Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سعید و زنش (1) - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سعید و زنش (1)

سلام. اسم من سعید هست و میخوام گوشه ای از ماجراهای خودم رو واستون تعریف کنم. من مهندس مکانیک هستم و حدودا سه ساله ازدواج کردم. ۲۸ سالمه و زنم ۲۵ سالشه. اسم زنم هما هست و اونم مهندس کامپیوتر هست و تو یه شرکت کار میکنه. قدش حدودا ۱۷۰ هست و بدن رو فرمی داره. ما در دوران دانشجویی باهم آشنا شدیم و یه مدت دوست بودیم و بعدش ازدواج کردیم. خانمم یه دوست بسیار صمیمی داره به اسم سارا که از دوران راهنمایی باهم دوستن و رفت و آمد خانوادگی دارن. در واقع رفت و آمد خانواده ها باعث شروع دوستی اونا شده بود این سارا خانم هم حدودا ۴ سالی از زنم کوچیکتره اما تو دوران دبیرستان که بوده بنا به رسم و رسومات خانوادگی با پسر عمش ازدواج کرده و اسم پسر عمش مهرداد هست. اینجوری ک من اطلاع دارم مهرداد مشکل داره و نمیتونن بچه دار بشن. من و خانمم هم که هنوز تصمیم به بچه دار شدن نگرفتیم. خب همونطور که گفتم خانمم و سارا بسیار صمیمی هستن و همه ی مسائل رو راحت جلوی هم مطرح میکنن و راز مخفی بینشون ندارن.

یه بار در دورانی که من و خانمم دوست بودیم باهم رفتیم بیرون و سارا هم با ما اومد. هما اونروز حسابی حشری شده بود و به من گفت سارا رو جلو یه پاساژ پیاده کنم که بره خرید. ولی سارا هی میگفت من خرید ندارم که کجا برم. تا اینکه آخرش هما گفت بابا سعید میخواد کیرشو بکنه تو حلقم تو میخوای عقب بشینی ببینی؟ من حسابی جا خوردم از این حرفی که جلو سارا زد ولی مثه اینکه بینشون این حرفا اوکی بود. خلاصه که اونروز سارا ساک رو زد و ماجرا تموم شد. اینو گفتم که نزدیکی روابط دستتون بیاد ؛-) بعد ازدواج ما یه سری شبا بود که سارا میومد خونه ما یا هما میرفت خونه اونا میخوابید. منم بدم نمیومد سارا رو با لباس تو خونه یکم دید بزنم. البته خانمم هم که میرفت خونشون جلو مهرداد راحت بود. اما ماجرا از اونجایی شروع شد که یک روز ظهر که از سرکار برگشتم هما خیلی سرد و ناراحت بود. اول فکر کردم پریود شده و محل ندادم. بعد ناهار که داشت ظرف میشست رفتم پشت سرش و بقلش کردم و شروع کردم به مالیدن بدنش که دیدم نوار بهداشتی نداره. فهمیدم داستان یه چیز دیگس باز حتما مهرداد واسه سارا طلایی چیزی خریده و بدبختیش با ماست. کلا اونا از ما پولدارتر بودن. بابابزرگشون خان بوده تو یه دهاتی و حالا خانوادگی خرپولن ولی همه سیکل! اونوقت ما با ارشد مکانیک… بگذریم. خلاصه هما گفت نکن سعید حوصله ندارم. پرسیدم چی شده؟ تو شرکت اتفاقی افتاده؟ گفت نه. نگاش کردم دیدم داره اشک میریزه. بلندش کردم بردمش تو حال و گذاشتمش رو مبل اونم دیگه کم کم داشت گریش شدید می شد. منم که نمدونستم قضیه چیه هی ازش سوال میپرسیدم. بعد که یکم حالش بهتر شد گفت سعید نمیتونم بهت نگم. چون عذاب وجدان میکشه منو! منم هی میپرسیدم چیه خب بگو گفت میگم ولی قول بده هرکاری میکنی با فکر باشه و از رو عصبانیت تصمیم نگیر. قول دادم و اونم شروع کرد به تعریف کردن: دیشب رفته بودم خونه سارا. سارا تازه پریودش تموم شده بود و حسابی حشری بود. از سر شب کلی آرایش کرده بود واسه مهرداد. منم هی میخواستم بیام خونه که راحت باشن ولی سارا نمیزاشت. خلاصه شب که مهرداد اومد همون جلو در شاید حدود پنج دقیقه داشتن لب میگرفتن. چندبار به سارا گفتم بزار برم اما نمیزاشت. خلاصه که شام خوردیم و بعدش جلو تلویزیون بودیم که من رو مبل تکیشون بودم و مهرداد و سارا رو مبل دوتایی تو بقل هم. من داشتم تلویزیون میدیدم و اونا به خاطر حالت چینش مبلا تقریباً پشت من بودن و من نمیدیدم چیکار میکنن. بعضی وقتا صدای پچ پچشون میومد ولی من برنمیگشتم نگاه کنم و حواسم به فیلم بود. تا اینکه بعد از چند دقیقه دیدم صدای عق زدن میاد. برگشتم دیدم مهرداد رو مبل ولو شده و سارا جلوش زانو زده. کیر مهرداد تا دسته تو حلق ساراست و با دستش سر سارا رو فشار میده. مهرداد وقتی دید من متوجه شدم یه لبخند کوچیک زد و چشماشو بست. نمیتونستم روم رو اونور کنم. حسابی میخکوب صحنه شده بودم. سارا کیر مهرداد رو در آورد و من تونستم ببینمش. از مال تو طولش کمتر بود ولی حسابی کلفت بود. آب دهن سارا از دو طرف میریخت و چشای سارا خمار بود. حدود ۱۰ دقیقه سارا همه مدله ساک زد و منم همشو کامل نگاه کردم. مهرداد تکون نمیخورد و همه چی رو سپرده بود ب سارا. بعد یه ساک طولانی سارا شرتش رو از زیر دامن در آورد و رفت نشست رو کیر مهرداد و شروع کرد بالا پایین رفتن. منم حسابی شهوتم زده بود بالا. تاپ بندی داشتم که خیس شده بود از عرق و شلوارکم جلوش از آب کسم خیس بود. بعد از چند دقیقه سارا پاشد و به مهرداد گفت بشین رو مبل. بعد خودشو جوری تنظیم میکرد که کیر مهرداد بره تو کونش. اما چون حالت بد بود هی در میومد. سارا گفت مهرداد کیرتو بگیر بکن توش دیگه عوضی. مهرداد گفت مگه امشب قرار نبود همه کارا رو خودت بکنی. سارا یه فحش دیگه داد و دوباره با کونش و کیر مهرداد کلنجار میرفت تا اینکه یه دفه گفت هما بیا کیر مهرداد رو بکن تو کونم!!! من احمقم حتی یه لحظه تردید نکردم. بلافاصله بلند شدم و رفتم کنار مهرداد نشستم و کیرشو گرفتم تو دستم. خیلی داغ بود. کیر رو با کون سارا تنظیم کردم اما تو نمیرفت. سارا گفت خشکه خیسش کن. منم یکم تف زدم به دستم و شروع کردم به مالیدن کیر مهرداد. دیگه حالم حسابی خراب بود. دوست داشتم بهش بدم. سارا که داشت نگاه میکرد گفت جنده کیر سعیدو هم همینجوری خیس میکنی؟ منم یه نه گفتم و شروع کردم به ساک زدن واسه مهرداد. حسابی براش خوردم و خایه هاشو مالیدم. سارا هم دید من ول نمیکنم رفت بالا سر مهرداد تا واسش کسش رو بخوره. یکم که ساک زدم دیدم فایده نداره و بلند شدم شلوارک و شرتم رو در آوردم و همینجوری که مهرداد کس سارا رو میخورد ، کیرشو فرو کردم تو کسم! داشتم جر میخوردم واقعا کلفت بود. بعد از چندبار بالا پایین کردن مهرداد فقط گفت داره میاد. منم سریع نشستم و همه آبشو خوردم….
این داستان ادامه دارد

نوشته: سعید

Leave a Comment