Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس من و زهره دختر همسایه قدیمی - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

سکس من و زهره دختر همسایه قدیمی

سلام دوستان من 30 سالمه زمانیکه 15 سالم بود همسایه کنارمون 4 تا دختر داشت دختر بزرگش 13 ساله و بعدیش 10 ساله و دوتای دیگه زیر 6 سال دختر بزرگشون اسمش زهرا بود منو خیلی دوست داشت و به زهره میگفت واسم پیغام بیاره که زهرا دوسم داره و من هم چون زهرا خیلی لاغر و سیاه بود میگفتم من علاقه ای بهش ندارم منو زهره چون برام زیاد پیغام میاورد رومون با هم باز شده بود برعکس خواهرش هم سفید بود ،هم خوشگل من روم نمیشد بهش پیشنهادی بدم در ضمن ما با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم خانواده زهره اونجا مستاجر بودن حدودا بعد از سه سال از اونجا رفتن که کلا 10 سالی میشد همسایه ما بودن من خیلی زهره رو دوست داشتم و بعد از رفتنشون چند باری رفتیم خونشون و بعد از چند بار رفتن دیگه ندیدمشون. حدودا یک سال پیش بود که دیدم زهره باهام تماس گرفت و در مورد شرکتم صحبت کرد و گفت اگه منشی میخوای من بیام کار کنم من هم که منشی داشتم گفتم منشی دارم،اونم گفت باشه عزیزم مزاحمت نمیشم برو به کارت برس،بهش گفتم شماره من و ازکجا گرفتی گفت از خواهرت،بعد از دو سه دقیقه مکالمه گفت این شماره منه اگه کاری داشتی باهام تماس بگیر منم از خدا خواسته گفتم باشه حتما خداحافظ عزیزم. دو سه روز بد جوری ذهنم رو مشغول کرده بود بهش زنگ زدم و گفتم کجایی عزیزم بیا میخوام ببینمت دلم واست تنگ شده شیطون اونم خیلی سریع گفت باشه گلم منم دلم واست تنگ شده فردا ظهر خوبه منم گفتم آره خوبه،واسه فردا ظهر قرار گذاشتم و رفتم سر قرار وقتی اومد دیدم چه گوشتی شده قد 150 سانتی کمر باریک و باسن تقریبا بزرگ و رونای تپل و با تیپ و آرایشی که زده بود مثل پرنسسا شده بود نشست تو ماشین چند دقیقه نیگاش کردم و گفتم چقد جا افتاده شدی واقعا تو همون زهره ای هستی که من میشناختم اونم گفت اره دیگه عزیزم،راه افتادم و درحال رانندگی دستم رو دنده بود که یهو دستش رو گذاشت رو دستم ی نگاهی بهش کردم همراه با ی لبخند گفتم کجا بریم خوشگل خانم گفت نمیدونم،من هم بهش پیشنهاد دادم که بریم ناهار بگیریم و بریم خونه اونم قبول کرد داشتم بال در میاوردم،رفتیم خونه مانتوش رو در آورد ولی شالش رو سرش بود غذا رو خوردیم و گفتم بریم تو اتاق ی کم استراحت کنیم اونم موافقت کرد و رفتیم تو اتاق، اومد کنارم خوابد و شروع کرد به درد دل کردن از مشکلات زندگیش من هم از فرصت استفاده کردم و بغلش کردم و میبوسیدمش و دلداریش میدادم خلاصه نمیدونم که چی شد لبارو درگیر کردم و حسابی خوردم و بعد سینه ها،خیلی سفید بود آتیش شهوتش گر گرفت دستم رو که بردم تو شلوارش دیدم نواری لا پاشه گفت من مریضم دو روز دیگه خوب میشم بهش گفتم پس برام بخور شروع کرد به ساک زدن کیر کلفتم تو دهن کوچولوش به زور جا شد خیلی قشنگ و حرفه ای میخورد، ارضا شدم و گذشت تا دو روز بعد حالش خوب شد دوباره رفتیم خونه لختش کردم و کلی خوردمش وای چه کس و کونی داشت شروع کرد به آه و ناله یه ساک مشتی زد و خوابوندمش و کیرم رو گذاشتم روی کسش و ی کم بازی دام آب شهوتش تمام کسش رو خیس کرده بود تا اومدم بکنم توش گفت عزیزم تو بخواب من میام روت خوابیدم و بدون اینکه کیر منو خیس کنه کیرم رو کرد تو کسش کس گشادی داشت بعد از 10 دقیقه تلم زدن ارضا شد خوابید رو تخت و من هم لنگاشو گذاشتم سر شونه و تا ته زدم توش فقط میگفت عزیزم تا ته بزن دوست دارم بزن جرم بده من فقط مال توام حرارت سکس من خیلی زیاد بود ولی اون زیاد هات نبود بعد از 3 بار ارضا شدنش من هم ارضا شدم و رفتم تو بغلش بهم میگفت تو چقد داغی منم میگفتم این حرارته سکسه عزیزم خلاصه تا سه ماه ما ی روز در میون سکس داشتیم تا اینکه رفت تو ی شرکت شروع به کار کردو دیدم باهام خیلی سرد شده بهش گفتم تو از وقتی که رفتی تو شرکت اخلاقات عوض شده با کسی دوست شدی، قسم و آیه که نه من فقط با توام تو بزرگترین لذت زندگی منی، من هم ی خط ایراسل که به نام خودم بود داده بودم دستش رفتم پرینت خط رو گرفتم دیدم با ی خط رند 700 تا اس رد و بدل شده من هم زدم زیر همه چی و پرش رو باز کردم ولی اعتراف میکنم که با تمام گشادیش خیلی خوش سکس بود دلم واسش تنگ شده ببخشید که داستانم طولانی شد و سرتون رو درد آوردم ممنون.

 

Leave a Comment