Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
صدای آیفون - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

صدای آیفون

سلام ، آیدا هستم 18 سالمه و فعلن درس میخونم.اول از خودم بگم من قدم 160 و وزنم 60 کیلویی میشه با وجود تپل بودنم خیلی سکسی ام ….سینه هام 85 و بقیه وزنم هم تو کون و رونام خلاصه میشه .میخوام از اولین و اخرین سکسم بگم. خب من خیلی حشری ام و مدام در حال خود ارضایی ام.در حدی که کوسم قرمز قرمزه. ….داستان ازونجایی شروع میشه که من با امین چندماهی بود دوست بودم .خیلی سنگین بود و حتی ازم لب نمی گرفت فقط دست و بغل …منم راستش زیاد دوسش نداشتم فقط از رو تنهایی باهاش بودم. راستش زیاد از نظر بیرون رفتن آزاد نیستم چون پدر و مادر فوق العاده سخت گیری دارم….

اون روز مامان بابا تعطیلات عید رفته بودن کرج خونه خالم و منم با هزار بهونه نرفتم. میخواستم به امین زنگ بزنم بیاد بیرون…یه لحظه دیدم موقعیت بدجور مناسبه واسه شیطونی کردن.بهش گفتم بیاد خونمون اونم اومد ،چون خیلی وقت بود همو ندیده بودیم . منم سعی میکنم همیشه تمیز باشم. شب قبلش کل موهای بدنمو زده بودم .بعداز قطع کردن تلفن رفتم شورتک صورتی مو با یه تاپ بنفش بدون سوتین پوشیدم بطوری که نوک سینه هام میزد بیرون ازش .عین جنده ها ارایش کردم عطر زدم و منتظرش شدم… ده دقیقه بعد رسید با موتور اومده بود. اولش با دیدن من تو اون وضع جاخورد ولی من اصلن واسم مهم نبود درموردم چی فکر میکنه چون کسم باد کرده بود و شهوت داشت منو میکشت. رفتم رو کاناپه بهش چسبیدمو به رو خودم نیوردم که با چه لباسایی جلوش دارم عشوه میام .دستمو انداختم دور گردنش و هی میگفتم عوضی میدونی دلم چقدر برات تنگ شده و ازین حرفا دوس داشتم اول اون شروع کنه. خلاصه خندید و چندتا بوس از لپم کرد عصبی شده بودم تو دلم میگفتم زود باش من میخوام … خودم سرمو گرفتم تو صورتش و دیگه طاقت نیورد و شروع کرد به خوردن لبام…قرمزی چشماش و تپش قلبش که کاملن مشهود بود همه نشونه این بود که حشریه و شق کرده ..منم واسه اینکه راحت تر باشه خودم یه دستشو گذاشتم رو سینه های نرمم یه دستشم رو کوسم که خیس بود و اماده خوردن…. ازش خواستم بریم رو تخت اونم گفت باشه.دراز کشید منم هات بودم پریدم روش و حین لب گرفتن دستمو گذاشتم رو کیرش سفت بود دلم براش سوخت گفتم الانه که بترکه … تاپمو دداد بالا و سینه هامو میگرفت به دندونش وای که چه حالی داشم ابم میومد و خودم بی تاب کیرش تاپمو کامل کندمو پرتش کردم اونور ….یه لبخند زدم بهش و یه لب کوچولو که گردن و گوشمم لیس زد صدای اه و ناله م درومده بود که در گوشم گفت عشقم میخوام امروز مال خود خودم باشی من بلند خندیدم به نشوونه اینکه مم دوست دارم….و دستش از رو کمرم رفت روکونم …من همون حالت که روش بودم دستشو برد تو شرتم و همچنان لب گرفتن و گردن خوردن که گفت دراز بکش…دکمه پیرهن سورمه ای شو بازکردو کمردبندشو زیپ شلوارشو بازکرد .استیلش عالی بود. شرتک مو ازتنم دروورد و نشست پایین تخت . شرتمو در نیورد گفت بخورمش منم گفتم بخورش دیگه …یه طرف شرتمو با دستش نگه داشتو شوع کرد به لیسیدن کوسم دید خیلی خیسه با دستمال خشکش کرد بعد دوباره خورد خییییلی خوب بود عالی بود من اهم تبدیل به جغ شده بود امین هی لبخند میزد و میخورد و لیس میزد یکم بعد گفت بذارم لای سینت منم خودم کیرشو از شرت و شلوارش کشیدم بیرون…وای که چقدر کلفت بود میخواست بذاره لاسینم که یه نگاه بهش کردمو شروع کردم به ساک زدن….وای که چقدر خوشمزه بود بوی خوبی هم داشت من با ولع خاصی میخوردمش و تخماشو با دستم می مالیدم و بعدش گفت تخمامو بخور خوردم واسش یکم مو داشت ولی باحال بود ….دیگه از لاسینه گذاشتن منصرف شده بود گفت 69 بخوابیم منم خوابیدم روش برعکس کیرش تو دستم بود که انگشتشو کرد تو کونم دادم بلند شد ترسیدم ولی به روی خودم نیوردم فکرنکنه میترسم . بعد دوتا شو کرد و من بی اختیار داد زدم حداقل کرم بزن …که وازلین بغل دستشو برداشت و کونمو حسابی چرب کرد…..تو همین حین بودیم که صدای ایفون درومد…قلبم ریخت اگه کسی مارو تو اون وضع می دید من زنده نمی موندم …مونده بودم چیکار کنم ایفون تصویری هم نبود که ببینم….شهوت داشت منو میکشت مامان بابا هم نبودن شب برمیگشتن امین دید خشکم زده دوتا انگشت که تا نصفه تو کونم بود و تا اخرکرد خیلی درد داشت ولی دوست داشتم .امین گفت ج نده هرکی باشه الان میره جنده خانومم میخوامت باهات کار دارم میخوام بکنمت کونتو جر بدم …منم دیدم راس میگه کونمم که جاوا کرده بود ولی از یه طرف یارو دست بردار نبود و هی ز میزد….باید تو شرایط قرار بگشیرید تا بفهمید این جور وقتا حشرت میزنه بالاتر. کیرشو بیشتر میخوردم که بلندم کرد و به پهلو خوابوند دیگه صدای زنگ نمیومد ترسم ریخت و اروم سر کیرشو گذاشت تو سوراخ کونم وایییییییییییییی از دردش براتون نمیگم که واقعن زیاد بود و غیرقابل تحمل ولی عاقبت شهوتم بر درد غلبه کرد و بعد از جیغ و داد هام کم کم رفت تو… تازه داشتم حال میکردم داد میزدم که تند تررر تا ته اه اوووه که باز صدای ایفون اومد.استپ کرد کیرش تو کونم بود یه نگاه بهش کردمو گفتم منو جرم بده ….تلمبه میزد در حد گاییدنم خیلی دوست داشتم با اینکه جاوا کرده بود ولی هنوزم درد داشت.جوووون گفتناش دیوونم میکرد داشت ابش میومد که ازش خواستم بریزش تو دهنم اولش بدم اومد ولی مجبورم کرد قورتش بدم… ایفون دیگه زنگ نخورد.یه ذره روم خوابید هنوزم بهدارضاشدنش داغ بود داشتم میسوختم .که ده دیقه بعد لباساشو پوشید و ازم خدافظی کرد و رفت… خدا رو شکر دردسری هم بخاطر کسی که اومد ز زد نشد.

نوشته: آیدا

Leave a Comment