Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس با فامیلای نزدیک صاحب کارم - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس با فامیلای نزدیک صاحب کارم

سلام من مهدی هستم 23ساله اندامی زیبایی دارم چند سالی بدن سازی کار میکنم حالا بریم سر اصل مطلب من یه روزی توی یکی از نانوایی های یه روستا کار میکردم روز اول که رفتم سرکار یه خانومی برای خرید نان اومد نانوایی یه خانومی با اندامی زیبا و چه کونی داشت این خانم یه همسری داره که هرماه یکباربه خونش میاد یدونه هم پسر 10ساله داره .من به اون خیلی خیره شدم اون روز
چندماهی گذشت این خانم هم برای خرید نان می آمد تا که یه روزی من از شاطر اجازه کرفتم برم یه سیگار بخرم اومدنی اون جلوی در وایساده بود که ناگهانی با آن برخورد کردم کیرم خورد به کون اون زنه خیلی بد بهم نگا میکرد.اینم بگم ازفامیلای نزدیک صاحب نانوایی بود.تا که یه روز این نتونست بیاد نان بگیره زنگ زد به صاحب نانووایی گفت برام یه بسته نان بده بیاره شاگردت منظورش من بودم.ساعت هول هوش 12بود که بچه ها از مدرسه نیامده بودند صاحب نانوایی یه بسته نان آماده کرد گفت بده ببر به اون خانم من هم خونشون بلد بودم رفتم در زدم کوچه خیلی خلوت بود وقتی در باز کرد چادر سرش نبود رفت چادرش سرش بندازه بیاد بعد از چند دقیقه صدا زد بیا داخل بده به من نان هارو من رفتم داخل نون هارو دادم بهش راه افتادم که بیام بیرون گفت اقامهدی همسرم یه ماهی رفته ظرف شویی مون آب میده می تونی اون درست کنی منم گفت باشه یه نگاهی بکنم وقتی داخل خونه شدم رفتم سمت آشپز خانه خم شدم ببینم از کجا چکه میکنه دیدم باید با آچار ببندم درست میشه برگشتم بگم که یه آچار بیاره یه صحنه ی باور نکردنی دیم که خانومی بدون چادر باشلواری تنگ و بایه بلوزی که سینه هاش زده بیرون روبرو شدم.کیرم داشت میترکید همون لحظه اومد دستاشو گذاشت رو شونه هام لباشو جلو آورد باهم لب رفتیم بغلش کردم بردم روی مبلا خوابوندمش ولباساشو در آوردم و شروع به خوردن سینه هاش ادامه دادم آنقدر شهوتی شده بود که می گفت مهدی ترو خدا بذار تو کسم.شرتش رو که در آوردم چه کسی تپل رنگ برنزه ای داشت بعد شروع کردم به لیس زدن آن بعد از چند دقیقه که کیرم داشت میترکید آوردمش بیرون وچندضربه با کیرم زدم به کسش و آروم آروم گذاشتم داخلش آن قدر تند تند میزدم که اونم از هوش رفته بود حدود نیم ساعتی تلمبه زدم داشت آبم می یومد که کفتم کجا بریزم گفت بریز رو کسم من آبم ریختم رو کوسش بعد لباسامو زود پوشیدم چون نزدیک بود پسرش از مدرسه در بیاد زود از خونه خارج شدم و بعد از اون باهم سکس داشتیم تا الان شاید تا یه ماه دیگه برن از روستا به خاطر شغل شوهرش نمیدونم چیکار کنم حالا اولین داستانم بود.

نوشته: مهدی

Leave a Comment