Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس آخر وقت - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس آخر وقت

سلام من آرمان هستم 35 سالمه زمان دانشجویی رشت بودم و خونه مجردی داشتم سال دوم با یک دختری دوست شدم که همسایمون بود واسه همین نمیشد بیاد خونمون انصافا دختر با معرفتی بود و واقعا دلم براش تنگ شده . 2 سال بعد که خونم رو عوض کردم و ازون محله رفتم واسه اولین بار دعوتش کردم خونه خیلی با هم صمیمی بودیم یه دختر با قد 170 بود و وزن حدود 60 خوشتیپ بود و صورت معمولی قشنگی داشت. ساعت 2 بعد از ظهر اومد پیشم کلی نشستیم حرف زدیم با هم فیلم دیدیم شوخی کردیم راستش من زیاد تو سکس پررو نبودم واسه همین اصلا نحوه شروع کردن سکس واسم آسون نبود . یه چندباری لبشو آروم بوسیدم و محکم بغلش کردم ولی کار خاصی نکردیم دیگه ساعت شده بود 6 عصر و بهم گفت من دیگه باید اینقدر حرف زده بودیم و شوخی کرده بودیم دیگه سکوت حکمفرما بود و فقط کنارش نشسته بودم وقتی گفت میخوام برم بهش گفتم باشه عزیزم و لبم رو گذاشتم رو لبش ، ایندفعه لب گرفتن ازش خیلی طول کشید و دیدم چشماش بسته شده منم شروع کردم لبش رو خوردن و زبونم رو به زبونش میزدم قلبم داشت تند میزد و دوست نداشتم اون لحظه تموم شه تو هموم حالت کم کم رو کاناپه دراز شدیم و من از لبش رسیدم به زیر گوش و گردنش همون لحظه اول که با لبم گردنش رو مکیدم یه آه خیلی آروم و ملایم کشید و فهمیدم کامل شل شده با استرس دستمو از رو لباس کشیدم رو سینه هاش دیدم حرفی نزد و فقط لب پایینش رو گاز گرفت و دستش رو کرد لای موهای خودش منم پررو تر شدم دستم رو بردم زیر لباسش سینه هاش رو تو دستم حس کردم دیگه راست راست کرده بودم داغ شده بودم آروم پیراهنش رو در اوردم و سینه هاش رو جلو خودم دیدم گرد بود و نوکش از حساسیت سفت شده بود منم با لبام و دنون های آروم نوک سینش رو واسش خوردم یه آآآه ه ه بلند کشید و گفت وای آرمان داری دیوونم می کنی با این حرفش سینه هاش رو با دستام گرفتم و نوکش و با زبونم قلقلک دادم حسابی حال کرده بود و منم حشری بودم ریسک کردم و دستم رو بردم سمت کسش از رو شلوار که یهو با صدای حشری گفت وایی نهه آرمان ولی طاقتی نداشت و دوست نداشت که متوقف شم. من دستمو رو کسش میکشیدم و داغیشو از رو شلوار حس می کردم آروم دستمو کردم تو شلوارش و از زیر شرت دستم روو گذاشتم رو کس داغ و خیسش. اینقدر خیس شده بود که از رو شلوارش کاملا معلوم بود خیلی آروم بدون اینکه استرس درست کنم شلوار و شرتش رو درآوردم وای چی می دیدم یه کس بدون مو جمع و جور خیس خیس بغلش کردم بردمش رو تخت پاهاشو واکردم و شروع کردم بوسیدن ساق پاهاش و رونش تا به کسش رسیدم اونم هی آه ه می کشید و اسمم رو میگفت و عین کرم وول می خورد پاهاشو وا کردم و نوک زبونم رو گذاشتم رو چوچولش و یه بار بالا پایین کردم با حالت خنده و گریه یه آخخ گفت و پاهاش رو جمع کرد دوباره اینکارو کردم چند ثانیه ظول کشید دیدم نفساش شدت گرفت و با دستش ملحفه فشار دادو کمی لرزش تو تنش افتاد خیلی آروم گفت وایی آرمان سست شدم اروم منو کشید روی خودش و لب همو بوسیدم و دستش رو کرد زیر شلوارم و کیرم رو مالید داشتم دیوونه میشدم لباسامم رو در آوردم دراز کشیدم اروم رفت پایین شروع کرد با زبونش زیر کیرم رو لیس زدن فکر کنم یک دقیقه ظول نکشید که آبم با شدت پاشید بیرون و بعدش عین 2 تا جنازه یک ساعت بغل هم بودیم و بعدش رفت خونشون. اگر کس کردن و کون کردن نداشت ببخشید ولی واقعی بود

Leave a Comment