Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس با دوست و همکلاسی گی - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس با دوست و همکلاسی گی

سلام اسم مستعار من فرید هست و داستانی که میخوام براتون بگم راجه به گی هست ولی ارزش این رو نداره که قسم بخورم راسته اما بدانید راسته من 16 سالم ه و داستان از او لحظه ای شروع شد که یه روز توی مدرسه ما (راهنمایی)30 درصد از بچه های کلاس ما رو شهوت فرا گرفته بود و دو – سه نفر از همکلاسی های ما توی کلاس مون (معلم نداشتیم ) شروع کردن انگشت کردن توی کون همدیگه منم دلم خواست برای یه لحظه این کار رو انجام بدم که دل رو زدم به دریا یکی از خوش استیل ترین همکلاسی هام به اسم احد داشت به سمت میز من برای فرار از دوستش که انگشت نکنه بهش اومد سمت من یه انگشتم رو تا ته کردم بهش وقتی دید من هم از این کار ها میکنم خوش حال شد و چپ چپ نگاهم کرد و فرار کرد منم از اون صحنه خیلی شهوتی شدم و کنار دوستم امیر نشسته بودم میخواستم انگشتم رو بکنم توی کونش که خجالت کشیدم که دیدم نصف کلاس ریختن سر احمد و دارن کونش رو پاره میکنند منم دل رو دوباره زدم به دریا و کون امیر ،دوستم رو مالید که به طور عجیبی دیدم خوشش اومد و بهم گفت عیب نداره این کار رو کنی ) منم دور از چشم بچه ها یکم دیگه مالش دادم ببینم عکس العملی نشون نمیده که دیدم نه نشون نمیده اون روز خیلی توی فکرش بودم که موقع سوار شدن به سرویس بهم گفت بیا کنارم برات جا میگیرم منم رفتم کنارش مینی بوس که راه افتاد بهم گفت انگشت کن توی کون م منم روم بهش تقریباً باز شده بود و لاپ های خییییلی نرمش رو میمالوندم و اون هم شهوتی تر میشد و گفت بلند میشم ،انگشتت رو از روی شلوار بکن توی سوراخ م منم گفتم باشه تا مینی بوس میخواست برسه دم کوچه حسابی باهاش حال کرد و با هم پیاده شدیم خونه ی اون ها یک کوچه بالا تر از کوچه ما بود از هم جدا شدیم و من داشتم از تعجب شاخ در میاورد م اخه اون سه جزء از قران رو حفظ بود و همیشه نماز جمعه میرفت و اون موقع تازه 12-13 سالش بود اما بعدش به این فکر کردم که عادی اخه دوست نداره بکنه و دوست داره کون بده فرداش که رفتم سر خط سرویس دیدم خیلی خوش حال سوار ماشین شدیم و ازش معلوم بود اول صبح حال انگشت بازی رو نداره اخه منم حالش رو نداشتم رسیدیم مدرسه سر کلاس کنار دیوار نشستیم که کسی پشت سرمان نباشه و بعد بهم گفت انگشتم کن من هم از خدا خواسته انگشتش میکردم (من باطلا خیلی آدم حشری بودم و اون روز بعد از انگشت کردنش توی سرویس رفتم خونه و یه جلق حسابی زدم) اون روز با انگشت بازی تموم شد و اون بهم گفت فریداگه یه روز خونتون خالی بود بیا سراغم تا بهت کون بدم پنج شنبه که تعطیل بودیم خانواده ام رفتن به مراسم ختم و خاکسپاری یه نفر منم از فرست استفاده کردم و رفتم سراغ امیر و اون هم خیلی خوش حال شد و سری دو تا بازی کامپیوتر برای مشکوک نشدن اورد رفتیم خونه کامپیوتر رو روشن کردم و سی دی رو گذاشتم توش و سی دی رو باز کردم که اگه یه وقت بابا مامانم اومدن شک نکنند حشری بودم و بهش گفتم سری در بیار واقعاً محشر بود نه مویی نه لکه ای نه چیز دیگه اون اندازه کیرم رو میدانست چون قبلا بهش دست زده بود و شاید کیر من دو برا بر کیر اون کلفت و دراز بود تقریباً 12 سانتی ایستاده بود و شلوارش م تا زانو ها ش پایین کشیده بود منم شهوتی شدم همه لباس ها ش رو در آوردم و بعد لباس های خودم رو اعتراف میکنم کون خودم ز مال اون بهتر بود اما من کون اون رو میخواستم سریع رفتم روغن جامد ریخت در کون اون واقعاً جالب بود من سریع میخواستم کیرم رو بکنم توش که گفتم بزار با انگشت باز ترش کنم که دفعه بعد هم بیاد از این کار ها کنم اول انگشت کوچکم و بعد اشاره و بعدهم شستم رو کردم توش شستم به راحتی عقب و جلو میشد که کیرم رو بردم به سمت ش از بس حال میکرد هیچی نمیگفت منم سر کیرم رو گذاشتم لبه ی کونش و آرام فشار دادم داخل که کونش رو کشید جلو منم بهش گفتم دردش کم تر از حالش هست که اونم ایستاد اون خم شده بود کردم توش سره کیرم رو اخ و اخ یواش و سکس میر و بعد درش آوردم دوباره کردم ش تو این دفه راحت تر رفت تو و شروع کردم تلمبه زدن با هر دم و باز دمم یک بار توی کونش میرفت و در میبودم و کم کم تند ترش کردم که داشت حسابی حال می کرد منم آبم اومد و خالی ش کردم توش بعد رفتم از توی آشپز خونه یه پلاستیک فریزر آوردم و کیرش رو کرم توش و شروع کردم براش سال زدن که ابش اومد و ریخت توی پلاستیک هنوز هم دست بردار نبود بهم کفت تو بشین و پاهات رو دراز کن و دیگه کاری نداشته باش بعد به صورت رو به رو نشست روی کیرم و بالا پایین میکرد سی ثانیه که گذشت دیدم داره از بس حال میکنه اه و اه میکنه خواستم جلوش رو بگیرم که گفتم ولش کن تا دیگه حوس این کارا رو نکنه واقعاً گشاد شده بود بلند شد و با حرص برام ساک زد خلاصه خیلی حال داد شاید چند روز دیگه برم سراغش این اتفاق هم یک سال پیش اتفاق افتاد.

نوشته: فرید

 

Leave a Comment