Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکسی که نمایانگر عشقمان بود - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکسی که نمایانگر عشقمان بود

با سلام به دوستان عزیز من اولین باره می نویسم این یک خاطره واقعی از سکس من و همسرم البته قبل از عقد مونه.فقط اگر مشکل نگارش داشت ببخشید. اسم من کیارشه و اسم همسرم رویاست. من 23 سالمه و رویا 20. ما تو محل کار باهم آشنا شدیم من تو کرج مرکز شهر یه بوتیک دستم بود رویا پشت کنکور بود و میخواست تا مشخص شدن نتیجه جایی مشغول بشه. چون لاغر بود و خیلی ساده بود هیچ بوتیکی نخواستنش ولی من استخدامش کردم بعد از چند روز دیدم داره گریه میکنه.علت رو پرسیدم و با اصرار از یک شکست باخبر شدم. پسره با سوءاستفاده از احساسات رویا اونو به هم بستری کشونده بود و بعد از اینکه براش تکراری شده بود ترکش کرده بود من زیاد باهاش حرف میزدم و کم کم اوضاع روحیش بهتر شد تا نفهمیدم چی شد که بهش دل بستم وقتی بهش گفتم گریه کرد و گفت به زمان نیاز داره، مدام سعی میکردم لبخند رو لباش بیارم انصافاً لبخندش فوق العادل زیبا بود.بالاخره قبول کرد ولی متاسفانه به خاطر سادگیش صاب کارم اخراجش کرد، هر روز بیرون میافتیم دفه اول که آمدم بوسش کنم روشو برگردوند اما دو روز بعد اولین بوسمون اتفاق افتاد. دیگه هیجان برای ازدواج تو دل جفتمون موج میزد تو سفره خونه دوستم که ظهرا کسی تو لژش نبود بعد از چند دقیقه لب بازی دستمو گذاشتم رو سینش خیلی خجالت کشید وقتی دستمو از بالای مانتوش بردم تو سوتینش بدجور استرس گرفت و یه مقدار امتناع کرد اون میترسید که واسه منم تکراری بشه، براش سوگند خوردم که تا آخر عمر عاشقش میمونم بعد از چند روز با یه تور رفتیم فیروز کوه بهش گفتم اگر بهم اعتماد داره فردا بعد از تور بریم خونه من چون میخواستم ی بار بدون استرس باهاش عشق بازی کنم و رویا اول خیلی مخالف بود بعد راضی شد اما قول گرفت سکس نکنیم بعد از تور رفتیم خونه من که یک زیرزمین چهل متری بود. اول یه چیزی درست کردم خوردیم دیگه طاقت نداشتم تو آغوشم اوردمش و با بوسه های اروم شروع کردم عشق،شهوت،هیجان تو وجودمون مملو بود زبونمونو تو دهن هم میکردیم و لاله ی گوششو خوردم نفس جفتمون به شمارش افتاده بود رویا یه تونیک قرمز با شلوار جین تنش بود دستمو انداختم تو لباسش و سینشو درآوردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش و با زبونم با نوکش بازی میکردم، جفتمون داشتیم به اوج میرسیدیم شلوارشو درآوردم رنگش سرخ شده بود دستمو گذاشتم رو کسش و مالیدم عشق و شهوت ترکیب جالبی شده بود خودم لباسامو درآوردم حالا شورتشو درآوردم پاهاشو جمع کرد از گردن شروع کردم به بوس کردن تا به کسش رسیدم برعکس اکثر دخترا بوی خیلی خوبی میداد شروع کردم به خوردن با زبونم با چوچولش بازی میکردم که ناگهان با لرزش و ناله ارضا شد چون قبلا گفته بود از ساک زدن خوشش نمیاد منم ازش نخواستم اما دیگه سکس رو جفتمون میخواستیم،روش خوابیدم و اروم سره کیرمو گذاشتم رو کسش و اروم کردم تو خیلی داغ بود من چند سال قبل سکس داشتم ولی از پشت فقط با یه نفر که نتیجش یه شکست عشقی بود کم کم ناله های جفتمون رفت بالا کیرمو کشیدم بیرون دراز کشیدم حالا رویا روم بود ده دقه به این شکل بالا پایین کرد بعد رو زانو نشوندمش و سگی کردم مجددا خوابید رفتم روش اول رویا ارضا شد یکم صبر کردم و باز تلمبه زدم و ابمو ریختم رو شکمش بعد پاک کردم و پیشونیشو بوسیدم و در آغوش کشیدم سکس زیبایی برای جفتمون بود اما عشق بیشتر از هوس بود یه مدت بعد عقد کردیم اما یه هفته بعدش تو راه مشهد مادرخانمم با ایست قلبی در 39سالگی فوت کرد و بدجور به رویا ضربه خورد.ببخشید طولانی بود.الان سه ماه گذشته و رویا کمی بهتره.مرسی که این خاطره رو خندید.خداحافظ

 

Leave a Comment