Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس اتفاقی نازنین با پسر عمو
داستان سکسی

سکس اتفاقی نازنین با پسر عمو

چند روزی میشد که با دوست پسرم به هم زده بودم.سر هیچ وپوچ با هم دعوامون شد و اونم رفت با یکی از دوستای نزدیکم دوست شد.مریم صمیمی ترین دوستم بهم می گفت که سیاوش ازت سیر شده وواسه تنوع رفته دنبال تینا ( همون دوستم که با سیاوش رفیق شد ) تو اشتباه کردی که باهاش سکس کردی.آره چند باری باهاش سکس کرده بودم واونم حتما ازم سیر شده بود.البته هنوز باکره بودم وبه سیاوش هم فقط کون داده بودم.خب بهتره یه خرده از خودم بگم.من نازنین یا همون نازی هستم.24 سالمه ودانشجوی کارشناسی ارشد هستم.دختر خوشگلی هستم.قدم زیاد بلند نیست اما تپلم و70 کیلو وزنمه.سینه هام وباسنم بدجوری به چشم هر مردی میاد.تقریبا یک سال با سیاوش دوست بودم وچند باری هم باهاش سکس کرده بودم.بهش علاقمند بودم اما از وقتی اون بهم نارو زد دیگه ازش بدم اومد.مدتی بود میخواستم کارشو تلافی کنم.وقتی می دیدم توی دانشکده با تینا همه جا بالا وپایین میره وبا نگاهش بهم می خنده اعصابم خرد میشد.
یه پسر عمو داشتم به اسم سعید.سعید دو سال ازم کوچیکتر بود اما چون ورزشکار وهیکلی بود وخیلی هم خوشگل بود بزرگتر از من به نظر می رسید.رابطه ام باهاش بد نبود.یه شب که خونشون مهمونی بودیم بهم اصرار کرد که باهام به عنوان دانشجوی مهمان بیاد سر کلاس.منم قبول کردم که بیاد ودر عوض براش شرط گذاشتم که در جلوی سیاوش جوری وانمود کنه که دوست پسر منه وخیلی هم با هم صمیمی هستیم.اونم قبول کرد.سعید چند باری باهام به دانشگاه اومد وهر بار در جلوی چشمای سیاوش دستمو می گرفت ، باهام لاس میزد.منم سرمو رو شونه هاش میذاشتم.می گفتیم ومی خندیدیم وادای آدمای شاد وعاشق رو در می آوردیم.البته سیاوش هم اوایل یه خرده اعصابش خرد بود ولی کم کم دیگه عادت کرد وتصمیم گرفت بی خیالش بشه.من به هدفم رسیده بودم ودیگه نیازی نبود که با سعید عشق بازی کنم.یه روز که داشتیم زودتر از روزهای دیگه به خونه بر می گشتیم سعید با اصرار ازم خواست که به خونشون برم چون تنها بود وحوصله اش سر رفته بود.نمیدونم چرا قبول کردم وباهاش به خونشون رفتم.خلاصه رفتیم توی خونه ومنم مانتوم رو دراوردم وبا یه آستین کوتاه ویه شلوار جین نشستم توی هال پای ماهواره.سعید هم رفت شربت درست کرد .اومد روی مبل کنارم نشست.یه لیوان شربت به دستم داد وخودش هم کمی بهم چسبید ومشغول خوردن شربت شد.دستاش رو دورگردنم انداخت ومنوبه سمت خودش کشید.اون قدر قدرتمند بود که توی بغلش افتادم.
لبخندی زدم وگفتم چته دیوونه؟چیکار می کنی؟سرش رو به سرم نزدیک کرد وگفت:دارم دوست دخترمو بغل می کنم.اشکال داره؟-:خیالات برت داشته؟نکنه واقعا فکر کردی من دوست دخترتم.سرم را به طرف خودش چرخوند وتوی چشمام نگاه کرد وگفت:اشکالی داره دوست دخترم باشی؟قبل از اینکه حرفی بزنم لبش رو روی لبم گذاشت ولبم رو بوسید.نمیدونم چرا قدرت مخالفت کردن نداشتم وخیلی زود تسلیم شدم.شاید حضور سعید می تونست یه خرده حالمو بهتر کنه.منم باهاش همراهی کردم وهر دو مشغول مکیدن وخوردن لب همدیگه شدیم.سعید خیلی زود بغلم کرد وبلندم کرد وبه داخل اتاق خواب برد وروی تخت انداخت.خودش امدم وروم افتاد ولبش رو روی لبم گذاشت.دوباره مشغول لب گرفتن شدیم وسعید هم همزمان با خوردن لبم با دست داشت سینه هام رو از روی تی شرتی که تنم بود می مالید.دلم نمی خواست تا اینجا جلو بریم اما این اتفاق داشت میفتاد ومنم که داشتم گر می گرفتم.سعید خواست تی شرتم رو از تنم در بیاره مخالفتی نکردم واونم تی شرتم وبعد از اون سوتینم رو هم از تنش دراورد وسینه هام معلوم شدن.سعید هم با دیدن سینه های درشت وگردم اختیار از دست داد وافتاد به جون سینه ام.یکی از سینه هام رو می مالید واون یکی سینه ام رو هم به دهن گرفته بود وداشت می مکید.منم دیگه صدای آه وناله ام هم دراومده بودو داشتم لذت می بردم.سعید نوک سینه هام رو به دهن گرفته بود وهر بار نوبتی اونا رو می لیسید.نوک سینه هام بر اثر مکیده شدن زیاد شق شده بود وسعید هم انگار نمی خواست بی خیال سینه هام بشه.
شلوار جینم رو با کمک سعید از پام درآوردم وشورت توری زرد رنگ وسکسیم رو هم سعید خودش از تنم دراورد.حالا دیگه کاملا لخت در مقابلش بودم.سعید با دیدن کس تر وتمیز وصورتی رنگم بین پاهام قرار گرفت.پاهام رو از هم باز کرد وسرش رو به کسم نزدیک کرد.بهش گفتم که باکره هستم واونم قول داد که مراقب باشه.سعید شروع به لیسیدن کسم کرد ومنم با آه وناله های ریز وشهوتی خودم همراهیش کردم.قبلا سیاوش هم برام کس لیسی کرده بود وحالا هم سعید داشت کسم رو میخورد.پاهام رو بالا داده بودم وبا دست سر سعید رو گرفته بودم واونو به کسم فشار می دادم.سعید هم اون قدر با حرارت کسم رو لیسید ومکید که با آه وناله های زیاد ارضا شدم وبه ارگاسم رسیدم.خیلی خوب بهم حال داده بود واز این بابت ازش ممنون بودم.این بار هر دو از تخت پایین اومدیم وسعید راست وایساد ومنم جلوش زانو زدم.شلوار وشورتش رو از تنش دراوردم وتی شرتش رو هم خودش دراورد.اییییی جوووووننننن.چه کیر خوشگل وخوش قد وقامتی جلوم بود.با دستم کمی کیرش رو مالیدم وبیش از پیش راست کردم.صورتم رو به کیرش می مالیدم وکیرش رو بو می کشیدم.چه بوی خوبی داشت.کیرش رو به لبم مالیدم ودر آخر اونو وارد دهنم کردم.وایییییییییی چقدر کیرش داغ وپرحرارت بود.به آرامی مشغول ساک زدن شدم وسعید هم با دست موهام رو نوازش می کرد.چشماش رو بسته بود وکیرش رو کاملا در اختیار من گذاشته بود.
منم با حرص وولع کیرش رو می خوردم واونم دیگه داشت کم کم آه وناله می کردمنم پس از اینکه خوب کیرش رو لیس زدم به سراغ خایه هاش رفتم.چه خایه های آویزون وخوشگلی داشت.تردید نکردم وتخم هاش رو توی دهنم گذاشتم.با دستم کیر کلفت ودرازش رو می مالیدم وهمزمان هم داشتم خایه هاش رو می خوردم.دیگه سر وصداش به اوج رسیده بود که کیر وخایه هاش رو از تصرفم درآورد چون می دونست اگه همین طوری ادامه بدم زودتر از حد معمول ارضا میشد.دوباره روی تخت رفتیم وسعید از من خواست تا قنبل کنم وآماده گاییده شدن بشم.قنبل کردم وسعید هم پشت سرم حاضر شد.کمی تق به سر کیرشو وکمی هم به سوراخ کونم زد.قاچ های کونمو با قدرت باز کرد وکیرشو به کنار سوراخم رسوند وگفت:آماده ای نازی جون.با صدای ریز وشهوتی گفتم :آمادههههههه عزیزم.با این حرف سعید هم دیگه معطل نکرد وبا یک فشار سر کیرشو وارد کونم کرد.آیییییییییییی.آخخخخخخخخخخخ. این صدای داد وفریاد من بود که فقط سر کیر سعید وارد کونم شده بود.سعید کیرشو از کونم بیرون آورد ودوباره وارد کونم کرد.آیییییییییی.آییییییییی.سعید هم یک فشار دیگه داد واین بار کیرش تا نصفه وارد کونم کرد.سعید:آهههههههههه چقدر گوشتی نازی جون.آهههههههه.اووووفففففففف.جووووووووننننننننننن.منم که همچنان درد داشتم آه وناله می کردم.آیییییییییییی.چقدر کییییییرررررتتتتت کلفته سعید جووووووننننن.آیییییییی دارم پارههههههه میشم.سعید هم یک فشار کامل دیگه داد وکیرش تا دسته وارد کونم شد.
آیییییییییییی.جررررر خوردم.آیییییییییییی.سعید هم با دست به باسنم چند باری زد ومنم خودمو یه کمی شل گرفتم وسعید هم کم کم تلمبه زدن هاش توی کونم رو شروع کرد.اهههههههه.عاشقتم نازنین جون.چه کون قلمبه وگوشتی داری.اووووووفففففف.چه لذتی داره گاییدنت.منم که دیگه دردم تقریبا کم شده بود وداشتم کم کم لذت هم می بردم با صدای شهوتی خودم گفتم:آیییییییییی تو هم چه کیر سالاری داری سعید جون.آهههههههه.سعید همون جور که از پشت توی کونم تلمبه میزد روی من خم شد وازپشت مشغول بوسیدن گردنم شد.سرش رو لا به لای موهای افشانم فرو می برد وموهام رو بو می کشید وهمزمان کیرش با قدرت توی کونم عقب وجلو می کرد.دیگه احساس درد نمی کردم وبر عکس داشتم لذت می بردم.سعید پهلوهام رو با دستاش گرفته بود وبا قدرت کیرش رو توی کونم عقب وجلو می کرد.با هر تلمبه ای که روانه کونم می کرد من به سمت جلو پرت می شدم اما سعید که با دستاش محکم منو گرفته بود نمی ذاشت از دستش در برم.خلاصه بعد از گذشت چند دقیقه کیرش رو از کونم بیرون کشید تا توی یک حالت دیگه با هم سکس کنیم.این بار خودش لبه تخت نشست واز من هم خواست تا روی کیرش بشینم وبالا وپایین برم.منم از روبه رو یک ضرب روی کیرش نشستم وکیرش تا دسته وارد کونم شد.
آییییییییییی.آههههههههههه.چون صورتامون رو به روی هم بود سعید بلافاصله لبش رو روی لبم گذاشت ومشغول خوردن ومکیدن لبم شد.منم در حالی که کیرسعید تا دسته توی کونم بود باهاش همراهی کردم ولب وزبونم رو هم مثل کونم در اختیارش گذاشتم.همزمان با مکیدن لبم با دستاش سینه هام رو توی مشتش گرفت ومشغول مالیدنشون شد.دیگه چه لذتی از این بالاتر می تونست باشه.کیرش توی کونم بود ، سینه هام توی دستاش بود ولبم در تصرف لب های گرم وآتشینش بود.آهههههههههه.سعید آرام به باسنم زد وگفت بالا پایین برو عزیزم.منم همزمان با لب دادن ومالیده شدن سینه هام شروع کردم به بالا وپایین رفتن روی کیرسعید.آییییییی.آهههههههه.جوووووووووونننننننننن.سعید هم که اصلا بی خیال لبام نمیشد وهمچنان داشت سینه هام رو با دست می مالید.رفته رفته سرعت بالا وپایین رفتنم روی کیر سعید بیشتر میشد وهر بار کیرش با قدرت بیشتری روانه کونم میشد.صدای شالاپ وشلوپ تمام فضای اتاق رو پر کرده بود.سعید این بار دست از خوردن لبام برداشت وبه جون سینه هام افتاد.یکی از سینه هام رو با دستش می مالید ونوک سینه دیگرم رو توی دهنش گذاشته بود وداشت می مکید.صدای آههههههه وناله من حسابی دراومده بود وسعید هم بی توجه به ناله های شهوتی من با حرارت وهیجان به کارش ادامه می داد.
باید اعتراف می کردم که خیلی بیشتر از سکس با سیاوش داشتم از گاییده شدن توسط سعید لذت می بردم.همچنان داشتم روی کیر سعید بالا وپایین می رفتم که سعید از خوردن سینه هام دست بر داشت ومنو از روی کیرش بلند کرد.بار دیگه هر دو از تخت پایین رفتیم ومن بازم جلوش زانو زدم واونم اومد نزدیکم وکیرشو لای سینه هام گذاشت.منم سینه هام رو به هم چسبوندم وسعید هم آرام آرام لای سینه هام عقب جلو می کرد.دیگه سر وصداش حسابی دراومده بود وبه نظر زمان ارضاش نزدیک بود.رفته رفته با سرعت وقدرت بیشتری کیرش رو لای سینه هام عقب جلو کرد وبالاخره بعد ازچند لحظه کیرش رو بیرون آورد وناگهان با آههههههههه وناله آبش با فشار زیادی روی سینه هام پاشید وخودش بی حال روی تخت ولو شد.منم روی تخت در کنارش دراز کشیدم در حالی که سینه هام وشکمم پر بود از منی سعید.صورت هامون رو به روی هم قرار داشت وبار دیگه لب هامون روی هم قرار گرفت.این شروعی بود برای ارتباط سکسی وسراسر هیجان من وپسر عموم سعید.الان بیشتر از یک ساله که با سعید ارتباط دارم وبارها باهاش سکس مقعدی انجام دادم. امیدوارم از این خاطره لذت برده باشین.خوشحال میشم نظراتون رو راجع به این خاطره بهم بگین.

نوشته:‌ نازنین

Leave a Comment