Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس از بچگی تا الان - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس از بچگی تا الان

سلام سکس با محارم
من آرمانم 15سالمه قدم 175 وزنم 65. کیرمم تا دلتون بخاد کلفت و درازه طولش 19سانته و اگه شد حتما عکسشا واستون میفرستم.این ک طولش خیلی زیاد شده دلیل داره دلیلشم خاطراتیه ک قراره واستون تعریف کنم. من ی خواهر دارم ک 32سالشه و قدش 184و وزنشم فکر کنم 70باشه و کلا خیلی خوشکله سینه هاش سایزش 75وکلاچشمای مشکی و موی مشکی داره و خیلی نازه. من دقیقا از5سالگیم تمام خاطراتم یادم میاد. یادم میاد ک همیشه خواهرم منا میبرد حمام.خاطراته خیلی خوبی هستند.میخام همه ی این خاطره هارو از اون موقع تا الان واستون تعریف کنم. چیزی ک یادم میاد و میخام واستون تعریف کنم از 7سالگیمه ک شب بود از فوتبال داخل کوچه وارد خونه شدم دیدم هیچکس غیر ازخواهرم خونه نیست.خاکی بودم ک خواهرم بهم گفت آرمان بیاتاببرمت حمام مامان اینا اومدند تمیز باشی گفت باشه وارد حمام ک شدم خواهرم قبل از این ک بریم زیر دوش حمام کامل خودش و منا لخت کرد و بعدش لبه صندلی رخت کن نشست و لای پاشو باز کرد و اشاره کرد ب کسش ک آرامان بخورش اولش نمیدونستم چیکار باید بکنم یا این ک نمیدونستم کاره خوبیه یا بدیه همونجوری خشکم زده بود ک از جاش بلند شد و اومد جلوم نشست و چوچولما کرد تو دهنش و هی مکید اینقده مک زد ک دیگه قرمزه قرمز شده بود یهو نگاه بهم کرد و گفت ببین منم ماله تورو خوردم و مکیدم حالا نوبت توعه گفتم باشه ابجی جلوش نشستم صورتما نزدیک کسش ک کردم ی بوی خاصی میداد ک یهو دیدم چوچولم راست شد و شق شد بازم رفتم جلوتر و لباما یواش یواش گذاشتم روی لبه های کسش بویی ک کسش میداد خیلی خوب بود و خیلی دوست داشتم بدجور اونموقع واسه اولین بار کیرمو شق کرده بود این بو اولین حسی بود ک میشد بهش بگم شهوت.شروع کردم مزه کردن کسش بازبونم ک سرمو گرفت و فشار داد ب کسش و گفت بخور دیگه میک بزن زبون بزن هی داشت صورتما فشار میداد ب کسش ک منم حشری شدما بدجور و سفت شروع کردم ب خوردن و مکیدن کسش خیلی حسه خاصی نداشتم بیش از 10دقیقه کسشا خوردم ک یهو ی آبی از کسش اومد تو دهنم ک خیلی سفید بود مثه شیر منم مکیدمش و خوردمش ک یهو بهم گفت الهی قربونت برم آبما خوردی دیگه ارضا شده بود یهویی بغلم کرد لباما بوس کرد و یکم خورد قبلا هم یادمه بوسم نمیکرد بیشتر لبما میخوردبعدش ب سینه هاش فشارم داد ک یهو نوک سینه هاش ب سینم فشار آورد منم دستما کشیدم ب سینه هاش ک فهمید ک دارم سینه هاشو میمالم گفت میخای اینم بخوری گفتم آره گفت خب بیادراز کشید گفت بیا بخواب روم و هردوتاشا بخور منم 5دقیقه خوردم سینه هاشو ک دیگه خسته شدم گفتم بسه دیگه سیرشدم یهویی بهم گفت داداشی میشه بازم بری اون پایینی رو بخوری منم گفتم باشه آجی ولی خستم شده ک گفت برو برات کاکائو خریدم همشا میتونی بعداز حمام بخوری منم ک عاشق کاکائو بودم گفتم باشه بازرفتم روی کسش و هی لیسیدم اونم سرماهی فشار میداد ب کسش و هی آه و اوف میکرد منم باز شروع کردم ب خوردن ک یهو بعد از گذشت7یا8دقیقه دیگه باز آبش اومد تو دهنم ک بازم خوردمش ی جورایی دوست داشتم اون آبا.مسلما الان کسایی ک ابه کوسا خوردند میفهمند من چی میگم خیلی خوشمزه بود.دوباره یزره لباما خورد و بعدشم چوچولما مکید و حمامم داد هی قربون صدقم میرفت آخره کار ک خشکم کرد بهم گفت آرمان حال داد بهت کارایی ک امروز کردیم؟گفتم آره آجی خیلی حال داد.گفت دوست داری همیشه انجام بدیم این کارا؟گفتم آره خیلی حال میده هردوتاییمون تمیز تر میشیم.گفت آفرین پسره خوب پس اگه دوست داری بازم انجام بدیم ب هیچکس حتی مامان بابا نباید بگی چون خیلی بد میشه و هردوتاییمونا میندازند واسه همیشه بیرون از خونه.منم ترسیدما گفتم باشه.تاسن 12سالگیم همیشه کارمون همین بود میرفتیم حمام من کس و کون و سینه هاشو میخوردم و اونم کیرما میخورد کیرم تو سن 12سالگی ب قدری کلفت شده بود ک مامانم منا ی بار بخاطر کیرم برد دکتر و فکر میکرد مریضم ک اینقدر بزرگه.خب آخه از 7سالگیم خواهرم هفته ای دوبار تو حمام واسم میخوردش و میمالیدش هم کلفت بود هم دراز تاسن12سالگی رابطم با خواهرم بیشتر تو حمام بود تا این ک دیگه مامان بابام بهش گفتند بزار خودش تنها بره حمام و دیگه بزرگ شده و نباید باهاش بری حمام.دیگه از اون موقع ب بعد من ک عادت کرده بودم ب خوردن لای پای خواهرم وقتایی ک پدر مادر خونه نبودند میرفتم پیشش اونم راحت واسم لخت میشد و میزاشت همه جاشو لیس بزنم یادمه تو سن 12سالگیم بود ک کیرما اندازه زد با خطکش یهو گفت 16سانته ک یهو شروع کرد ب قربون صدقه رفتنم و شروع کرد ب خوردن کیرم ک یهو دیدم ی حالی شدم و دهنشو تا ته هل دادم تو کیرم و نگه داشتم راحت احساس میکردم ک ی چیزی مثه شاش داره از کیرم میاد بیرون ولی با این حال دهنشا نگه داشتم رو کیرم 20ثانیه بیشتر نشد ک ولش کردم و یهو بهم گفت وای تو اینهمه آب داری مثه من و دهنشا باز کرد و گفت ببین رنگش مثه ماله منه گفت وای باید خوشمزه باشه آجی درسته؟گفت بزار بخورمش ک یهوی قورتش داد و گفت اوووووووف ک چقد خوشمزه بود.و بلند شد بهم گفت داداشه گلم دیگه از امروز مرده خودمه و هی قربون صدقم میرفت.مامان و بابام قرار بود آخر هفته برند دبی واسه کارای اقامتمون چون کلا بابام نمیخاست ایران بمونیم و 1 هفته ای من و آبجی نازم خونه تنها بودیم خودش همیشه میدونست ک اگه لای پاش عرق بکنه و 3یا4روزنره حموم من بیشتر دوست دارم خوردن کسشابخاطره همین از قبل از رفتن مامان بابام 5روز قبلش نرفت حمام تا قبل از رفتنشونم اصلا نمیزاشت کوسشا بخورم روزه خوردن فرارسید و مامان بابا روزه4شنبه عصر رفتند دبی.همین ک رفتند از خونه بیرون خواهرم رفت تواتاقش بعد از 5دقیقه صدام کرد گفت عزیزم بیا تواتاقم.همین ک وارد اتاقش شدم روی تخت دراز کشیده بود با شرت و سوتین مشکی ی بوی خیلی خوبی تو اتاقش پیچیده بود خشکم زده بود کیرم شقه شقه شده بود بهم گفت لخت شو و بیا دیگه پس چرا منتظری؟گفتم آخه آجی خیلی خوشکل شدی گفت عزیزم بیا من مال توعم منم لباساما در آوردم و رفتم کنارش گفت بیا سوتینما در بیار گفتم باشه یواش یواش در آوردم سینه هاشو ک دیدم ی لحظه نوک سینه هاش نظرما جلب کرد دیدم برجسته شد و نوک تیزه خیلی ناز شده بود همونجوری لباما گداشتم روی سینه راستش و هی مکیدم اینقده مکیدم ک قرمزه قرمز شد خیلی خوش مزه بود دوست داشتم گفت آرمان برو روی کوسم گفتم باشه شرتشا در آوردم وای ک چ بویی میداد کیرم داشت میترکید صورتما ک بردم طرفه کوسش ی بوی خیلی خوبی میداد اونایی ک کس خوردن میفهمند ک من چی میگم خلاصه شروع کردم مثه همیشه خوردن کسش ولی ایندفعه مزه ی خیلی بهتری هم میداد نمیدونم شاید بعضی ها از کسی ک حمام نرفته بیشتر خوششون بیاد ولی من ترجیح میدم کس حمام نرفته باشه و مزه عرق لای پا هنوز روش باشه مخصوصا ک از خواهرم 5 روز بود ک عرق لای پاش مونده بود خیلی خوش بوبود بعد از 10 دقیقه آبش اومد تو دهنم و سرمو فشار داد ب کوسش مثه همیشه و گفت من ارضا شدم داداشی بازم داشتم میخوردم ک یهو بهم گفت بزار کیرت بخورم میخام از کون بکنیم من نمیدونستم چی میگه کیرما خورد آبم اومد تو دهنش آبمم خورد و گفت حالا سوراخ کونما خوب بخور و بلیس و زبونتا بکن توش من یزره چندشم شد ولی گفت شوستم داخل کونما نگران نباش ک کثیف باشه تمیزه تمیزه خلاصه ب پشت خواابید و منم شروع کردم ب خوردن وای ک چ بوی خوبی میداد خیلی خوب بود گفت تف بنداز روی سوراخم منم تفای دهنما جمع کردم و انداختم دم سوراخش و با زبون هی تحریک میکردم و زبونما بازور میکردم داخل سوراخ کونش ک گفت حالا کیرتا فرو کن تو سوراخ کونم منم ک واسم تازگی داشت این کارا کردم و کله کیرما گذاشتم دمه سوراخش و بدون مقدمه یهویی فشار دادم داخل ک یهو لیز خورد لای کونش اینقدر سوراخ کونش تنگ بود ک چندبار همینجوری شد تا این ک خودش با دستش کیرما گرفت گذاشت دم سوراخش و گفت حالا فشاار بده ک موقعی ک فشار دادم کیرم سر خرد تو سوراخش چنان جیغی کشیدک هنوز ک هنوزه صدای زنگش توی سرمه وای ک چ حالی بودم خیلی باحال بود واسم خیلی حال کرده بودم کیرما تا ته هل دادم داخل تکونشم نمیدادم اون داشت بلندفقط از ته دل داد میکشید خیلی بهم حال داده بود یهو بهم گفت کیرتا بالا پایین کن دیگه منم این کاراکردم بازم بیشتر بهم حال داد دوبار ک بالا پایین کردم احساس کردم آبم اومد ک گفتم آآآآآآآاه آبم اومد گفت عزیزم همونجا نگهش دار من بی حال افتادم روش دوباره قربون صدقه هاش شروع شد باز قربون صدقم میرفت تا ی ربع ساعت گفت خب حالا در بیار کیرتا بیا کسما بازم بخور منم ک خیلی کس خوردن دوست داشتم باز جون گرفتم و رفتم روی کسش و بازم شروع کردم ب خوردن ک ایندفعه زبونما میکردم داخل کوسش ک یهو بهم گفت ناقلا یاد گرفتیااااا منم خندیدم.باز کیرم راست شد گفت ای قربون کمرت برم ک اینقده آب داره گفت ایندفعه میخام بزاری توکوسم این کیره خوشکلتا گفتم باشه گفت خب حالا بزار کیرتا دم کوسم و یواش فشار بده ک حال بیایم یواش یواش فشار دادم کس کردن خیلی بیشتر حال میداد بهم چون سینه هاش و لبشم میتونستم بخورم هر دفعه یهو از فشارکیرم تا ته رفت تو کسش و گفت همونجا نگه دار منم لبام روی سینه سمت راستش بود و داشتم میخوردم و میمکیدم.خیلی بهم حال داد بهم گفت آروم آروم عقب جلو کن منم 7.8 بار ک عقب جلو کردم آبم اومد ولی دم کسش ریخت آبم ک یهو بهم گفت آرمان برو کسما تمیزه تمیز کن منم رفتم پایین آب خودمم حتی مجبور شدم بخورم مجبور شدم زبونما تو کسش بچرخونم ک تمیزه تمیز بشه دیگه هیج نایی واسه هردوتامون نمونده بود بهم گفت عزیزم اجازه میدی برم حمام؟گفتم ن آجی بوی لای پات از بین میره نمیخام بری خودم همجاتا میلیسم نرو حمام یهو بوسم کرد و گفت قربون دادش حشری خودم بشم. این ماجرا ها ادامه پیدا کرده تا همین الان ک من 15سالمه و اون 23سالشه تا همین نیمساعت پیش داشتم کسشا میخوردم دیگه خودم اینقده فیلم سوپر دیدم ک ب کارم وارد شدم و خیلی راحت ب ارگاسم میرسونمش.از این کارم ناراحت نیستم و خیلی خوشحالم و کلی حال میکنم ک با خواهرم سکس دارم. سال پیش بود ک تازه از پرده بکارت و این چیزا سر در آورده بود ک فهمیدم خواهرم بخاطر ژیمناستیکی ک میرفته پردش از بین رفته و خیالم راحت شد ک خواهرم قبلا با کسی نبوده.الان ما ایران زندگی میکنیم و متاسفانه نشد مهاجرت کنیم دبی.
آدمایی ک از این نوع سکسا خوششون نمیاد لدفااا خفه نظر ندید. از همینجا میگم کسایی ک داخل نظرات فحش مینویسند فحشاشون اصلا مهم نیست. من کردم شمام میتونستید میکردید پس زر زر موقوف.

نوشته: آرمان