Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس خواهرم سمیرا با نامزدش - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس خواهرم سمیرا با نامزدش

اسم من سیناهست،من یه خواهردارم که سه سال ازمن بزرگتراست و25 سالشه و5 ماه پیش نامزد کرده،مااهل کرج هستیم،پدرومادرمون برای چند روزی بخاطر فوت یکی ازفامیلهای مادرم به تهران رفته بودند،من ان روز مبادا که میخواهم براتون تعریف کنم توخونه باسمیرا تنها بودم دیروز با بچه ها قرارفوتبال تو سالن گذاشته بودیم، من داشتم آماده میشدم که دوستم بیاد دنبالم بریم فوتبال که دیدم خواهرم سمیرا با نامزدش تلفنی صحبت میکنه تو اتاقش،بعد اینکه صحبتش تموم شد رفت جلوی میز آرایش وهمینکه داشت ارایش میکرد متوجه شدم زبر چشمی داره منو میپاد،چیزی متوجه نشدم،دیدم دوستم به موبایلم تک انداخت که رسیدم دم درخونتون بیابیرون،باسمیراخداحافظی کردم گفت کی میای؟سالن خیلی طول میکشه؟گفتم تاغروب،و بعد اومدم پایین سوارماشین دوستم شدم ورفتیم سالن،جلوی درسالن یکی ازبچه ها به موبایل دوستم زنگ زد و خبردادکه یکی ازدوستانمون باموتور تصادف کرده بردن بیمارستان،بنابراین بازی کنسله،دوستم بهم گفت من میرم بیمارستان،توهم میای؟گفتم نه دیگه ازحوصله افتادم بعد میرم میبینمش،پاش شکسته دیگه،توبرو،فقط منوبرسون خونه،

دم درپیاده شدم و دروباکلید بازکردمو ازپله هارفتم بالا،به دم درواحدمون که رسیدم متوجه شدم صداهای عجیبی ازتو خونمون میاد،اروم دروباز کردمو بی سروصدا رفتم تو،دیدم تو ال سی دی بزرگی که تازه خریده بودیم فلش مموری زدن وفیلم سوپرنشون میده،برگشتم دیدم رو کاناپه شلوار و تاب سمیراوباشورت وسوتین سیاه رنگی که باید مال خودش باشه هست،ولی خودش نیست،ناگهان متوجه صدایی ازداخل اتاق سمیراشدم،اروم رفتم سمت اتاقش،دراتاقش کمی بازبود،از پشت درسرکی به داخل اتاق یواشکی کشیدم که درجام میخکوب شدم ،چشام خیره ماند،اولین بارم بود که سکس طبیعی و زنده میدیدم،سمیرا با نامزدش امیر رفته بودن رو تخت یه نفره سمیرا ومیخواستن تازه شروع کنن که من سربزنگاه رسیده بودم،اروم پشت درنشستم زمین که ببینم امیر چطوری خواهرمو میگایه،سمیرامیگفت بازم بخورعزیزم خوب میخوزی،معلوم بود قبل ازامدن به اتاق همدیگرورو کاناپه کنارتلویزیون خورده بودن، امیرکمی شکاف کس سمیرا رو لیس زدکه اه وناله واخ واوخ سمیرا بلندشد،بعدسمیراگفت عزیزم همشو بخور،توشوبخور،بخورکه دارم میمیرم، امیرهمینطورکه داشت کوس نامزدشو میخورد تموم بدن سمیراداشت تکون میخورد،یعدسمیراباصدای شهوت امیزش گفت روسوراخمو لیس بزن امیرهمینطوری که داشت باکوس سمیراور میرفت ومیلیسیدش زبونی رو سوراخ کوس سمیراکشیدوشروع کرد تندتند لیس زدن وخورن که سمیرا اینبارااااااااااه بلندی کشید ودیدم سمیرا داره رو تختی وچنگ میزنه ازشدت حال،بعد مدتی سمیرابلند شدنشست و امیر خوابیدوفهمیدم نوبت ساک زدن سمیرارسیده، امیرگفت بخورعزیزم،کیر امیرراست راست شده بودوباساک زدن سمیراهم هی کلفت وکلفتترمیشد،اولین بارم بود کس سمیراوکیر امیرومیدیدم،ازساک زدن حرفه ای سمیرافهمیدم که باراولشون نیست که دارن سکس میکنن،که ناگهان سمیراگفت پاشوبکن عزیزم که دارم میمیرم،تعجب کردم ازگفته سمیرا،اخه اوناکه نامزد بودن وسمیراباکره هست،گفتم سمیرا یاخیلی هوس زده شده وازشدت هوس اونجوری میگه یا امیرمیخواد پرده سمیرا روبزنه وزن وشوهرشن، امیربلند شدوسمیرارو خوابوند پاهاشو دادبالاوتامیتونست پاهاشوبازکرد،بعداروم کیرشوکشید روسوراخ کوس سمیرا که معلوم بود سمیراخیلی لذت میبرد،بعدرسیدروسوراخ کوس سمیراواروم کلاهک کیرشو گذاشت رو سوراخ کوس سمیرا،که دیگه منتظربودم پرده سمیراروبزنه،که کلاهک کیرشو فروبردتوکوس سمیرا،سمیرااهی کشیدوگفت بکن عزیزم بازم بکن بیشترمیخوام،که امیر تانصف کیرشو فرو کرد توکوس سمیراوشروع کرد تلمبه زدن که توان لحظه تازه دوهزاریم افتاد که سمیرااصلاباکره نبوده و امیرقبلاپردشوزده،اه واوه سمیرا دیگه بلندشده بودوسمیرامیگفت اااااه بکن مردم،کوسموبکن عزیزم،بکن بکن بکن و امیرمیکرد وکه ناگهان سمیراگفت بازم میخواهم بیشترمیخواهم همشو بکن بکن توکسم که اینبار امیرتموم کیرشوتاته فروکرد توکوس سمیرا،باورم نمیشد سمیرااینقدرحشری باشه،سمیرامیگفت تندتندبکن، امیرتندترش میکردوسمیرامیگفت اه اه اه امیریواشتربکن،کوس سمیراازشدت هوس خیس خیس بود،جلوی خودمم بادکرده بودوعرق سردی روپیشونیم نشسته بودورنگم هم پریده وسفید شده بود،ناگهان امیرازتوکوس سمیراکیرشودراوردوگفت برگردو چهاردست وپاشو عزیزم،سمیرابرگشت و امیرکیرشواینبار گذاشت روسوراخ کون سمیرا،که سمیراگفت امیرکون نه درد داره، امیرگفت عزیزم خیلی کم وفقط کلاهکشومیکنم، امیرتفی به کلاهک کیرش زد واروم کلاهک کیرشوفروکرد توکون سمیرا که اخ واوخ سمیرابلندشدو امیر کون سمیرارو اروم یکی دو دقیقه ای کرد وسمیراهی میگفت بس دیگه امیر بسه درش بیاربسه درددارم که امیرددرش اوردوسمیرا کیر امیروبرگشت گرفت دستشو تفمالی کردوبه امیرگفت بکن توکسم واینبارتاارضام نکردی حق نداری درش بیاری، امیردرازکشیدوسمیرانشست رو کیر امیروبادستش کیرشوگذاشت توکسش وشروع کردروکیر امیربالاوپایین پریدن،بعد کمی امیرگفت بخواب روم سمیراخوابید روش و امیردستهاشوحلقه کرددورگردن سمیراو لبها و زبون همدیگروانداختن دهن همدیگه که ازصدای اه وناله سمیراکمی کاسته شد، امیرعمل تلمبه راتندوتند کردوسمیراگفت تندتندبکن کسموکه دارم ارضامیشم که بعدازچندتلمبه تندوسریع امیرسمیراااااااااااه ه ه ه ه بلندی کشید وفهمیدم ارضاشد، امیر هم دیگه داشت ابش میومد چون اخ واوخش بلند وبلندتر میشد،به سمیراگفت کجابریزم؟سمیراگفت خواستی ارضا شی بهم بگو بلندشم برگردم بریزروکوسم،مواظب باش توم نریزی،بعدازچند مرتبه تلمبه سفت و سخت امیر به کوس سمیرا، امیرگفت ابم داره میاد که سمیرا دقیقا همینکارو کرد و امیر ابشو ریخت رو کوس سمیرا و سمیرا با دستش اب امیرو مالید رو کوسش و امیر بی حال رو سمیرا افتاد،من که فکرمیکردم همین حالاهاهست که از اتاق بیرون بیان و برن دستشویی و خودشونو بشورن ولباس بپوشم،ترس ازاینکه مبادا منو ببینن و یا بفهمن تمام لحظات من تو خونه بودمو پشت دراتاق،سریع یواشکی بلندشدم وکفشاموبرداشتم وازخونه اروم زدم بیرون،گفتم بهتره برم بیمارستان یه خبری از دوستمون بگیرم،توراه که داشتم میرفتم همچنان فکرم به سکس سمیراونامزدش امیربود.لطفا همه نظر بدید ممنونم،فقط کسی فحش یاتوهین نکنها که ناراحت میشم یاحرف بی ربط وناسزا نکنه ومسخره نکنه،ممنونم ازهمتون.

نوشته: سینا

Leave a Comment