Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس قبل از مدرسه - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس قبل از مدرسه

سلام. من اتوسا هستم ۲۳ سالمه و اهل تهران هستم. و بگم که از ۱۵ سالگی سکس داشتم.این داستان که میخوام تعریف کنم تقریبا مال ۵ سال پیشه وقتی من ۱۸ سالم بود و دبیرستانی بودم .

بگم که من خانواده ی زیاد مومنی ندارم.خانواده ی من معمولی هستن .ولی زیاد بهم گیر میدن .جریان از اون جایی شروع شد که من توی خیابون از یه پسر هم سن خودم شماره گرفتم.من و امیر خیلی با هم حرف زدیمو دوست شدیم کلی هم قرارای معمولی داشتیم .خود به خود حرف سکس اومده بود وسط .اینم بگم که هم من دختر داغی هستم و هم اون پسره داغیه . یه روز زمستونی صبح زود قبل از مدرسه اون یه جارو جور کرد که بریم حال کنیم که اونجا که زیر زمین مانند بود ولی فرشو … داشت ولی سررررد بود .وارد که شدیم . امیر بخاری رو روشن کرد ولی بازم سرد بود ‌.کنار بخاری یه پتو و یه بالش گذاشت گفت بیا بخوابیم با هم رفتیم زیر پتو خودبه خود لبامون به هم نزدیک شدو شروع به لب گرفتن کردیم اووووووووووم .ذیگه اون قدر داغ بودم که سرمارو حس نمیکردم (راجب امیر که بگم یه پسر با قیافه ی معمولی و خیلییی بانمک .) اروم دکمه های مانتومو باز کرد. من بهش قول داده بودم زیر مانتو پلیز نپوشم و نپوشیم دکمه های مانتم که باز شد یهو چشاش برق زد (من یه سوتینه قرمز که روش نوشته بود لاو و سایز ۷۵ بود تنم بود).سوتینمو باز کردو سریع شروع کرد به خوردن سینه هام وااااااای چه حالی میداد .اروم براش اه اه میکردم و اونم حشرش بیشتر میشد. شلوارمو در اورد و با کلییی اصرار گفت میخوام از پشت بکنم من هم مقاومت کردمو گفتم پشت ردرد داره و … بالاخره بیخیال پشت شدو با کلی ترسی که از جلو کردن داشت خواست بره تو جلو…کیرش از رو شلوار قشنگ مشخص بود . شوارشو در اورد کیرش یه کیر خوشگل وصاف و تمیز بود با رنگ کرم و سایز ۱۸ سانت .اروم مالید رو کسم بالا پایین کرد . یه دفه تا ته کرد تو …یه جیغ زدم و معلوم بود با جیغم حشری تر شده بود…(من حلقوی ام) کیرشو تند تند میکرد تو و در میاورد جووووووون چه حسی بود . همون لحظه صورتشو اورد جلو صورتمو وحشیانه از هم لب میگرفتیم. یهو تنم شروع به لرزیدن کردو احسلس بی هوشی داشتم .همون لحظه امیر کیرشو در اوردو ابشو ریخت لای سینه هام .بعدشم بلند شدیمو .خودمونو جم و جور کردیمو رسوندم دم مدرسه .هنوز من و امیر دوستیم و هم دیگرو خیلی دوست .داریم .ممنون که وقتتونو گذاشتین .ببخشید که انقدر طولانی شد.اگر تونستم بازم براتون داستان میزارم .بای بای

نوشته: آتوسا خانم

Leave a Comment