Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
ضربدری با زوج میانسال - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

ضربدری با زوج میانسال

نمی دونم چرا از اول ازدواجمون کنه شده بود ..می گفت هر کاری که می کنیمنم باید بکنم . نمی ذاشت برم فیسبوک یاسایتهای سکسی . می گفت منم باید باشم منم باید بیام.. اگه داستان سکسی میخونی منم باید همراه تو و در کنار تو بخونم . تا یه مدتی منم بی خیال این برنامه ها شدم . غیرتم اجازه نمیداد که اونم پا به پای من بشینه و این بر نامه ها رو ببینه و یا داستانها رو بخونه . از شانس بد من هر وقت من خونه بودم اونم خونه بود .. حالا گاهd چی می شد که یکی دو ساعتی رو از شرش خلاص بودم. فرانک زن خوشگلمو میگم که دو سالی رو ازم کوچیکتر بود و بیست و پنج سال سن داشت . با یه اندامی نه چاق و نه لاغر .. صورتی گرد و تپل .. با سینه هایی نیمه درشت .. باسنی هم متوسط و خیلی هم حشری .. منم مردی نبودم که اهل زن بازی و دنبال این دختر و اون دختر بودن باشم .خلاصه دوتایی مون وقتی از سایتهای سکسی برمی گشتیم به رختخواب .. میفتادیم به جون هم و خیلی حال می کردیم .. اونم خیلی گیر بود .. هر وقت می رفتم تا با تصویر یه زن کون گنده حال کنم می رفت عکس یه مرد رو با کیر کلفت می آورد تا جبران کرده باشه .. ولی یه خوبی سایت های این جوری اینه که بیشتر برای مردا ساخته شده. اون خیلی حسادت می کرد با این حال من دوست نداشتم که اون عکس لخت مردا رو ببینه . هر وقت به یک متنی می رسیدم که از سکس ضربدری و داوطلب بودن برای اون می گفت فوری از اون صفحه خارج می شدم تا یه وقتی زنم تحریک نشه .

تا این که یه روز حس کردم که دیدناین همه عکسای سکسی و خوندن داستانهای تحریک آمیز در کنار فرانک طوری رو من اثر گذشته که هوس زن دیگه ای رو کردم . ولی نمی شد از دست این زن در رفت .یه روز که اومدم خونه تا را رو ندیدم . ظاهرا داشت دوش می گرفت .گفتم بدون سر خر برم و سری به این سایتها بزنم .اوه چی می دیدم .یه زن و شوهر بالای چهل سال داوطلب سکس ضربدری شده بودن .. زن قالب کون وکس و سینه ها و مرد هم عکس کیرشو گذاشته بود ..اوه عجب چیزی بود این زنه . با این که فرانک خیلی خوش اندام بود ولی کون برجسته و اندامخوش این زن منو حشری کرده بود .. اونا درخواست سکس ضربدری رو داشتن …فرصت برای فکر کردن کم بود . تحریک شده بودمبه این که من و فرانک بریم وبا اونا سکس ضربدری کنیم . کیر من پنج سانتی بزرگتر از کیر اون مرد نشون میداد . این طور هم نوشته بودن که زن عاشق کیرکلفت و درازه و اندازه کیرحداقل باید بیست سانت باشه .. . یه دستی به کیرم کشیده یه نگاهی به اون کون خوشگله انداختم تا کیرم شق شه .. کیرمو اندازه گرفتم و 21 سانت بود .. فوری از خونه رفتم بیرون . رفتم به یه کافی نت تا واسه این زن و شوهر ایمیل بدمو ازشون کمک بخوام .. که واسه به راه آوردن فرانک با من همراهی کنن . یه خورده می خواستم فکر کنم که چی بنویسم . و دیگه در منزل فرصت فکر کردن نداشتم .چون فرانک از حموم میومد بیرون .
خلاصه رفتم به یه کافی نت و تا میتونستم پیام دادم .. یه ساعتی هم اون جانشستم ولی جوابی دریافت نکردم . وقتی بر گشتم خونه تا را رو دیدم که جلوکامپیوتر نشسته اتفاقا داره بههمون صفحه ای که سعید و سپپیده اون زن و شوهرچهل سال به بالا در خواست سکس ضربدری کردن نگاه می کنه . .. ..
-وحید خان .. تو منزل بودی ؟
-چی بود ..
-کی بهت گفت وقتی من نیستم اینو روشن کنی ..
-پس تو چرا روشنش کردی
-واسه ما فیلم نیا .. ببینم این زن و شوهر چیدارن میگن ..
-هیچی به درد تو نمی خوره .. به درد ما نمیخوره ..
-من نمی فهمم تو داری چیکار می کنی . این روزامثل گذشته به من توجه نداری. قدر منو نمی دونی . من باید یه جایی ازدواجمی کردم که قدر منو بدونن .یه مرد میانسالی که واسم ارزش قائل شه .. بد جوری هوس کون اون زنه رو کرده بودم ..فرانک هم تازه از حموم اومده بودو خیلی حشری به کیر اون مرد نگاه می کرد .نسبت به اول ازدواج کمی گستاخ وبی پروا به نظر می رسید . با این که منم خیلیحشری بودم سعی کردم خودمو بیحوصله نشون بدم . رفتم تو خط فیلم ..
-من نمی دونم چطور بعضی زن و شوهرا چه جوریراضی میشن که تن و بدن خودشونودر اختیار یک زوج غریبه قرار بدن . چه طورحاضر میشن که ببینن زوجشون بایکی دیگه در ارتباطه .فرانک : خب معلومه وقتی بخوان به زندگیشونتنوع بدن همینه دیگه . اصلا چهایرادی داره !
-فرانک اصلا از این صفحه خارج شیم . این چههیکلیه که این زنه داره ..حالمو داره به هم می زنه ..فرانک یه نگاهی بهم انداخت و گفت اتفاقالیاقتت به همیناست تا قدر منو بهتربفهی . همون شوهرشو می بینی ؟! اگه اون جای توباشه می دونه که چه رفتاریباهام داشته باشه .. راستش می خوام یه چیزیبگم می ترسم دعوام کنی
-نهحرفتو بزن ..
-نمی دونم چرا ولی یه حسی بهم میگه اگه ما یهسکس ضربدری داشته باشیم تواخلاقت عوض میشه .. زندگی زناشویی ما هم یه سرو شکلی به خودش می گیره ..مثلا همین زوج چطوره .. تو برو با این زن حالکن تا قدر منو بفهمی ..شوهرشم به من حال میده تا بفهمی که مردم چهجوری قدر زنت رو می دوننکبکم داشت خروس می خوند . یعنی این نقشه منگرفته ؟ اگه اون می دونست که مناز ته دلم راضی هستم شاید همچین پیشنهادیرو نمی داد . ..
-عزیزم .. فدات شم وحید . قبول می کنی ؟ اون وقتبهت اجازه میدم خودتتنهایی وقتی من خوابم به هر سایتی که دوستداری سرک بکشی ..
-فرانک منو مجبورم نکن .. ولی باشه به خاطراین که نشون بدم چقدر دوستت دارمباشه .. ولی می دونستم که زنم کس خل شده . چوناین از کس خلیه که یه زنیکیر کلفت و با حال بیست به بالا رو با یه کیروا رفته پونزده سانتی عوض کنه.. نمی دونم شایدم می خواست سکس نرم تریداشته باشه .. به هر حال جورشدن بر نامه هم به همین سادگی ها هم نبود . ..یه هفت هشت روزی رو قبل ازرفتن به خونه هومن و نازنین کلی با هم چتکردیم . منتها من سعی می کردم پیشزنم خودموزیاد مشتاق نشون ندم . آخه اون دوستداشت فکر کنه که زرنگ بازی درآورده شرایط به نفع اونه . من در میدون عملباید خودمو نشون می دادم . فرانکبیشترین درد رو وقتی تحمل می کرد که می خواستبه من کون بده .. وقتی بهخونه هومن خان رفته اون دم و دستگاهشونودیدیم سرمون سوت کشیده بود ودهنمون وا مونده بود .. عجب تشکیلات و. عجبخونه ای .. یه خونه ویلایی وشیک .. به یه حالت دوبلکس .. ظاهرا چند تا خدمتگزار هم داشتن .. من نمیدونم اینا با این همه دک و پزشون چه جوریدرخواستشونو به سایت داده بودن .شاید نمی خواستن پیش در و آشنا تابلو شن .وااااایییییی نازنین چی شده بود.. خیلی خوشگل تر و ناز تر از اونی بود کهفکرشو می کردم . باورم نمی شد کهچهل و دو سالش باشه یعنی پونزده سال بزرگتراز من . یه پیرهن یکسرهآلبالویی از کناره چپ تا بالای پا چاک داربه تنش کرده بود که از قسمتسینه یه چاکی داشت که نیمی از سینه هاشو نشونمی داد .. مژگان درشت ابروهایکشیده .. موهای صاف و مشکی و جمع شده پشت سرش… روژ قرمز براقی که لبهاشوکلفت و هوس انگیز نشون می داد .. دلمو بردهبود . کیرم یه وری شق شده بود.. نازنین اومد طرف من . لباشو گذاشت رو لبام. با یه بوس کوتاه به من سلامداد . از اون طرف خیلی حال کردم که هومن همچینتیپی داره . یه مردی قدکوتاه و طاس با دماغی استخونی و چهره ایمعمولی که حس کردم نازنین فقط بهخاطر پولشه که زنش شده .. فرانک ماتش برده بود. فکر کنم انتظار یه مرد خوشتیپی رو داشت .. خوش و بش ها رو کردیم و شاممختصری هم خوریم . حس می کردم نازنین خیلی خوشحاله . اونا می گفتند کهایناولین تجربه ضربدریشونه .. بعداز شام رفتیم به یه اتاقی که اگه بگم پنجاهمتر زیر بناش بود اغراق نگفتم. یه تخت شیک و مدرنی هم در این اتاق قرارداشت که فکر کنم هشت نفر راحت میتونستن روش بخوابن .. هومن و نازنین با اینکه می گفتن اولین تجربه سکس غیرخودشونه ولی خیلی راحت لباساشونو در آوردن..فرانکی شیر کش و پلنگ کش ماتشبرده بود .. منم لباسامو در آوردم . ما مرداحالا فقط یه شورت پامون بود . نازنین هم یه لباس خواب توری لیمویی رنگ بهتنش کرده بود که اون زیر شورت وسوتین مشکی و فانتزیشو خیلی زیبا نشون میداد . پوست بدنش از سپیدی برق میزد .. ولی برق چشای خوشگلش بیشتر بود . کیرم بهطرز وحشتناکی اومده بود جلو.. هومن به کیر ورم کرده من زل زده یه نگاهی بهزنش انداخت و گفت ..
-ببینم نازنین جون چیکار می کنی . تو کههمش آرزو داشتی با یکی غیر منحال کنی .. و یه کیر کلفت تر بخوری می تونیجوابگوی وحید خان ما باشی یا نه؟ پیش مهمون ما شرمنده مون نکنی ..
-دشمنت شرمنده باشه آقا هومن . فدات شم که اگهدنیارو بگردم شوهری به خوبیتو گیرم نمیاد .هومن مثل خر کیف می کرد . یه نگاهی به فرانکانداختم و رفتم نزدیکش .. آرومبهش گفتم عزیزم تو نمی خوای لباساتودر آری ؟یه جوری لبامو ورچیدم که یعنیعزیزم تو آبرومونونبر دیگه.
-باشه .. ولی تو این کارو بکن .. من نمی دونم .آخه عادت ندارم .
-مگه ما عادت داریم ؟ دیگه اومدیم یه حالیبکنیم و یه تنوعی به زندگیمونبدیم . چقدر اسیر قید و بند های اجتماعیباشیم ؟ هر چند سپردن فرانک به دست یک مرد غریبهواسم غریب می نمود و دلم نمیومدولی نمی دونم چرا یهو این مثال یادم اومد کهمی تونستم از زبون هومن بیانکنم .. اسبو دادم خر گرفتم از خوشحالی پرگرفتم … آدم زن به اون توپی وخوشگلی و خوش اندامی داره و میاد یه پلهپایین تر ؟ همین مثالو میشه بهنحوی از زبون زنم فرانک بیان کرد .. آخه من دراین جا حکم مرد بر تر روداشتم . فرانک خودشو کمی جمع و جور کرد . ولیمن واسه این که دیگه کاروتمومش کنم و یه وقتی زنم وسط کار دبه درنیاره .. حتی شورت و سوتینشو درآوردم .. فرانک دو تا کف دستشو گذاشت جلوی کسشو گفت ایییییییی ایییییشششششداری چیکار می کنی وحید .. بده .. زشته .. ما روداری سه تایی مون شکممونوداشتیم و از خنده روده بر شدیم . فرانک همفهمید که سوتی داده من و نازنین رفتیم یه سمتتخت و هومن و زن من رفتن به سمت دیگه اش ..خوشماومده بود . فرانک اصلا کیف نمی کرد .. دیگهرودر بایستی با فرانک رو کنارگذاشتم . می دونستم که دیگه اون حرف بزن نیست. باید نشون می دادم که منممی تونم حال کنم و لذت ببرم . نازنین به دمررو تحت افتاده بود .. کونبرجسته اش زیبایی خاصی به اون محیط بخشیدهبود . زیبایی از این نظر کهمنوبه اوج هوس رسونده بود . سعی کردم به سمتچپم نگاه نکنم و حواسم پرتنشه .. توجهم فقط به کار خودم باشه . لباس خوابنازنین رو دادم بالا .. واونو از سرش در آوردم . سوتینشو باز کردم .لبامو گذاشتم رو شونه هاش ..
-عزیزم خیلی خوشگلی و آبدار ..
– نشون بده که چقدر تشنه ای وحید ..
-مگه نمیبینی. ؟ حسش کن . حسش کن ..
-فقط از نگات ؟ لمسم کن . لمسم کن .. انگشتامو روی پوست لطیف و پشتش می کشیدم ..حالا نوبت شورت فانتزیش بود کهاونو از پاش در آرم . تصادفا سرمو بر گردوندمبه طرف چپ … هومن هم منودید و یه چشمکی بهم زد که معناش این بود کهزنشو سر حال کنم و تا این جایکارم خوب بوده .. من که هنوز کاری نکرده بودمولی می تونست بفهمه که روحیهزنش چقدر شاده .. با دندونام چند بار شورتنازنین رو کشیدم پایین و زبونمواز نوک و از پهنا کشیدم رو کونش . جفت دستامورو کونش گذاشته و پس از بازکردن شکافش زبونمو اون وسط به حرکت در آوردم..
-اووووووههههههه وحید .. وحید .. من کیر میخوام .. من کیر می خوام .. از سمت چپ فقط صدای هومن چهل و پنج ساله رومی شنیدم که به فرانک می گفت چهکس تنگی داری ! چه کس تنگی داری .. یه نگاهی بهکس سفید و تپل و برقانداخته نازنین انداختم . درسته که کس اونگشاد تر از کس فرانک بود ولی بههیکلش میومد و اینو هم باید در نظر داشت کهنازنین هفده سال بزرگ تر از فرانکبود . نازنین رو کرد . شورت منو در آورد .. حالادو تایی مون کاملا لختبودیم . اون طرف کیر شق شده هومن و هم می دیدمکه فرانک خیلی خونسرد دستشودورش لول کرده بود . و با کیرش بازی می کرد .نازنین هیجان زده کیر منو گرفتبه دهنش هومن : آقا وحید خیلی خوش شانسی .. ماباید لفظی بدیم تا ایننازنین کیر ما رو ساک بزنه .. یه نگاهی به فرانک انداختم ولی اون نگاهشمتوجه من نبود .. با این حالگفتم فدات آقا هومن فرانک هم خیلی خونگرمه وبا حال ساک می زنه .. دیگه فرانکهم شروع کرد به ساک زدن … نازنین در حال ساکزدن کیر من بود که ازشخواستم یه استیل سگی به خودش بگیره .. چون کیرمن هوس کس و کون داشت .کیرمو از همون پشت کر دمش توی کس نازنین …
-آخخخخخخخخ آخخخخخخخ کسسسسسسم کسسسسسسم .. هومن کف می زد ..
نازنین : هومن تو به فرانک برس .. بهش حال بده .که بازم خوشش بیاد و بیاداین جا … حواست به منه ؟هومن : عزیزم لذت می برم می بینم این جور داریحال می کنی .. منم خیلی خوشممیومد .. سوراخ کون نازنین هم به من چشمک می زد . پهلوهای پر نازنین .. شونه های تپل.. کمر یکدستش .. و موهای خوشگلی که پشت سرشجمعشون کرده بود .. چقدر ازاستیل کیرم در ترکیب با کون گنده اون خوشممیومد که حداقل پونزده سانت ازکیرمو می کردم توی کسش و همونو می کشیدمبیرون .. خیلی بهم حال می داد ..از اون طرف تازه ناله های خفبف فرانک رو میشنیدم که از هومن می خواست اونومحکم تر بکنه . از بس اونو با کیر کلفت گاییدهبودم کیر هومن کم آورده بود. ولی می دونستم به خاطر تنوع هم که شده دارهحال می کنه .. نازنین از عقبکونشو به سمت کیر من می فرستاد و من هم کیرموبه سمت جلو پرت می کردم ..
-بکش بیرون .. بکش بیرون ..کیرمو کشیدم بیرون .. فکر کردم دردش گرفتهولی نازنین با کف دستش چند بارکوبید به کسش و آب کسش با فشار خالی شد ..
-اووووووففففف چقدر مزه داره کیف داره ..جووووووون جوووووووووونجووووووووون .. طاقباز کرد و ازم خواست که کیرمو از رو بروبکنم توی کسش .. بغلم کرد محکممنو به خودش فشرد .. کیرم طوری طوی کسش قفلشده بود که تکون بخور نبود ..دیگه کیرم به حد انفجار و فوران رسیده مثلکوه آتشفشان مواد مذابشو ریختبیرون . آبم توی کس نازنین خالی شد ..اون طرفهومن حرکات مختلفی رو روی زنمپیاده می کرد . دیدم داره کس زنمو لیس می زنه..
-آههههههه هومن .. ارضام کن .. نزدیک شدما ..اوووووفففففف ..دستاش رو سر طاس هومن قرار داشت .. دیگه سر پرموی من نبود که موهامو بکشهو هوسشو کنترل کنه .. نازنین اسیر کیر من شده بود ..
-بگو چی می خوای ..ونویه دور بر گردوندم .. دمرش کردم . دستموگذاشتم زیر کمرش و اونو آوردمبالا . خیسی کس نازنین رو به روی کونش کشیدهو کیرمو گذاشتم روی کونش .. سینه های درشت نازنین رو هم آروم آروم چنگشمی گرفتم تا اون درد کمتری رودر ناحیه کونش حس کنه .. صدای فرانک رو میشنیدم که به هومن می گفت تو چراحواست به اون طرفه حالا شوهرم داره تو کونزنت می کنه .. بذار بکنه .. توبه کار خودت برس .. از وحید بی غیرت یاد بگیرکه اصلا در بند من و تو نیست. حالتو بکن …خوشم میومد حرص خوردن فرانک رو می دیدم . بهزحمت نصف کیرمو کردم توی کوننازنین .. روحم , جونم , عمرم تازه شد . حالکردم . زندگی و تنوع و عشق وهوس به این میگن . خوراک واقعی کیر من همیننازنین جون بود .. قشنگ به قالببر جسته کونش نگاه کرده و واقعا چی درست کردهبود این نازنین .. داشتم خوببه دو تا قاچ و برش کونش نگاه می کردم کهببینم چه جالبه که کاملا یهاندازه اند . هر چند مال بقیه هم همینه ولیفقط دوست داشتم نگاش کنم .کیرمو می کشیدم عقب و سوراخ کونش باز تر میشد کیررو به سمت جلو حرکت داده بسته شدن سوراخو می دیدم.. چه صحنه های پرشکوهی .. لذت بخش .. اعصابموآروم می کرد . نازنین با کف دستش مرتب می زدبه کسش .. من انگشتامو فرو کردمتوی کس نازنین و با حرکات سریعم اونو ارگاسمش کردم و این بار توی کونش خالیکردم .. اون طرف دیدم هومن و فرانک همچنانمشغولن .. و هومن رو سینه هایفرانک خالی کرده .. .. خوشحال شدم که توی کسشخالی نکرد . با این که زنشوحسابی کرده بودم ولی نمی دونم چرا دوستنداشتم توی کس فرانک خالی کنه ..فرانک لباشو ور چیده بود و با اشاره طوری کههومن و نازنین نفهمن بهم گفت کهبرم سمتش . انگار تازه قدر کیر منو فهمیدهبود .. هومن نتونسته بود ارضاشکنه . منم حالیش کردم که زشته . الان دیگههومن همه کاره و اختبار دار اونه.. ولی واسه این که بعدا رفتیم خونه رو من منت نذاره گفتم آقا هومن اگه ایرادی نداره یه سکس دو به یک هم داشته باشیم..
نازنین : من حوصله کیر شوهرمو ندارم . تو بروطرف زنت . ولی باید قول بدی که جون داشته باشی و بازم بیای طرف من .. ..
رفتم زیر زنم فرانک دراز کشیدم و اون اومد رو کیرم نشست ..
-آخخخخخخ آخیشششش .. اووووووففففففف .. داغ کرده بود و چاره درد و داغی اون کیر منبود … هومن هم رفت یه کرمآورد و مالوند به سوراخ کون زنم و کیرشو فروکرد توی کون فرانک . از اونجایی که فرانک به من کون داده بود تونست کیرهومن رو تحمل کنه ..
-جاااااااان .. فدات شم ..نازنین هم با لذت اومده بود جلو و صحنهگاییده شدن زنم توسط دو تا کیر رو بهخوبی ورانداز می کرد .. فرانک لباشو گذاشتهبود رو لبام و منم به سرعت میکردمش . می خواستم نشونش بدم که باید قدر کیرمنو بدونه . حس کردم که ارضاشده .. چون از دو طرف کسش یه مایعی در حالبیرون ریختن بود .. آب کیرهومنو دیدم که داره یواش یواش میاد پایین .اون توی کون فرانک خالی کردهکیرشو کشیده بود بیرون .. ولی زنم از من آب میخواست . کسش تشنه بود .نازنین شیره منو کشیده بود ولی به خودم فشارآوردم تا چند قطره ای رو توی کسفرانک خالی کردم .. فکر می کردم فرانک دیگهعادت کنه به سکس ضربدری و زوجهایدیگه ای رو هم بیاریم روی خط ..ولی ته دلمدیگه راضی نبودم . این دفعه روشانس آوردم که این جوری شد و در واقع منبیشتر حال کردم ولی بعدا چی ؟ آیامی تونستم جنبه شو داشته باشم ؟ خوشبختانهفرانک با من هم عقیده بود که دوراین چیزا رو قلم بگیریم .. ولی بدون این کهبهش بگم من و نازنین رابطهخودمونوادامه دادیم . هومن هم در جریان بود .طبعش زیاد گرم نبود و همین کهیکی باشه که به زنش حال بده و طوری اونو بکنهکه سر حال باشه و به جونش غرنزنه واسش یه دنیا ارزش داشت . تازه کلی همهوامو داشت و منت منو هم میکشید که زنشو بکنم .. چیکار کنم دیگه مرخصی استحقاقی واسه همچین موقع هایی به درد ما مردا می خوره که بتونیم زنا مونو دور بزنیم.

نوشته: سایلار

Leave a Comment