Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس خنده داری که بد تموم شد - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس خنده داری که بد تموم شد

سلام دوستان مرسی که وقتتونو ميزارين و اولین خاطره ی سکس منو ميخونين. اول از خودم بگم مثل همه ی داستانا.ولی نه بزار اول از اون بگم اسمش شیرین بود(مستعار چون دوستان ما زیاد تشریف میارن به این مکان مقدس) 16 سالش بود و دوم و رشته انساني( نمیدونم چرا رشتشو میگم). خودمم اون موقع 17 سالم بود و سوم. من قد و هيکلم خیلی درسته و به سنم نمیاد.راستشو بخواين همه میگن خیلی خوبی ولی اصلاااا بلد نیستم مخ بزنم.فقط تو اتوبوس مترو نگاه های دخترا رو میبینم و نمیتونم کاری بکنم.

بزارين بگم چطور شروع شد.یک روز داشتم با دوستم ميحرفيدم که گفت با یه دختره دوس شدمو اینجوری و اونجوريه. بعد از کلی که کس گفت بهش گفتم قرار ميزاري بريم بیرون منم با دوست دخترم بیام.گفت باشه. با دوست دخترم هماهنگ کردمو گفت باشه.روز قرار رسید من کلاس داشتم. بعد کلاس رفتم دم دانشگاه فردوسی(مشهديا ميدونن) اونجا کتابخونه بود. يهو زنگيد و گفت بابام آوردم اینجا نمیام.منم که فهمیده بودم دروغ میگه عصبی شدم و دعوا کردیم. رفتم سمت قرارمون دیدم دوستمه و دوست دخترش و یک دختر دیگه. دختره لاااغر بود از همونايي که من دوس دارم. منم شروع کردم همون اول به خوش و بش کردن با دختره که رضا دوستم گفت بیخیال و بی اف داره.منم کلا بیخیال شدم.
خلاصه اونروز کلی چرخیدیم و رفتار شیرین مثل سگ بود.یک کلمه هم حرف نزد.دقیقا مثل مامان ما ها بود چون هروقت مسخره بازی میکردیم بد نگاه میکرد.این ماجرا گذشتو یک روز رضا بهم زنگيد گفت پاشو بیا پارک فلان جا.منم یک ربعه پوشیدم و رفتم. رسیدم رضا بهم گفت تو به این دختره اس دادی منم گفتم غلط بکنم بابا شمارشو از کجا بیارم.بعد فهمیدم که شیرین اونجا گفته بود به رضا که عشق من کجاست.اون دو تا هم کف کرده بودن. منم فهمیدم دیگه اون سگ قبلی نیست و نرم تر شده.داشتیم تو کوچه ها راه ميرفتيم و منم که فقط شعر ميگفتم و همه می خندیدیم.يکهو به ذهنم زد بزار حرفشو بکشم وسط. گفتم رضا نمیخوای برا ما آستین بالا بزنی. رضا هم که فهمیده بود گفت چشم امیر جان. برگشتو به جي افش نگاه کرد.فهمیدم قبلا حرف زده بودن.من خوشحال بودم.چون دختره بد نبود. اولش گفت نه و بیخیال.بعد چند دقیقه سکوت گفت خب بگین خودش بیاد حرف بزنه(نمی دونست من کسخل…..) منم رفتم و بیخیال ادامش.
خلاصه باهش دوست شدم و رابطمون روز به روز بهتر میشد.باورم نمی شد این همونيه که روز های اول اسمشو از ترسم هیولا سيو کرده بودم.من کم کم داشتم عاشقش میشدم اونم حس خوبی داشت.منم چون خيلييييي شوخی میکنم کم کم حرف سکسو اينارو با شوخی کشیدم وسط.تو مدرسه بهم ميگفتن….. ولش بگم ميفهمن. یه چیز بدی که از شهوت ميومد. خیلی می رفتیم بیرون چهارتایی.من و رضا باجناق شده بودیم.اگر اونا دعوا میکردن ما اوکی ميکرديمشون و بر عکس. مشکلاتی پیش اومد و ما دوتا رابطمون با اونا تموم شد.خودمون دو تا می رفتیم بیرون و ……. یک روز بهش گفتم شیرین اگه یه روزی بهم اعتماد کنی میای خونمون???(اینجا سه چهار ماهی می گذشت از رابطمون) گفتش اگه اعتماد کنم آره.منم که خوشحال خوشحال. بعد از یکی دو ماه یک شب که داشتیم سکس چت میکردیم.گفت میخوای فردا بیام???من تا نیم ساعت فکر میکردم دروغ میگه.داشتم میمردم از خوشحالی یعنی نميدونين چه حالی بودم.گفتم آره که میشه عشقم. یکدفعه یادم اومد خونه خالیه یا نه. فردا مامان و بابام سرکار بودن.مامانم فردا میرفت بیمارستان. فردا شد و من وقتی قلبم میزد انگار تموم وجودم می لرزید.ساعت چهار و نیم شد.رفتم دم ایستگاه مترو و ده دقیقه منتظر شدم که دیدم خانم اومد.تيپشم که مثل همیشه عالی.تا خونه پیاده رفتيمو رفتیم بالا.اولش خجالت میکشيد مانتو روسريشو دراره.که رفتم جلو و گفتم عشقم ما که این حرفارو نداریم و از این حرفای مسخره. درآورد و اومد کنارم نشست.گفتم بیا بشین کنارمو اومد.اونروز فقط لب گرفتیم.البته لب های خیلی شدید و سکسی.ما فقط نیم ساعت لب می گرفتیم. بعدش نزدیک بود که ننه بابای ما هم بیان که رفتیم بیرون تا مترو باهش رفتم و رفت خونشون شب اس داد مرسی عشقم امروز عالی بود.منم گفتم امروز که کاری نکردیم.بازم میای?? گفت آره که میام.منم زنگ زدم رضا و همه چيو گفتم خوشحااااال.دو هفته گذشت و دوباره فردا خونه کسی نبود.(تک فرزند بودن اینجا هاش خوبه ها) گفتم میای گفتش آره.ماشالله همیشه حاضر بود.دوباره فردا هم ساعت چهار قرار بود بیاد.من با خودم گفتم امروز سکس ميخوام و کلی فکر کردم.دو بار زدم که خاک تو سرم بکنن که همین دو بار بدبختم کرد. ساعت چهار و نیم شد و ایندفعه خودش اومد.منم تو خونه و با یه شلوارک و تی شرت بودم.اومد تو و یه لیوان آب دادم بهش و نشستيم.اومد بغلم نشست.اینجا دیگه ما واقعا عاشق هم بودیم. لب گرفتيمو دیدم امروز خيلييي داغه.کلی ماليدمش یعنی بدنشو.من مثل دوستان دیگه انقد جرات نداشتم یکدفعه بپرم رو کسش بابا.شما سوپر منين من نهایتش پدر ژپتو. دیدم داره واقعا زبونمو میخوره.خیلی حال خوبی داشتم.دیگه دلو زدم به دریا و دستمو بردم زیر گردنش و ماليدم و رفتم پایین شروع کردم به خوردن گردنش فهمیدم خيليييي دوس داره.کلی داشت حال میکرد.اه اه های ریز میکشید.دم گوشم میگفت امیر عاشقتم امیر دوست دارم.منم کم کم دستمو بردم رو سينش و هی دستمو میکشید بالا.ولی بعد از چند دفعه نداشتم و کلی مالیدم.بهش گفتم عشقم اینجا سخته بريم رو تخت? گفت بريم.بغلش کردم و بلندش کردم بردمش انداختمش رو تخت.دقیقا عین تو فيلما.رفتم روشو شاید بهتون بگم نیم ساعت لب گرفتيم دستمو بردم پشتشو کمرشو گرفتم دستمو آروم بردم زیر شلوارش کونشو داد بالا یعنی ببر.منم با خ وشحالي بردمو وااااااااااااای چی می دیدم.دختری به این لاغری همچین کون گوشتی و نرمی.کیرم داشت منفجر میشد.تو حال خودم نبودم.همینطور که لب می گرفتیم اون کون فوقالعادشو ميماليدم.کسایی که دختر لاغر دوس دارن ميدونن من چی میگم. عالی بود.با یک دستمم سینه هاش.این وسط هم همینطور رو تخت ميچرخيديم. یکدفعه دستشو گذاشت رو کیرم از شلوار منم بوسش کردمو ادامه داد منم از رو شلوار کسشو ميماليدم.داشت لذت میبرد.(خدا خیر فیلم سوپرارو بده يادمون داده)اونم کيرمو ميماليد.کیرم حدودا 17 سانت ولی کلفته.معلوم بود دوست داشت سریع شروع کنیم.خوابوندمش و رفتم روش تی شرتشو درآوردم بعدشم مال خودم.عالی بود.یه سوتین قرمز با عکس قلب روش.یادم نميره.عاشق این بودم که یه دختر کم سن جلوم لخت شه.منم کیرم داشت منفجر میشد.برش گردوندمو دوباره مثل حالت قبل رفتم روش و شلوارشو کشیدم پایین.وااااااااااااای عالی بود.سفيييييييييييييد.خوش فرررررررم. داشتم روانی میشدم.سرمو بردم وسط پاشو فقط لیسیدم.هم کسشو هم کونشو.عالی بود.فقط زبون ميکشديم رو کسش که تازه هم موهاشو زده بود.بوی عالی داشت.خیلی کونش نرم بود.می ترسیدم ولی لای کسشو باز کردمو زبون زدم.داشت لذت میبرد.بعد از چند دقیقه لیسیدن.سرمو آوردم بالا.هم اومدم بالا برگشت از جلو خوردم.چند بار لرزید.بخدا نشمردم.اومدم بالا و یکدفعه دستشو آورد جلو و شلوارمو کشید پایین.ديدددددم کیرم خوابه.خیلی حس بدی بود.شروع کرد با دست باهش بازی کردن.کلی برام مالید ولی نشد.برام اه اه میکرد و ميماليد.بعد دیدم نمیشه داشتم از خجالت ميمردم.پاهاشو گرفتم و انداختم دور کیرم.من عاشق فوتجاب بودم.برام فوتجاب زد ولی کیرم هنوز خواب بود.از ترس اینکه شهوتش نخوابه دوباره یکم کسشو لیسیدم و رو چوچولش زبون ميکشيدم.فهمیدم دوباره داغ شد.چنان محکم کيرمو گرفت دستش که فهمیدم داره ميميره از شهوت. بهش گفتم باید بخوريش.با اینکه میدونستم دوس نداره.همون طور که خوابیده بود رفتم روش و از بالا کیرمو دادم دهنش.حدود ده دقیقه ليسيد. با زبونش با سر کیرم بازی میکرد.بعضی وقتا سرشو بلند ميکردمو از پشت موهاشو مشت میکردم و تو حلقی میزد.کیرم نصفه خواب بود هنوز.واقعا حس بدی داشتم تقریبا شهوت دو تامون خوابیده بود.از خودم متنفر شده بودم.چرا من دو بار زدم قبل اومدنش.بهش گفتم برگرد از کون برگشتو با کونش بازی کردم.بعد از نیم ساعت سکوتی که بينمون موقع سکس بود داد زد امیر بکن دیگه.منم کیر خوابيدمو هرکار کردم شق نشد.برش گردندم و کسشو خوردم.یکدفعه یاد حرفش افتادم که گفته بود اگر حرمتا شکسته بشه عشق و رابطمون تمومه.دقیقا قبل اومدنش گفته بود. سرمو آوردم بالا گفت امیر میدونستی این تموم شه رابطمون هم تمومه.منم که انگار یکدفعه آب یخ بريزن روم.تمام شهوتم رفت. بلند شدم و تقریبا لباس هامونو پوشيديم و نیم ساعت حرف زدیم.ولی خیلی عصبی بود.و بعد از کلی حرف های من رفت.آخه یکی نیست به این کیر من بگه آخه عزیزم قربونت بشم من چرا شما بیدار نشدی ها??? چرا ريدي تو آبروی من???? چه بدبختی دارم ها. شما دعا کنین این کیر من منو ببخشه چون بعد از اونروز خیلی اذيتش کردم. مرسی که وقت گذاشتین و خوندين.خیلی سکسی نبود ولی از من به شما نصیحت تروخداااااا قبل از سکستون تا دو سه روز هیچ فعالیت سکسی نداشته باشین که مثل من بدبخت ميشين.خخخخخخخ

نوشته: امیر

Leave a Comment