Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
شبی در باغ با رویا - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

شبی در باغ با رویا

سلام دوستان
من اسمم حسامه 33 ساله از گرگان هستم میخواهم داستان یکی از اتفاقهایی که برام در سال 89 افتاده براتون تعریف کنم…

یه روز غروب من در دفترم پای سیستم نشسته بودم داشتم از بیکاری با نت ور میرفتم که در یکی از سایتها با یه خانم 24 ساله متاهل آشنا شدم و شروع به چت کردن کردیم کلی محترمانه باهم چت کردیم آخر همدیگه را در اد لیستمون سیو کردیم-بعد از چند روز دیدم این رویا خانم آنلاینه بازم شروع به چت کردیم ولی ایندفه چت به حرفهای سکسی رسید که در مورد سکس با شوهرش حرف زدیم که تمام جزییات سکسش با شوهرش را توضیح داد و نا گفته نماند که رویا دانشجوی ارشد تهران بود ولی اهل کاشان شوهرش هم کاشان شغل آزاد داشت (البته این اطلاعات را بعد از چند ماه که صمیمی شدیم بهم گفت) و زمانی که باهم چت میکردیم رویا در خوابگاه با لپتابش آنلاین میشد یه روز بازم داشتیم چت میکردیم گفتش در اتاق تنهاست و بازم در مورد سکس با شوهرش حرف زدیم که یواش یواش حشر هر دومون زد بالا که بهش گفتم میخوای زنگ بزنم حرف بزنیم اولش یکم مخالف بود ولی آخر قبول کرد شماره را داد ولی گفت برای اولین و آخرین بار باید باشه منم قبول کردم سریع زنگ زدم و جواب داد یه صدای خیلی ناز که حشرم چندین برابر زد بالا که باهم تلسکس کردیم و منم قول دادم شمارشو حذف کنم دیگه زنگ نزنم- که بعد از چند روز دیدم در صفحه پروفایلم نوشته که (4 روز دیگر تولد رویا) منم سریع چند تا متن زیبای ,عاشقانه برایش تبریک فرستادم که بعد از اینکه رویا اومده بود تبریک منو خونده بود برام اس ام اس داد و تشکر کرد منم با اس جواب دادم و تموم شد اما 3 روز بعد از اون دیدم تک زد و منم سریع زنگ زدم

 

بعد از احوالپرسی و خوش و بش دیگه باهم دوست شدیم و تماسهای ما شروع شد و تمام اطلاعات همدیگه را فهمیدیم و باهم خیلی صمیمی و عاشق هم شدیم و منم فهمیدم که رویا کمبود محبت داره و شوهرش معتاد به کراک هست و محبتی از اون نمیبینه دیگه ما هر روز حداقل 20 بار باهم تماس داشتیم و رویا چندتا از عکسهاشو برام ایمیل کرددیدم واقعا خیلی خوشگل هستش اصلا باورم نمیشد با خانمی به این خوشگلی من دوست شدم خیلی دوستیمون عمیق وعمیقتر شد طوری که
هر روز یکبار هم تلسکس داشتیم در تلفن طوری سکس میداد که در عرض 10 دقیقه هر دومون ارضا میشدیم .رویا به دلیل اینکه دفاعیه اش نزدیک بود همش در خوابگاه بود و ضمنا دل خوشی هم که از شوهرش نداشت به کاشان زیاد نمیرفت بلاخره یواش یواش ما صحبتهامون کشید به دیدار حضوری که اولش رویا میگفت میترسم از اینکه خطا کنیم و از این حرفها ولی منم میگفتم نه ما جلوی خودمونو میگیریم بچه که نیستیم ولی اون میگفت امکان نداره یه زن با یه مرد که همدیگه را هم دوست داشته باشند باهم زیر یه سقف باشن خطا نکنن ولی خودش همیشه میگفت که کاش من زن تو بودم بلاخره ما بعد از دوماه آشناییمون قرار گذاشتیم یه شب باهم باشیم در بغل هم بخوابیم ولی سکس نکنیم چون رویا واقعا هنوز خطا نکرده بود قول صد در صد به هم دادیم.

 

منم برای مکان یه دوستی داشتم که دوستش اطراف تهران یه باغ کوچولو برای تفریح داشت که داخلش هم یه ویلای زیبایی داشت در نظر گرفتم چون قبلا هم با همین دوستم به اون باغ رفته بودم صاحبش آقای فلاح بود که کارش واردات و صادرات بود با منم دوست بودیم ولی نه زیاد اما با حمید خیلی صمیمی بودن منم به واسطه حمید باهاش دوس بودم به رویا گفتم همچین مکانی هست اونم به خاطر اطمینان زیادی که در این مدت برام پیدا کرده بود قبول کرد بلاخره شبی که قرار فردا عصر را گذاشتیم من دیگه از خوشحالی بال در آوردم چون واقعا به رویا علاقه زیادی پیدا کرده بودم اون شب من از فکر فردا هرکاری کردم خوابم نبرد چون صبح زود با ماشین خودم باید راه میفتادم به تهران باید استراحت میکردم ولی نشد که نشد بلاخره ساعت شد 3 صبح خوابم نبرد دیگه بلند شدم لباسامو پوشیدمو رفتم ماشینو استارت زدم یا علی به طرف تهران گازو گرفتم از خوشحالی با سرعت 160/170 چون نزذیکای صبح بود پلیسم خبری نبود ماشینم هم مگان هستش

 

بلاخره ساعت 8 صبح رسیدم رودهن رفتم یه صبوحونه کله پاچه هم زدم به رگ و راه افتادم تهران و ساعت 9 زنگ زدم به حمید که با فلاح هماهنگ کنه برم کلید باغ را بگیرم ولی حمید گفت فلاح رفته آلمان گفتم تحت هر شرایطی من میخوام گفت ببینم چیکار میتونم بکنم بعد از نیم ساعت حمید بهم زنگ زد گفت دهنت سرویس شماره آلمانشو زنگ زدم از خانمش گرفتم به موبایل آلمانش زنگ زدم گفتم اونم گفت با همسایه بغلی یه خونه ای هست که نگهبان باغشه اسمش محرمه باهاش هماهنگ میکنم برم کلید را بگیرم منم رفتم یکم خرید کردم میوه آجیل شیرینی و مخلفات رفتم در خونه محرم همینکه اومد دم در کلید دستش آماده بود کلیدو گرفتم در باز کردم ماشینو بردم داخل و رفتم داخل ویلا موبایلمو گذاشتم سایلنت چون خیلی خسته بودم گرفتم تا ساعت 5 عصر خوابیدم تا بیدار شدم دیدم رویا چند بار زنگ زده و اس داده که من جلوی دانشگاه منتظرت هستم . سریع گازو گرفتم با سرعت رفتم جلوی دانشگاه هم شلوغ بود مرتب هم موبایل گوشم بود تا اونجا نمیتونستم پیداش کنم مشخصاتشو پرسیدم گفت یه مانتوی تقریبا طوسی با کیف کرمی کفش اسپورت طوسی مقنه سرمه هستم من پشت یه خط واحد صورتی بودم که هموم موقع رویا گفت من جلوی یه واحد صورتی هستم وقتی خط واحد رفت دیدم یه هوری موبایل به گوشش داره منو نگاه میکنه میخنده آخه اونم مشخصات منو و ماشینمو داشت

 

وقتی اومد جلوی ماشین ایستاد واقعا دیدم این بشر یه مانکن هستش شاید دوستان بگن همه این داستانها از طرف تعریف میکنن ولی خداییش من جدی میگم وقتی سوارماشین شد اصلا من فکرمیکرد خواب میبینم ولی همین باهام دست داد من کیرم راست شد که اونم بعدا بهم گفت وقتی میخواسته کمربند ایمنی را ببنده متوجه این موضوع شده بود بلاخره رفتیم رسیدیم باغ روبوسی و بغل کردن هم شروع شد و بعد لباسامون را در آوردیم راحتی پوشیدیم نشستیم روی کاناپه چایی و شیرینی و میوه و صحبت انگار چندین ساله همدیگه را میشناسیم بعد آوردم نشوندمش بغلم با موهاش ور میرفتم بوسش میکردم و نوازشش میکرم که دیدم واقعا خیلی خوشش میاد که یواش یواش به لب گرفتن و مالش رسید بلندش کردم بغلم گرفتم بردم درحالت لب به اتاق روی تختخواب درازش کردم منم روش افتادم لباامون تو هم بودن و داشتیم واقعا همدیگه را میخوردیم با ولع که یواش یواش من دستمو بردم زیر سوتین سینه اشو مالیدمو خیلی داغ بودیم هر دومون بعدش از روی شلوار کسشو مالیدم و دستمو بردم از زیر شلوار وشرتش به کسش دیدم خیلی خیس شده و داره میسوزه شلوار خواستم بکشمش پایین که دیگه رویا اجازه نداد و منم که حشری بودم خیلی تقلا کردم ولی نشد خیلی هم ناراحت شد اشکش هم در اومد که قرارمون این نبود نباید سکس کامل کنیم منم تسلیم شدم چون رویا واقعا دوست داشتنی و ناز بود دیگه رفتیم بازم پذیرایی نشستیم و یکم بوس کردمو نوازشش کردم که دیگه آروم شد بع د رفتیم روی تراس بزرگی که بود زغال روشن کردم تا شام را آماده کنم صبحش که گوشت مرغ جوجه کبابی خریده بودم کباب را درست کردم خوردیم روی تراس و یکم هم قلیون کشیدیم و چایی ومیوه…

 

بعد رفتیم با لپتاب رویا یکم ور رفتیم و عکساشو دیدیم و آهنگ گوش دادیم که ساعت شد 1 شب رفتیم مسواک زدیم وبگیریم بخوابیم رویا موقع خواب لباساشو رفت عوض کرد یه تاب صورتی با یه دامن کوتاه بالای زانو که دیدم دیگه برام قابل تحمل نبود و لپتابشو با صدای آروم یه آهنگ لایت گذاشت اومد زیر پتو منو بغل کرد و لبامون بازم بهم گره خورد دیگه تا نیم ساعت فقط باهم دیگه درحال لب گرفتن باهمدیگه ور میرفتیم که دیگه من دستمو بردم از زیرشورتش به کسش و مالیدم یواش یواش انگشتمو برم توی کسش فشار میدادم تا ته انگشتم میرفت به کسش دامنش بالا رفته بود دیگه شورتشو هم در آوردم بدون اینکه مخالفتی کنه سرمو بردم پایین شروع کردم به خوردن کسش که دیدم آخ اوخش بالا رفت به قدری حشرمون بالا زده بود که هیچی حالیمون نبود فقط یه لحظه شنیدم رویا گفت حساممممممممممم بیا بالا بکن دیگههههههه بکن کیرتو توششششششششش

منم دیگه دیدم فرصتی نیست واسه اینکه بدم  ساک بزنه سریع شرتمو درآوردم سر کیرمو گرفتم آروم گزاشتم دم سوراخ کس تمیزو نازش فشار آرومی دادم دیدم لباشو داره با دندوناش میخوره گفت اوووووووووووووووووف دیگه تلمبه را شروع کردم چنان تلمبه ای میزدم که رویا داد میزد بکککککککککککککککککککن عزیزززززززززززززززم بکنشششششششش جرم بددددددددددددددددده

 

بعد برش گردوندم چهار دست وپا روی زانو ولی باسنی داشت سفید و برجسته سر کیرمو از عقب گذاشتم توی کسش و دستهامو بردم از زیر سینه هاشو محکم گرفتم شروع کردم به گاییدن تندتند سینه هاشو محکم فشار میدادمو صورتمو هم محکم چسبونده بودم به پشتش وهمه جاشو محکم گاز میگرفتم چنان درحال تلمبه زدن گاز میگرفتم که بعدا دیدم خون اومده از بعضی قسمتهاش که اون موقع بعدا گفت خیلی هم لذت داشت براش ولی رویا دارد میزد بککککککککککککککککککن حسسسسسسسسسسام محکم بکککککککککککککن منم دیگه شهوتم بیشتر میشد که دیدم میخواد آبم میاد سریع کشیدم بیرون دوباره برگردوندم پاهاشو انداختم روی شونه هام شروع کردم به تلمبه زدن که خیلی بهمون لذتبخش بود داد میزد همش میگفت حسامممممممممم فکرشو میکردی یه روزی اینطور پاهای رویای خودتو بالا بزنییییییییییییییییییییییییییی این حرفاش خیلی حشریم میکرد که یه دفعه دیدم آبم میاد گفتم رویا؟
گفتش جوووووووووووووووووووووون گفتم داره میاد بریزم توش گفت نههههههههه نریزی ها بریز رو صورتم

 

لحظه ای که میخواست اولین قطره اش بیاد زود درش آوردم همه رو ریختم رو سینه و صورتش که خیلی آرروم شدیم بعد بلند شدیم رفتیم حموم که یکبارم توی حموم سکس کردیم بلاخره اون شب کلا 3 بار سکس کردیم که بهترین سکس عمرم بود با توجه به اینکه من حداقل 15 کشور تا جالا رفتم و اینجا هم زیاد سکس دارم ولی بازم بهترین سکسم تا حالا با رویا بود بعد از اون کلا 3 شب هم باهم بودیمالبته ایندفه  در آپارتمان یکی از دوستام در تهرانپارس ولی دیگه الان با شوهرش خوب شدن و  ارتاباطمون الان فقط از نت هستش امیدوارم که خاطره براتون لذتبخش بوده باشه چون برای خودم خیلی لذتبخش بود.

Leave a Comment