Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس با خانم مهندس - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس با خانم مهندس

سلام اسم من سعید بیست سالمه بچه مشهدم داستانی ک میگم ماله هفته پیشه. من تو یه شرکت خصوصی ک کارش انجام کارهای ساختمونی هست کار میکنم.حرفه من برقکاریه.عرضم ب خدمدتون ک ما تویه ی پرژه دولتی تو خیابون سجاد هس کار می کنیم.کار مارو ب اتمامه یعنی کله ساختمون پروژهش رو ب اتمامه ب همین مناسبت کارمندهای اون شرکت دارن مستقر میشن یکی از این افرادی ک دارن مستقر میشن ی خانوم خشگل مانتویی بود ک سنش حدودأ ۳۰تا۳۵میخورد اومده بود بعد من ی چند باری جلوش بابچه ها شوخی میکردم اونم میخندید یک روز باید میرفتم تو اتاقشون و یک چراغ نصب می کردم رفتم در زدم یالا گفتم اونم گفت بفرمایید بعد رفتم موضوع کارو بهش گفتم ک اجازه ورود ب اتاقشونو بگیرم.ک اونم ok شو داد.منم ابزار رو بردم تو اتاقش مشغول کار کردن شدم ک ازم سوال پرسید درس میخونین گفتم بله گفت رشتتون چیه گفتم برق صنعتی.بعد گفت من خونمون یکی از لوسترامون برقش قطع شده میشه بیاین درستش کنین ک منم با چندتا عشوه اومدن قبول کردم.خلاصه شمارشو گرفتم ک واسه رفتن باهاش هماهنگ کنم. خلاصه شمارشو توگوشیم زدم دیدم لاین داره بعد خودمو بهش معرفی کردم اونم اددم کرد اسمش شهلا بود پستاشو لایک کردم اون لایک میکرد اینقدر ارتباطمون خوب شده بود ک اون باهام درد دل میکرد سرکارسلام میکرد میخندید.بعد باهاش قرار گذاشتم ک برم خونشون لوسترشون درست کنم.اون بمن گفت ک ی ساعت برم ک همسرش نباشه یعنی تا قبل شیش منم گفتم باشه ادرسو گرفتم ساعت۴اونجا بودم زنگ خونشونو زدم رفتم بالا بعد از سلام کردن دعوت ب چایی کرد بعد لوسترو ب من نشون داد هیچکی تو خونشون نبود بچه نداشت بعد رفتم رو چهارپایه پاترومشو بازکردم دیدم سیمش دراومده منم دیگه از چهارپایه نرفتم پایین ازش خواهش کردم ک فازمترو ب من بده اونم بمن داد وقتی میخواست فازمترو بده باید دستشو بلند میکرد وقتی دستشو بلند کرد سینهاش از بالای یقه مانتوش دیده میشد کیرم راست کرد اون دید خندید منم از خجالت ابشدم ولی ب رو خودم نیاوردم خلاصه سیمو جازدم از اون موقع ب بعد فکر سینهاش بودم کارم ک تموم شد برام چایی اورد جلوم خم کرد باز سینهاش دیده شد بهم نگاه کرد خندید گفت اهلشی خندیدم بعد کنارم نشست گفت با شوهرم حال نمیکنم یعنی اون اهل سکس نیست منو تو این چند سال ارضا نکرده منم شوکه شده بودم کیرم راست کرد بود اب عشقم اومده بود شلوارم خیس شده بود بعد بهش گفتم بهت قول نمیدم اونم دستشو گذاشت رو کیرم تسممو در اورد دکمه باز کرد زیپو کشید پایین کیرمو از زیر شرت کشید بیرون تعجب کرد ۱۹سانت طولش بود صفتم ک شده بود ک بعد از بدتر کیرم کرد تو دهنش شروع کرد ب ساک زدن وسط ساک زدن بود ک ابم اومد دهنشو در اورد تف کرد بیرون بعد گفت نوبت توی منم اول لباسمو در اوردم بعد لباسشو سوتینشو باز کردم چ سینه های سفیدی شلوارش زیپ داشت زیپشو کشیدم پایین شرتش خیس شده بود بعد منم شروع کردم ب لیسیدن حالش خراب شده بود بعد چند دقیقه گفت سعید بکن توش منم از رو ترس[ن کاندمی ن ترامادولی]که حامله نشه کردم توش کوس تنگ نرم گرم وای چ حالی میداد مست مست شدم ده دقیقه کردم توش اب دومم داشت میومد بیرون کیروم رو کشیدم بیرون گفت چرا کشیدی بیرون گفتم ابم داره میاد بعد بلند شد کیرمو دستش گرفت تف کرد روش بالا پایین کرد ابم اومد ریخ رو دستمال کاغذی یکم ساک زد گفت بکن گفتم بسته گفت ن تازه دارم حال می کنم ضد حال نزن منم دیدم گناه داره سکس نداشته باز کردم توش پنج دقیقه ای توش بود گفت بکش بیرون یکش بیرون گفتم چی شده گفت انگشتتو بکن توش ابم اومد منم دوتا از انگشتامو خیس کردم بردم توش بالا پایین کردم یک دقیقه نشد ابش اومد بعد بلندشد لباشو چسبوند چندتا لب داد بعد چشش ب ساعت افتاد گفت سریع پاشو برو الان شوهرم میاد منم سریع لوازمو جمع کردم اومدم بیرون وسط راه بودم ک اس داد ممنون از حال دادنت انشاالله دفع بعد.منم نوشتم چشم عشقم.فرداش سرکار برام ی بوس ابدارفرستاد حالا باز قراره این هفته برم اگه خوشتون اومد نظراتون بنویسید ک اون خاطره رو هم بنویسم باتشکر از خوندنتون

نوشته:‌ سعید

 

نظر 1

Leave a Comment