Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
عشق بازی با زندگیم تو پارک - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

عشق بازی با زندگیم تو پارک

سلام من اسمم الی ١۶ سالمه تو کرج زندگی میکنم دوم دبیرستانم از خاطرم با عشقم میگم. منو امیر باهم دوستیم تقریبا سه ساله با همیم یعنی امیر خیلی مهربونه و کلی همو دوس داریم مادرمم میدونه و خانواده اونم همه چیو میدونن.میرم سر اصل قضیه منو امیر سال اول رفاقتمون فقط در حد بوس بود رابطمون بعد کم کم لب گرفتنو سینه و یه بارم کسمو مالوند.من بعد از اینکه بابام جریانه امیرو فهمید بیرون رفتنام محدود شد و فقط کلاس میرفتم و باشگاه و کم همو میدیدیم بلاخره پیچوندمو رفتیم سفره خونه باهم قلیون کشیدیم من تو بغل بودم کادو خریده بودیم اونارو دادیم بعد گفت بریم پارک چون زمستون بود تو پارک به جز باغبون کسی نبود. رفتیم یه بوته پیدا کردیم نشستیم پششتش که کاملا از زمین بازی دید داشت ولی خیابون بسته بودچون تو زمین بازی کسی نبود و خلوت بود ما راحت بودیم چند بار تو حرفای سکسیمون ازم خواسته بود دوباره کسمو بماله و بهم حال بده مثل همیشه رفتم تو بغلش و لب بازی عاشقونمون شروع شد بعد اومد رو گردنم منم که خیلی حساس اکثر دخترا حساسن رو گردن بعد همون موقع ک ررو گردنم بود دستش رفت سمت شلوارمو واسه منم که زده بود بالا ولی الکی گفتم امیر نکن ولی به کارش ادامه داد بعد دستشو کرد تو شرتمو کسمو مالوند اول چوچولمو مالوند بعد رفت پایین تر منم یه دستم رو گردنش بود اه و ناله میکردم اونم حال میکردوقتی دستش میخورد به چوچولم بیشتر اه میکشیدم حال میکردم اونم فهمیده تند تند با دوتا انگشتش واسم میممالوند احساس کردم تنم میخواد بلرزه و ابم بیاد گفتم دستشو برداره گفت نه میخوام ارضا شی گفتم اینجا نه دوس دارم تو خونه خودمون با یه سکس درست حسابی ابم بیادد گفت سینه هاتو میخورم از لای پالتوم سینه هامو دراورد حسابی خورد بعد لب بازی تو بغلش حرف زدیم باهم بعدا میگفت فقط دوس دارم تو حال کنیو وقتی تو بغل خودم اه و ناله میکنی خیلی خوبه و حس میکنم مال خوده خودمی. بچه ها منو امیر مشکلی داریم و شاید بهم نرسیم به دلیل وضع مالیشون که یکم از ما بدتره و باباش ک یه مشکلی داره خانوادم راضی نمیشن احتمالا دعا کنید بهم برسییم چون دیوونه وار همو میخوایم امیرم عکسمو و اسممو تتو کرده رو بدنش خواهش میکنم دعا کنید

نوشته: الی

Leave a Comment