Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
شب مستی خاله میترا - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

شب مستی خاله میترا

درود بی پایان من به همه شما عزیزای دلم و تبریک سال نو
همین اول اعتراف میکنم داستان نویس خوبی نیستم و املای فارسی منم اصلا خوب نیست
پس اشتباهات املایی و ویرایشی منو به بزرگی خودتون ببخشید
داستانی رو که میخواهم براتون بنویسم بر میگرده به همین عید امسال که عروسی یه زوج از زوج های همین سایت که این زوج همینجا تو شهوانی به کمک من و سرنوشت خوب خودشون با هم آشنا شدند و چند روز پیشم ازدواج کردن و الانم فکر کنم ماه عسل هستند و آرزوی شادی خوشبختی میکنم از همینجا براشون
داستان از این جا شروع شد که مینا و علی ما رو برای مراسم جشن عروسیشون دعوت کردن اراک
ما هم با همه مشکلاتی که داشتیم قبول کردیم من همیشه تو جشنها بنا به سلیقه خودم و سلیقه سکسی شوهرم لباسهای مجلسی باز و سکسی میپوشم برای جشن این زوج با شوهرم برای خرید رفتیم فروشگاه و بعد از کلی جست و جو و پرو لباس یه مینی ژوپ خیلی تنگ و اندامی با رنگ خاکستری که خیلی هم کوتاه تقریبا تا زیر باسنم رو انتخاب کردیم و دو روز مونده به مراسم راهی اراک شدیم وقتی به اراک رسیدیم با استقبال خوب مینا و علی و خانواده خوبش و تنی چند از زوج های خوب همین سایت که اونها هم مثل ما دعوت بودن روبه رو شدیم رفتیم خونه و دور سر هم کلی پر حرفی کردیم و با زوج های دیگه بگو و بخند و حرف سکسی زدیم تا شب شد و دست جمعی قرار شد برویم تالار برای جشن ولی اقا داماد اومد و ما رو و بقیه بچه ها یا همون زوجهای شهوانی رو به خونه دیگه بردتا لباس عوض کنیم وآماده جشن شویم بعد از اماده شدن رفتیم تالار اسم تالارو یادم نیست ولی تالار بسیار زیبایی بود و اقوام مهمون نواز عروس و دامادم کلی به ما محبت داشتن مراسم تقریبا خودمانی بود و اقوام و خویشان بودن و زن و مرد هم تو یه سالن همه دور هم بعد از پذیرایی نوبت به رقص عروس داماد شد منم که پالتو خودمو روی لباس سکسی خودم پوشیده بودم نشسته و رقص روس داماد رو نگاه میکردم تا اینکه دیدم داماد داره به طرف من میاد و ازم خواست که باهاشون برقصم راستش یکم خجالت میکشیدم محیط و آدماش برام غریب بودن پالتو خودمو بیرون اوردم و همراه عروس داماد شروع به رقصیدن کردم راستش من و شوهرم خیلی موقع ها کنار هم مست میکنیم و من براش میرقصم و من رقص تو عالم مستی رو دوست دارم مست نباشم رقصیدن برام سخته یکم ولی بخاطر روی ماه عروس و داماد شروع به رقصیدن کردم سالن یکم سرد بود و منم با اون پاهای لخت و کفشهای پاشنه بلند و اون مینی ژوپ تنگ و کوتاه که هر چند لحظه یه بار جمع میشود و می اومد بالا از رو باستم به طوری که باسنم نمایان میشود و من باید میکشیدم اون رو پایین باعث شده بود همه چشمشون به من باشه خصوصا اون چند زوج که از بچه های شهوانی بودن اقایون با چشاشون رسما داشتند منو میخوردن یکم رقصیدم و بعد اومدیم نشستیم دور سر هم این تیپ من و پاهای لخت و باسن تقریبا خوش فرمم با عث شده بودو احساس میکردم همه چشمها رو منه و نوع برخورد دوستامون که از همین شیطونبلا های سایت بود هم سکسی بود و به شوخی هم رو میزدیم و جک کیگفتیم و بلند میخندیدیم تقریبا توجه همه رو به ما جلب کرده بود خلاصه پرحرفی نکنم شام رو هم خوردیم جاتون خالی شوهرم که عاشق مشوبه از داماد مشروب خواست و دامادم ما و جمع مارو به بیرون از تالار و داخل نگهبانی تالار برد و مشروب رو اورد و همه دور سر هم مشروب خوردیم من یکم زیباده روی کردم و دوباره به تالار بر گشتیم تقریبا ساعت 11 شب بود همه زنها با لباس مجلسی و کمی سکس در حال رقصیدن بودن خداییش مردم اراک هم مهربون بود و هم زن مرد همه خوشگل و خوشتیپ چراغ های سالن خاموش شد و زن مرد همه با هم شروع به رقصیدن کردیم من اروم اروم داشت مستیم بالا میرفت به طوری که متوجه نشده بودم بجای شوهرم دستهای یه نفر دیگه تو دستمه تقریبا دور و برم شلوغ بود من بد جور شیفته اهنگ بستکی شده بودم و میرقصیدم طوری که دست هر کی تو دستم می اومد باهاش میرقصیدم ولی خیلی شیطون بلا بودن موقع رقص احساس میکرم مالش مرد هارو و یا انگشت کردنشون رو که باعث شده بود بغیر از مستی حشری هم بشوم من خیلی رو پاهام حساسم و توی اون جمع مردهای شیطون زیاد بود که تو شلوغی هی منو انگشت میکردن و خودشون رو به باستم میمالیدن منم که حشری شده بودم و بدمم نمی اومد یکم قنبل میکردم وقتی تن کس دیگه رو رو تنم احساس میکردم از بس مستیم بالا زده بو چیزی نفهمیدم تا اینگه خودمو تو ماشین یکی از بچه های سایت احساس کردم که خانمش داشت اب به سر و صورتم میزد یکم که حالم بهتر شد لیلی برام تعریف کرد که از بست مست بودم بیحال شدم و خوردم زمین درد رو رو زان پام احساس میکردم و لیلی بنده خادا هم پامو ماساژ میداد و دلداری این لیلی خانم هم خانم بسیار خوب و سکسی زیا و خوش اندام و از همه گذشته صدای قشنگی داره لیلی ماساژم میداد و احساس کردم داره از زانو به بالا هم ماساژ میده خندیدم گفتم لیلی زانوم درد میکنه نه ران پام خندید بهم گفت شیطون چرا خیس کردی و من خجالت کشیدم و متوجه شدم از بس حشری بودم موقع رقص که شرتم خیس شده من که بیحال رو صندلی عقب ماشین افتاده بودم و پاهام روی پاهای لیلی بود لیلی در ماشین رو باز کرد بیرون پارکینگ رو نگاهی انداخت و دوباره سوار شد و شروع کرد منو ماساژ دادن یجوری سکسی منو ماساژ میداد دوباره حشری شدم گرمای و لطلفت دستاش منو دیوونه میکرد هر دو مست بودیم و لی من بیشتریهو بهم گفت میترا میخواهی کس خیستو بخورم . منم دیقا این کلمه رو گفتم و دیگه چیزی نگفتم جوووووووووووووون و لیلی خانمم از خدا خواسته پاهای منو بازکرد منو بالا دار و شرد خیسمو بیرون اورد و شروع به خوردن کسم کرد جوری که سر و صدای هر دوی ماه در اومده بود یواش واش انگشتشو تو کسم میکرد و کسمو میخورد من از بس حشری بودم و مست دوسه باری ارضا شدم و لیلی خانم تازه داشت حشرش مزد بالا و بلند میگفت خوش بحالت میترا ارضا شدی حالا کی کس منو بخوره یهو در ماشین باز شد شوهر لیلی بود که به لیلی گفت من خودم میخورمش تازه متوجه شدیم موقع لز ما شوهر من و بقیه دوستان شیطون بلای شهوانی هم بیرون ماشین تشریف داشتن و مارو نگاه میکردن به سختی خودمو جمع جور کردم ونشستم و خجالت میکشیدیم خلاصه بعد از مراسم داماد ما رو به خونه یکی از دوستاش که خالی بود برد برای خواب خودتو در نظر بگیرید 5 تا زوج شهوتی از سایت شهوانی تو یه خونه چه شود خلاصه بچه هارو خوابوندیم و جاتون خالی دور سر هم یه سکس موازی ( سکس دو یا چند زوج دور سر هم با همسر خودشون) رو تجربه کردیم. میدونم داستان خوبی نبود به بزرگی خودتون بببخشید
دوست دار همه شما خاله

 

Leave a Comment