Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس اساسی با نامزدم - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس اساسی با نامزدم

سلام. جریان سکسی که میخوام براتون تعریف کنم، بین من و نامزدم اتفاق افتاده. من 24 سالمه و نامزدم 28. از وقتی رومون به هم باز شد، قبول کرد که تا زمان عقد و ازدواج، از پشت و جلو دخول نکنه. اما با این وجود بدلیل علاقه شدیدی که بینمون هست، همیشه سعی کردیم چه روحی و چه جسمی و چه جنسی بهم حال اساسی بدیم! خانوادشون رفته بودن سفر و قرار شد بیاد دنبالم و بریم اونجا. راستش از بابت همسایه ها خیلی استرس داشتم! چون آبروی جفتمون در خطر بود! خلاصه ریسک بزرگی بود! اون روز یه شورت صورتی جیغ و توری با پاپیون کوچولو پوشیده بودم با یک لباس شب گیپور صورتی کم رنگ! بدون سوتین! چون خودم سینه هام سفته و شق وایمیسته. سایزشونم 75 – 80 ئه. رونهای پر و کمر باریکی دارم. یه رژ آلبالویی هم زدم تا حسابی خوشگل و هات نشون داده بشم. وقتی منو با اون حالت دید، حسابی راست کرد. طوری که چشماش از شدت شهوت به خواب رفته بود. مخصوصا مژه هاش!! فر خورده بود و از اونجایی که من سکس لطیف دوست دارم، ناخودآگاه قربون صدقه ی حالت چشماش شدم!! Lol با ولع دست میکشید روی گردن، سینه ها و ران پاهام. میبوئید، میبوسید و میلیسید. من هم تو اوج لذت بودم و با احساسِ خاصی، اجزای صورتش رو میبوسیدم و اروم در گوشش زمزمه میکردم. عاشق خوردنِ گردن سفید و نرمش بودم! مخصوصا وقتی که ته ریش میذاشت. شروع کردیم به لب و لب بازی و ماساژ. منو نشوند رو مبل و آروم بند لباس شبمو پایین آورد و شروع کرد به خوردن سینه هام. بدجور شهوتم رفته بود بالا. دستم رفت بطرف آلتش و لمس کردم. حسابی داغ و بزرگ بود. بلند شدم و همینکه روی زانوهاش نشسته بود، ناخود اگاه سرش رو گرفتم سمت واژنم و از شدت لذت لباش رو بروی چوچولم فشار میدادم و اونهم زبونش رو دایره وار میمالید به سر چوچولم. داشتم از حال میرفتم. همینطور که داشت واسم میخورد، شروع کردم به قر دادن و رقصیدن! وااااااای معرکه بود!! دخترا میفهمن که چه حسی داشتم! بعد بلندش کردم لبشو بوسیدم و خودم نشستم روی دو زانوم. از روی شلوارش صورتمو میمالیدم به آلتِش که حسابی شق شده بود! شلوارشو از پاش دراوردم و شروع کردم به لیس زدن از زیر و رو و خایه ها و نوک سفتش! ده دقیقه واسش ساک از نوع سائوپائولویی زدم که دیگه روی پاهاش بند نبود! رفتم رو تخت و کنار هم دراز کشیدیم و من مثل آهویی که بجون شیر افتاده باشه پریدم روش و همینطور که گردنش و لبش رو لیس میزدم و میک، با دست راستم شروع کردم به مالیدن آلتش به چوچولم. خیلی لذت بخش بود! صدای آه و ناله ی جفتمون بلند شده بود!! داغه داغ شده بودیم که یهو کسمو گرفتم روبروی صورتش و نشستم روی دهنش و خودمو عقب جلو میکردم تا چوچولم بماله به لب و زبونِ نرمش. تو اوج لذت بودم که یهو ناله ی خفیفی کردم و پاهام شروع به لرزیدن کرد و مایع شفافی ازم خارج شد و چوچوله باد کرده همانا و لیزشِ وسوسه انگیز همانا… خلاصه منو خوابوند کنار خودش و با یک دست سینه هامو لمس میکرد و با دست دیگه لاپایی… لای چوچوله باد کرده و پر خونه من! گهگداری هم واسه اوج لذت، نوک آلتش رو میمالید به نوک سینه هام و قلقلک و شهوت خاصی بهم دست میداد. رفتم سمت کیرش و شروع کردم به خوردن، همین که ناله میکرد و با صدای مردونه اش منو دیوانه کرده بود، آبش اومد و ریخت رو لبم. بعدشم حموم و ماساژ و لالای حسابی بعد از یک سکسِ توپ. دوستان عزیز، واسمون دعا کنید که هرچه زودتر باهم عقد کنیم تا بتونیم سکس کامل رو هم تجربه کنیم. بشدت دوستش دارم و اونهم منو. شاد باشید

نوشته: پرنسس69

Leave a Comment