پسر نگاهمون میکرد احساس قرور میکردیم و میخواستیم پسر بیاد جفتمون رو باهم بکنه اما فقط حسرت میکشیدم وقتی کسی بهمون تیکه مینداخت تا چند وقت بیادش خود ارضایی میکردیم کی فکر میکرد دختر های خوشکلی مثل ما این جوری تو کف باشن مخصوصاً من که تو مدرسه بهم میگتن خانوم بلوند!!!! همین پارسال دوس پسر دار شدم اما نگرس به من نگفته بود نامرد سه چهار ماهی بود دوس پسر دشاته و دوبار سکس کرده بود وقتی بهش گفتم دوس پسر دارم حریانش رو بهم گفت وقتی از سکس هاش تعریف کرد بهش حسادتم شد ازش ناراحت بودم! دوست پسرم اسمش حسام بود خیلی زود باهش گرم گرفتم و بهش وابسته شدم بعد از یک ماه ارم درخواست کرد برم خونشون قبلش چند باری به سختی تونستم باهش برم بیرون با دروغ های که به خانوادم میگفتم واسه این که بتونم برم خونشون گفتم امروز سه ساعت کلاس توقیتی دارم چیز عادیی بود در ماه چند بار کلاس داشتیم روز که قرار بود بعد مدرسه بیاد دمبالم اون موقع سوم دبیرستان بودم شبش رفتم حمام بدنم خودش کم مو بود فقط حمام کردم و موهام رو که تا وسط های کمر میرسه رو اتو کشیدم صبحش یه ارایش ملیح کردم که کسی شک نکنه و رفتم مدرسه ظهر که کلاسم تمام شده بود اومده بود دمبالم ماشین دوستش بود رفتیم خونشون کلی استرس داشته بودم ازش ترسی نداشتم تازه دوسشم داشتم اما یه حسی عجیبی داشتم سکس اول با بقیه سکس ها فرق میکنه اون حرفی از سکس نزد ولی من میدونستم اخرش به سکس میکشه واسه همین خودم رو اماده کرده بودم تو راه یکمی حرف میزدیم شایدم بسشتر اما حواسم نبود داشتم به نرگش فوحش میدادم که بخاطر اون دارم این کار رو میکنم کخ ازش عقب نیوفتم که یه هو حسام گفت بهناز بهناز کجایی رسیدم پیاده شو وقتی به خودم اومدم دیدم تو حیاطیم و حسام در ماشین باز کرده داه بهم میگه رسیدیم اومدم پایین که حسام زود کشیدم تو بغل خودش گرمی تنش عجیب بود مثل نرگس نبود بار اوب بود تو بغل یه پسر بودم همین جوری چسبیده به هم اروم اروم رفتیم تو خونه بعد ازش جدا شدم رفت تو اشپز خونه گفت چی میخوری گفتم آب! اب اورد خوردم خودشم یه چیزی تو همون اشپز خونه فکر کنم خورد بعد نشست کنارم یکمی چرت پرت گفت اصلا حواسم بهش نبود که لبم رو لبش دیدم کل موهای تنم سیخ شد اصلا فکرشم نمیکردم این جوری بشه بدنم با اولین بوسش از لیم گرم شد منم شروع کردم به همراهی کردنش خیلی زود رفت سراغ عشق بازی فکرشم نمیکردم این قدر زود بدون معطلی شروع کنه گفتم حداقل یه چند دقیقه ای طول میکشه تت بخواد راضیم کنه و…. داشتیم لب های هم دیگه رو میخوردیم خیلی حس بهتری نسبت به نرگش داشت ازش جدا شدم و مغنه و مانتوم رو در اوردم با یه تاپ سورتی اومدم پیشش دوباره لباش رو بوسیدم از نگاش معلوم بود که تو خوابم فکر نمیکرد همچنی دختری گیرش بیاد یعد رفت سراغ گردنم حسابی حشریم کرد کسم داغ داغ شده بود و جوری وسط پام رو خیس کرد که فکر میکردم ار رو شلوارم معلومه بعد ش اومد سراغ سینه هام از رو تاپم بوسشون کرد و میمالیدشون تو دنیایی دیگه ای بودم و اروم ارم تاپم رو در اورد که گیر کرد به کلیپسم موهام رو کشید یه جیغ کوچیک زدم کلی صربون صدقم رفت بعد کلیپس رو باز کردم موهام باز شدن بعدش حسمام رو دیدم که مات تنم شده که رفتم جلو یه بوس از لبش گرفتم اونم سوتين توریم رو در اورد انداخت رو مبل کناری و شروع به خوردن سینه هام کرد همین اول کار نزدیکی ارضا شدنم رو حس میکردم که رفت سراغ نافم و کم کم شلوارم رو مشید پاین تا شورتم رو دید گفت چکار کردی با خودت که خجالت کشیدم ار رو شرتم یکن مالیدش و شرتم در اورد نفسم تو سینه ام حبس شد تند تند قلیم میزد حال عحیبی داشتم که زبونش رو کسم حس کردم…

ادامه دارد!

نوشته:‌ بهناز

Leave a Comment