Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس با خواهر زن نرم و نازکم - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس با خواهر زن نرم و نازکم

من از مشهدم و داستانی که میخوام واستون تعریف کنم هم یه جورایی درس عبرته و هم یه جورایی سکس واقعی که واسم اتفاق افتاد .

من و خانومم دو سالی قبل از ازدواج تو دانشگاه با هم آشنا شدیم ، یه گروه دختر پسری تشکیل داده بودیم که میرفتیم بیرون . منم یکی از اون دخترا رو دوست داشتم ، دختر بانمکی بود ، لاغر اندام بود و چهره تو دل برویی داشت . یه چند ماهی گذشت و رومون به هم باز شد و تنهایی زیاد میرفتیم بیرون ، همه جوره رومون به هم باز شده بود . یه مدتی که گذشت حتی با هم مشروب میخوردیم و سکس میکردیم . کم کم شیفته اخلاقش شدم ، شیفته اون رابطه خیلی باز و صمیمی و دوستانه ای که با هم داشتیم . کم کم بحث ازدواج رو مطرح کردم و سعی کرد منو به خانوادش معرفی کنه که اولین نفر خواهرش گلی بود . گلی تقریبا تپل تر از خانومم بود ، خیلی با هم رفتیم بیرون و شام و … ، حتی چند باری رفتیم بیرون شهر و مشروب خوردیم سه نفری . اونجا تو فکرش نبودم تا اینکه کم کم قرار خاستگاری گذاشتیم و عروسی سر گرفت .

یه چند ماهی خیلی خوشحال بودم از ازدواج با خانومم و فکر میکردم انتخاب درستی کردم . ولی بعد از یه مدت چون خیلی رومون به هم باز بود و همیشه هرجا که دلش میخواست میرفت و منم چیزی بهش نمیگفتم باعث شد یکم ناراحت بشم ، اولش سعی کردم منع کنم تا اینقدر نره بیرون با دوستاش ، اما فایده ای نداشت . از اون موقع گلی شد سنگ صبور من و پای درد دل من می نشست و سعی میکرد راهکاری بزاره وسط . هر روزی که میگذشت من بیشتر نظر پیدا میکردم به گلی . گلی یه اندام زیبایی داشت و چون جلوی من راحت بود و لباسای راحتی میپوشید خیلی سکسی میشد و منم که مدتی بود با خانومم بخاطر همچین مسائلی سرد بودم و سکس نداشتیم وقتی اندام سفید و ناز گلی رو میدیدم خیلی شهوتی میشدم . تصمیم گرفتم بهش نزدیک بشم ، برای همین گاهی وقتا که باهاش درد دل میکردم و اون تایید میکرد بغلش میکردم و سرمو میزاشتم روی شونه هاش . کم کم فکر سکس با گلی اومد تو ذهنم و از اونجایی که با هم مشروب میخوردیم و با هم راحت بودیم میدونستم که راحت میشه شرایط رو محیا کرد . یه روز بهش زنگ زدم و ازش خواستم برای بعد از ظهر بیاد خونمون و بین من و خانومم داوری کنه . منم قبل از اینکه بیاد با خانومم یه بحث راه انداختم و از خونه زد بیرون و با دوستاش رفت بیرون . وقتی گلی اومد خودمو ناراحت گرفتم و گفتم طبق معمول بحثمون شده و رفته بیرون . گرم صحبت شدیم که مشروب آوردم و شروع کردیم به خوردن ، در حین صحبت و مشروب خوردن لباسهاشو کمتر کرد . برای خودم پیک های کم میریختم ولی برای اون خیلی زیادتر . سعی میکردم کاملا مست کنمش ، و همینطورم شد طبق معمول رفتم بغلش نشستم و به بهانه همدردی سرمو گذاشتم روی شونه اش . یه چند لحضه ای همونجوری وایستادم و کم کم زیر لاله گوشش رو بو میکشیدم نفس های عمیقی که متوجه میشد ، با نوک دماغم گردنش رو لمس میکردم . از شدت شهوت شونه هاشو بالا میداد و سعی میکرد خودشو عقب بکشه ولی حال نداشت خیلی مست مشروب شده بود ، ولی زبونمو کشیدم زیر گردنش و چشماش رفت . شروع کردم به مالوندن سینه هاش که نفس هاش تند شد . خونه ام سکوت مطلق بود و صدای نفسای گلی تو گوشم میپیچید . از زیر تاپ دستمو کردم تو و سینه هاشو مالوندم . وای چه پوست ناز و نرمی داشت ، نوک سینه هاشو کشیدم بیرون و اول با نوک زبونم روی سینه هاشو بازی دادم . میک های کوچیکی میزدم نوک سینه هاشو که دیگه از شدت شهوت مثل مار به خودش میپیچید . تاپ گلی رو در آوردم و سوتینش رو از پشت واسش باز کردم . وای خدای من باورم نمیشد سینه هاش اینقدر خوش فرم باشن و نوک سینه هاش کوچولو باشن و اینقدر پوستش صاف و نرم باشه . با زبونم زیر خط سینه هاشو لیس میزدم و با دوتا دستم سینه هاشو میگرفتم و میمالیدم . گلی چشماشو بسته بود و از شدت شهوت فقط آه میکشید . زیر گردنشو میمکیدم ، لاله گوشش رو میکشیدم و با انگشتای دستم آروم آروم موهاشو نوازش میکردم . درازش کردم روی زمین و از زیر گردنش تا روی نافش رو واسش لیس زدم . دکمه شلوارش رو به آرومی باز کردم و دستم رو کردم زیر شلوارش ، خیلی آروم حرکت دادم تا به کسش برسه ، یکم مو داشت ولی کسش حسابی خیس کرده بود چوچوله شو بین دوتا انگشتام گرفتم و بازی دادم ، صداش بلندتر شد و بلند آه میکشید. انگشتمو آروم آروم کردم تو کسش و عقب جلو کردم . دستاشو حلقه زد دورم و فشار داد ، دستمو کشیدم بیرون و آروم آروم شلوار و شرتش رو در آوردم . یه اندام سفید و ناز میدیدم ، خیلی دوست داشتم بخورم ولی کسش مو داشت و دلم نیومد .. لباس بالا تنه خودم رو درآوردم و دراز کشیدم کنارش . دست چپمو انداختم زیر گردنش و لبمو گذاشتم رو لبهاش و با دست راستم کونشو میمالوندم . کونش فوق العاده بود ، دستشو گذاشتم رو کیرم که دیدم کاری نمیکنه . شلوارمو تا زانو کشیدم پایین و دستشو گذاشتم رو کیرم . دستشو مشت کرد و کیرمو گرفت تو مشتش ولی کاری نمیکرد . مثل جنازه ها افتاده بود و هیچ حرکتی نمیکرد ، فقط من میمالوندمش و میخوردمش . پا شدم شلوارمو در آوردم و دراز کشیدم بالاش و کیرمو گذاشتم لای پاش . خیسی کسش کیرمو خیس کرد و عقب جلو میکردم و گلی هم لباشو روی هم فشار میداد . پاهاشو دادم بالا و با کیرم روی کسش بازی بازی کردم که خودش دستشو آورد جلو و کیرمو گذاشت دم سوراخش . خیلی آروم سرشو کردم تو و دوباره در آوردم ، نمیخواستم تف بزنم و زود بکنم داخل تا دردش بیاد ، دوست داشتم کیرم با آب کس خودش خیس بشه و بره داخل . چند باری این کارو کردم تا اینکه خودش پاهاشو حلقه زد دور کمرمو با همون حس بی حالی مثلا فشار داد تا بره تو . کیرمو کردم تو کسش و آروم آروم عقب جلو میکردم . کیرم تو کسش بود و با دوتا دستام سینه هاشو میمالوندم . خواستم پوزیشن رو عوض کنم که دیدم نمیتونه تعادل خودشو حفظ کنه و مدل داگ استایل وایسته . به یه بغل کردمش و از بغل کردم تو کسش یه پاشو دادم بالا تا راحتتر بره تو . از پشت گردنشو میمکیدم . داشت آبم میومد و بر گردوندمش به پوزیشن اول و رفتم بالاش و تلمبه زدم و وقتی خواست آبم بیاد کیرمو در آوردمو آبمو ریختم روی شکمش . با دستمال واسش تمیز کردم و بغلش کردمو لخت تو بغل هم خوابیدیم .

یکی دو ساعت بعدش با صدای درب خونه ( خونه شمالی و قدیمی ساز بود ) بیدار شدم . خانومم بود . اصلا فرصت جمع و جور کردن خودم و خواهر زنمو نداشتم . تا اومدم لباس خودمو بپوشم اومد داخل و دید خواهرش لخته و بساط مشروب وسط خونه پهنه . فقط اومد زد تو گوشم و گفت هرچی بینمون بود تموم شد . هرچی خواهش و التماس کردم که مشروب خوردیم و مست بودیم و نفهمیدیم و … فایده نداشت . با سروصدای من و سحر بعد از چند دقیقه گلی هم از خواب بیدار شده بود و لباساشو پوشیده بود . و همون شب به بعد رابطمون تموم شد . گلی هم فهمیده بود چه کاری کردیم ولی خب نمیدونست چی بگه . ما هم به طلاق توافقی راضی شدیم و همه چیز از بین رفت .

نظر 1

  • بالاخره کون بر باد دادی وتاوان اشتباتو باید بدی
    اخه بچه جون دختری که قبل ازدواج بهت کوس داده رو برا زن وزندگی انتخاب کردن یعنی همین که من بعد با دست حیاب کردن

Leave a Comment