Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس با عشقم تو پارک - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس با عشقم تو پارک

سلام بی مقدمه وپیش گفتار میرم سر اصل داستان که برا شما داستانه اما برامن یکی ازلذت بخش ترین خاطرات سکس با عشقم یعنی کون دادن من به یکی از جنس خودم

تو اتوبوس بین همهمه و شولوغی و فشار داشتم له میشدم با هر ترمز احساس خفگی بهم دست میداد اخه میدونید که با هر تکون این وسیله ی نقلیه عمومی عمومی از افرادبه درون هم نفوذ پیدا میکنن بگذریم تازه راه افتاده بودیم با همه ی وجودم حس میکردم یکی از پشت داره با من بازی میکنه اما خودم و زدم به کوچه ی آقا علی معروف اما انگار هرچی من بیشتر بی تفاوتی نشون میدادم میل به دخول اوشون زیادترمیشد با همه ی نا ملایمات با این قضیه کنار اومدم یکی دوبار خواستم برگردم و بهش یچی بگم اما روراست خجالت کشیدم باخودم گفتم چی بگم آخه اون بنده خدام مثل من اینجا تو این شلوغی گیر افتاده با همه ی این چیزا میشد کنار بیام اما خداییش دیگه با این ایستگاه های اتوبوس نمیشد کنار اومد میتونم بگم حتی بزرگ شدن کیرشو لای باسنم حس میکردم اصلا سخت نبود حتی با وجود لباسایی که تنمون بود دیگه خسته شده بودم دلو زدم به دریا و با اخم و عصبانیت برگشتم که یه چیز دهن پر کن بهش بگم اما زبون تو دهنم نچرخید وقتی برگشتم با چیز عجیبی روبه رو شدم سرم درست زیر چونه ش بود سرم و گرفتم بالا با یه لبخند ناز و دوست داشتنی رو صورت سبزه و بانمکش که با ته ریش پر شده بودو قیافه ی جذابشو جذاب تر کرد من فقط تونستم با زبونم لبای خشکم و خیس کنم , همین, حتی نتونستم بهش بگم محکمتر بچسب بهم عین خنگا نگاش کردم خندید فقط گفت عذر میخوام با لبخند جوابشو دادم و باز پشتم و کردم بهش اروم خودم و هول دادم تو بغلش سرش و آورد پائین درست یادمه حتی صدای بهم خوردن لباشو میشنیدم با آرامش خاصی لب به لب کوبید و بعد زدن نفس داغش رو گردنم بهم گفت من ایستگاه بعد پیاده میشم میای باهم بریم با اتوبوس بقیه ی راه خیلی اذیت میشیم خیلی شلوغه
گفتم آخه …. خندیدو بدون مکس مچ دستم گرفت با گرفتن مچ دستم صدای اعلام ایستگاه بلند شد دینگ دینگ دینگ ایستگاه امام خمینی اروم دستم و مالید دست حرفه ایشو از مچ دستم کشید به سمت بالاتاااااااااااا آرنج بعد با خنده زیر گوشم زمزمه کرد بیا دیگه آروم رون پای راستش و از رو شلوار جینش چنگ زدم و گفتم باشه ! خب حالا چه خبره ! اومدم، چه خبرته چیکار میکنی ؟؟؟خندیدو منو کشید با خودش رفتیم جلو گفت آقا 2نفر

پیاده که شدیم گفت خب اسمت چیه ؟؟؟ نفسسسسسسسسسسسس؟؟؟ گفتم نه گفت با این ظاهر شیک و دخترونه مامورا بهت گیر نمیدن …؟ ((((((( اوه اوه راستی خودمو معرفی نکردم اسمم آرشامه آر شام قد 175 وزن 68 رنگ پوست گندمی ازبچگی تو مدرسه و محله به رفتار دخترونه و لباسام معروف بودم همیشه با صورت کم مو که اکثرا همون ی ذره هم با ژل موبر ترتیبشو میدادموابروهامو به صورت کاملا حرفه ای برمیداشتم با یه باسن که از بچگی آب دیده شده بود متوجه اید که چی میگم آب (کیر) دیده چون خیلیا ازدوستان بامحبت وکیر کلفتو عرض میکنم خدمتتون کونه منه بیچاره رو باحوض آب اشتباه میگرفتن اونقد بازور اینکارو کردن تا شد برام عادت وبعدش لذت سکس و کون دادن تا این لذت باعث شدکون منه بدبخت گنده شه اون روزم با ی شلوار تنگ کشی و جین که کونه بزرگ ونرمم و بیشتر به نمایش میذاشت ویه تیشرت یقه 7 کاملا باز که بدن بدون مو و حتی یه خال ناخالصیم وتمام و کمال نشون میداد با یه کتونی ساق سبز فسفری که همرنگ تیشرتم بود دلبری میکردم )))))))
دستشو مثل زنی که به شوهرش میچسبه چسبیده بودم
خندیدوگفت تو اتوبوس خوش گذشتا بهش خندیدم وبا یه عشوه ی زنونه ی خاص گفتم توام که بدت میاد هاااااااا؟؟؟؟ با لبخند ازفاصله ی نزدیک واسه م ی بوس ریز فرستاد گفت اسمتو نمیگی بهم گفتم فعلا نوچ گفت اینجا ی wc تو پارک هس خیلی اوضام خیته یه سر بریم؟ با یه پوزخند که توش کلی عشوه ریخته بودم وباسری که تکون دادم گفتم بریم حتی یه لحظه ازش جدا نشدم چسبیده بودم بهش باهم رفتیم سمت دستشویی وقتی رسیدیم میخکوب سرجاش واستادو به من زل زد با نازو یکم تکون دادن باسنم و تقریبا رقصیدن گفتم مگه جیش نداری شیطون هیچی نگفت خندیدم وگفتم حالا که 1 نیست حتما” 2 داری هاااااااا….؟ باز به من نگاه کرد و هیچی نگفت دلم بدجوری براش سوخت حتی لب به لب نکوبید هرچند دروغ چرا خودم داشتم میمردم از فوران احساسات هنوز فکر گرمای کیرش لای باسنم که ازروی اون همه لباس حسش کرده بودم از سرم خارج نشده بودهرجوری بود امروز باید باهاش یکی میشدم بایه خنده ی شهوت آلود بهش گفتم آخه اینجا …؟ دیدم هیچی نمیگه حتی باسرم جوابمو نمیداد گفتم باشه فقط …. گفت جونم بگو فقط چی قربونت بشم ؟ گفتم هیچی دست گذاشتم روکیرشو با چنگی که زدم گفتم زودباش دیگه،،، من جلو میرفتم اونم پشتم اومد تو رفتم انتهای wc آخری که چسبیده بود به سمت زنونه درو باز گذاشتم ساعت 3 ظهر بود هوا خیلی سرد بود فقط ی صدای بلند گوز شنیدم با یه لبخند بعد چند ثانیه صدای باز شدن درو شنیدم باخودم گفتم خیلی خنگی کیر کلفت من زودتر باید میومدی اه هنوز بیرون بود بعد شنیدن صدای پایی که دور میشد و صدای پای آشنایی کی تنم و شل میکرد و نزدیک میشد شنیدم و بعد چندقدم در توالت باز شد دیدم دستش رو کیرشه داشت از رو شلوار میمالیدش با یه اخم شیرین و با نمک گفتم اینجورییییی…؟ گفت مال تو هرکاری کنی قبوله بالبخند جلوش زانو زدم و گفتم حالا شد زمین wc خیس وکثیف بود جای زانو های شلوارم خیس شدن آروم دست کشیدم روی رونای پاهاشو باچنگ زدن و فشردن دندونام روهم خودم وحشی و عاشق کیر نشون دادم اوونم یه همچین کیر درشتیاووووووووم جووووووون اروم از رو شلوارش لیس زدم کیرشو اونقد که اروم اروم صدای ناله هاش شروع شد اونقد لیس زدم که کاملا جلو شلوارش با تفم خیس شد خندیدوگفت درسته این درسته من با ی مکث کوتاه ولبخند وشروع دوباره وحشی ترش کردم اروم دستامو کشیدم به سمت کمربندش بازش کردم خیلی نرم وآروم کشیدمش وبازش کردم بعد همزمان بالیس زدن دکمه شلوارشوبازکردم بعددکمه های بعدی و خیلی نرم وظریف و بدون خطا آروم شلوارشو کشیدم پایین ازروشرت کیرشو اروم بین دندونام فشاردادم تف بزرگی ریختم روکیرشو بعد دوبارلیسیدمش اززیرتخماش شرتشو بادندونام کشیدم پایین طوری که صورتم خورد به کف دستشویی و خیس شد اروم خم شد و سرمو کشید بالا گفت دیگه حق نداری تنها جایی بری خندیدم ولی اون با اخم و مثل وحشیا لبام و بوسید منم بعد اینکه لب ازلبم برداشت گفتم چشم سرورم محکم کوبید تو صورتم و خندید گفت تو چی هستی ؟؟؟ گفتم هاپ هاپ سگ شمام صاحب اختیارم !!! یکی دیگه زد توصورتم کیرش که پریده بودبیرونو به سختی بادستای خیسم که به خاطر 4دستوپا موندن تو wc خیس بود گرفتم خیسی دستم خیسش کرد کیر خیسشو آروم از بالا یعنی از سرش کردم تو دهنم و مکیدم کثیفیش بامکیدن من تمیز شد جوری تو دهنم عقب جلوش میکردم که دستاشو بی اختیار گذاشت ازپشت رو سرم سرم و اونقد رو کیر کلفت و بلندش فشارداد که ازاحساس خفگی اشکام بی اختیار در اومد و سرخورد روگونه هام با کوبیدن روی رون پای چپش بادست راستم بهش فهمموندم که دارم خفه میشم وقتی کشیدش بیرون حتی نمیتونستم جلو هقهق و گریه هام و بگیرم خندید و گفت پاشو عشق نازم بلند شدم و با گریه اروم کمربندموبازکردم اروم شلمو کشیدم شیدم پایین اما بهم مهلت پایین کشیدن شرتمو نداد محکم کوبید رو باسنم اروم باصدای بدون جرح گفتم هیییییییس اروم شرتم و کشیدپایین با التماس گفتم ترو خدا هرکاری میخوای بکن هر مدلی دوس داری بگو بمونم فقط التماست میکنم التماست میکنم التماس توروخدا فقط هرجوری میخوای بکنی تو کونم فقط یواش بکن چون کیرت خیلی کلفته گفت باشه عروسکم خم شو پشتم بهش بود کاملا خم شدم باسنم رفت طرفش دستام رو کاشی های کثیف wcپارک بود با آرامش دستش و کاملا تفی کرد اروم مالید به سوراخ گشادم اللبته برا دیگران نه برای بکن جدیدم و دوست پسر تازه م با عصبانیت دستاشو گذاشت رو دوطرف باسنم و محکم فشاردادو ازهم دورشون کرد با گریه ازدرد رو کاشی چنگ میزدم همزمان با ناله هام بهش گفتم بقرآن همین الان از وسط جر میخورم تورو خدا داری چیکار میکنی آخه یکم آروم گفت پس خودت بازش کن لباسام از پام کاملا افتاد روزمین خیس و خیسه خیس شد با گریه گفتم چشم اروم سر مو گذاشتم رو کاشی و با دستام سوراخم و آماده کردم با ی تف غلیظ رو سوراخم و کردن دوتا انگشتش اون تو خواست منو آماده کرده باشه بعد به 3تا انگشت متوسل شد من با درد و ورجه وورجه و زجه و گریه از درد خودم وکشیدم جلو گفتم زودباش دیگه کیر میخوام صاحب اختیارم دوباره سوراخم و با تفش خیس کرد و گفت الان نفسم اروم کیرش و که خیس کرده بود گذاشت رو سوراخم سرش و اروم فشاردادنفسم داشت بند میومد خودمو جمع کردم صدام ومیخوردم آااااایی اووووووخ اوویی هقهقم کم کم شروع شده بودستام و کوبیدم رو کاشی و دیوار اییی با گریه رو کاشی چنگ میزدم اوووووووویی با پشت دستام که هرازگاهی از رو دیواربرشون میداشتم اشکاموپاک میکردم اما بی اعتنا با عقب وجلو کردن یه کیر کلفت که حتی احساس ترحمم نداشت رو به رو شدم اونقدرمحکم تلمبه میزد که باهرضربه ش احساس میکردم همین الانه از وسط 2تیکه بشم با هر ضربه کیرشو تا ته میکردتو سوراخم منم یکم خودم و میکشیدم جلو وباگریه وناله میگفتم اوووووووخ ااووووووووویی آییی تورو خدا یواشتر تا اینکه با این جا به جایی ها کار به جایی رسید که من تمام قد و صاف چسبیده بودم به کاشی های دیواره ی توالت اونم از پشت محکم منو گرفته بود گفت داره میاد چیکار کنم گفتم بمون برگشتم جلوش لخت لخت زانو زدم تو اون هوای سرد عرق تموم تنمه خیس کرده بود غرق عرق بودم کیرشو با ولع تمام کردم تو گلوم طوری که سر درشت و باد کرده ش که قرمز شده بود با ضربه خورد به ته گلوم اوق زدم اما بافشاری که به باسنش آوردم اجازه ی عقب کشیدن بهش ندادم همون لحظه بافشارداغیه آبش که پرت میشد تو گلوم وپایین میرفت از گلوم کاملا حس میکردم محکم کوبیدتوو صورتم و گفت تو دیگه زنه منی تکون بخوری بی اجازه مادرت و میگام بعد آروم صورتم وناز کردوگفت پاشو لباسات وبپوش نصف شلوار وو نصف تیشرتم خیس بود بهم با خنده گفت مادرجنده تواین هوااین چه لباساییه تنته آخه همزمان بابالا کشیدن شلوارش گفت تا لباس بپوشی من یه آژانس میگیرم توام برسونم خونه زنم سرما میخوره خب منم لباسای خیسمو تنم کردم گفتم من آرشامم اسم صاحبم چیه البته باهزارجور ادا ونازوعشوه دیدم داد کشید عاشقتتتتتتتم دیگه دستم وگذاشتم رو بینیمو گفتم هیییییسسسس دیدم بلندبلند خندید وگفت بازنمم نمیتونم راحت بحرفم…؟؟؟ پسر کونی مثل تو ندیده بودم آر شامم الان میام بیرون نیایا !!!
گفتم چشم هرچی آقامون بگه و دیدم که با خنده رفت سرمو که چرخوندم دیدم خون تمام دور کاسه توالت و گرفته دست کشیدم دیدم واااای کف دستم خونی که نه پر از خون تازه شده وقتی بعد3،4 دقیقه اومد منوتوو بغل گرمش جاداد و برد سوار ماشین کنه از wc تا ماشین کلی براش ازکونم که عرق خون بود گفتم و برا بکنم ناز کردم و عشوه ریختم اونم با ارامش خاص خودش دست کرد توو جیب پشت شلوارمو و کونم و حسابی مالید و با چندتا بوس خرم کرد… حتی تو ماشینم نذاشت ازبغلش دربیام منم ازخداخواسته تو بغلش کلی لوندی و دلبری کردم وقتی رسیدیم جلو درخونه شون بهم گفت نگفتم اول توچون نمیخواستم پیش خودت فکر کنی دارم از اعتمادت سواستفاده میکنم در ضمن اینجا خونه ی ماست خونه ی من و تو خونه ی من زنگ ا ول از بالاست طبقه ی آخر همه ی خانواده م اینجا زندگی میکنن اینم کارت ویزیتم روانشناسم آدرس مطبم این پایین نوشته اسمم امیرعلی …بعدکلی اصرار ازامیرو انکارازمن بایه آرامش خاصی روبهم کرد وباخنده بهم گفت رسیدی خونه حتما بهم زنگ بزن تا نگرانت باشم خوابم نمیبره بعدسرش وآورد نزدیک و یه نفس زیر گوشم کشیدو باداغی نفسش دیوونه م کرد و خیلی آروم گفت: خانومم منم بالبخند رضایت زیر گوشش زمزمه کردم اطاعت هرچی آقامون بگه بهم باصدای نسبتا”بلند طوری که راننده بشنوه گفت فردا میبینمت عزیزم فع با ناامیدی وناراحتی والبته خیلی سخت ازش دل کندم وقتی رسیدم خونه دیدم توجیب پشت شلوارم ی چیزی اذیتم میکنه و اجازه ی راحت نشستن و و بهم نمیده دست کردم توو جیبم و ی گردنبند طلای خیلی ناز والبته دخترانه آنی یاددم اومد امیرعلی جونم عشقم نفسم عمرم اونجا که داشت من واز wc پارک میبرد سمت ماشین به بهونه ی بازی کردن با کونم که ازسوزشش داشتم ناله میکردم گردنبند وگذاشت اونجا توو جیب من واییی هنوزم سوراخم داره میسوزه الهی خدا منو پیشمرگ شوهرم صاحب اختیارم وهرچی مرد کیر کلفت وحشیه بکنه کیر همه ی کیرکلفتارو میبوسم دوستتون دارم اونایی که کیر کلفت دارید بووووس بووووس رو کیر کلفت تک تکتون تا خاطره ی بعدی لییییس و بووووووس وتف روکیرکلفت و خشنتون… نوشتن دوباره ی من بستگی به نظرهای شمادوستان داره تاداستانی دیگرودیدار بعدی بوسسس روکیرکلفتتون که میدونم با خوندن این داستان سیخ شده خدا کنه تونسته باشم ارضاتون کرده باشمبوس و لیس و تف رو کیرکلفتتون کیر کلفتاو بکن های وحشیه من ومادرم کیرخوروکیرلیس و زیر خواب همیشگی تون آرشام کون طلا… بووووس لیسسسس تتتتف روکیرتون بعد که خیس شد کیرتون تو سوراخ صافو بی مو و نرم من …
امضا آرشام کونی
R,y

Leave a Comment