Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سفر حماسی کسیابی - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سفر حماسی کسیابی

سلام خدمت کاربرای شهوانی امید وارم از این داستان خوشتون بیاد این اولین داسنانی که من مینویسم بابت غلطها هم شرمنده.
یه روز تو خونه نشسته بودمو داشتم داستان سکسی میخوندم که با خودم گفتم چطوریه که این نویسنده های داستانها صبح طرفو میبینن ظهر شماره میدن شب میکنن وبعدشم یه عمر. با خوبی و خوشی سکس میکنن اقا منم به رگ غیرتم بر خوردو گفتم منم باید یکیو پیدا کنم رفتم لباس پوشیدمو هفت هشتا هم کارتو کاغذ برداشتم خودکارو هم به سبک فیلمهای وسترن تو دستم چرخوندمو گذاشتم تو جیبم.یه نیم کیلو هم ژل. زدمو اماده این سفر حماسی شدم.کوچه اولو نه کوچه دومم رد کردم رسیدم به چهار را که سوژه مورده نظر دیدم اقا افتادیم دنبال دختره که داشت میرفت اون ورخیابون تو راه ۹۹۹راه روش سکس که نوسندگان ارشد سایت گفته بودنو با خودمو دختره داشتم مرور میکردم .رسیدم دو قدمی دختره که یه صدای ترمز شنیدمو چشم که باز کردم دیدم ۲متری زمینمو با سر رفتم تو اسفالت راننده امده میگه خوبی میگم اره میگه پس گوه میخوری پریدی جلو ماشین نکنه میخوای دیه بگیری دیدم راننده. بلند شده میگه ای مردم هوار این میخواد پول ازم بهگیره اقا ماهم سریع زدیم به چاک که یاد ماموریت خطیر خودم افتادم. شروع کردم گشتن برای سوژه مناسب بعدی دیدم یه خانمی یه خودکار ازکیفش افتاد زمین من ورش داشتمو رفتم که بهش بدم صداش زدم خانم خانم دوم از دهنم در نیومده بود که برگشتو با کیفش چنان کوبوند تو صورتم که جای سگکه کیفش موند رو صورتم بعدم یه چند تا فحش خواهر مادر بهم دادو رفت من که هنوز از این همه سرعت تو کف بودم که یه دختر تیکه رفت تو یه ساختمون(پزشکان) منم عین اهنربا رفتم دنبالش اقا وارد سالن که شدم دیدم دختره پیش ۲تا قلچماق کیر کلفت وایساده امدم برگردم که منشی منو صدا کرد.گفت کاری داشتید منم امدم ضایع نشم گفتم اره سرما خوردمو اینا یه برگه بهم داد که برم صندوق خلاصه بعد کلی معطلی پول دادن یه امپول برای ما نوشت امپولو گرفتم رفتم رو تخت که دیدم امپول زنه یه دختره که میخورد ۲۷ یا۲۸سالش باشه شلوارمو کشید پایین که امپلو بزنه با خودم گفتم بزار این یکی رو هم امتحان کنم.بهش گفتم خانم شما از دواج کردین اینو که گفتم سوزنو بالا بردو محکم زد تو کونه ما طوری که اگه سوزن ۱ سانتی متر بلند تر بود از اونورم در میومد خلاصه رفتم خونه کاپیوتر و مودم و پرت کردم تو کوچه که دیگه هوس نکنم جا بر پای نویسندگان ارشد سایت شهوانی بزارم

نوشته: سروش تکرو

Leave a Comment