Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
عشق و دیگر هیچ - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

عشق و دیگر هیچ

دلم مي خواست فقط بشينم و نگاش كنم با اون ماكسي سبز و آرايش مليح و مدلي كه كه به موهاش داده بود چيزي از يه فرشته كم نداشت همه چيز خيلي ايده آل تر از اون بود كه بخواد واقعي باشه طرح اندام قشنگش، چشاي معصومش كه با شرمي آميخته به تمنا نگاهم مي كرد،لبخند شيريني كه به لب داشت موسيقي ملايم والس، بيشتر به رويا شبيه بود. نزديك رفتم دست راستم رو زير چونه اش گذاشتم و سرش رو بلند كردم با ناز توي چشام نگاه كرد. عطر تنش و داغي نفسش كه ديگه نمي تونست رويا باشه؟! و صداش كه توي گوشم پيچيد.
– آرش !
– جان آرش!
– تا حالا بهت گفته بودم چقد دوست دارم؟
– بيشتراز هزار بار ولي بازم بگو!
– دوست دارم پيشونيش رو بوسيدم يه آن همه خاطرات اين دو سال از ذهنم گذشت مث اينكه اونم داشت به همين فكر مي كرد چون يه قطره اشك از چشمش سرا زير شد چشمش رو بوسيدم و با لبم قطره اشك رو تعقيب كردم تا نتونه بچكه روي زمين. قطره اشك منو به جاي خوبي هدايت كرد لبم از رو گونه اش لغزيد روي لبش. نفسم بند اومده بود. دستش رو دور گردنم حلقه كرد و خودش رو رها كرد و چشاشو بست. كشوندمش سمت خودم و همون جور كه مي بوسيدمش بناگوشش رو نوازش كردم دستم لابه لاي موهاي نرم و خوش حالتش مي لغزيد و اون لحظه به لحظه رام تر مي شد و خودشو بيشتر به من مي چسبوند. نرمي سينه هاشو روي سينه ام حس مي كردم دلم مي خواست با اين تن نرم و تپنده يكي بشم . براي همين برش گردوندم زيپ ماكسيش رو باز كردم سر شونه اش رو آزاد كردم لباسش افتاد يادم اومد كه اون شب تو اون لباس تنگ چقد اذيت شده و خسته است برا همين شروع كردم يه كم شونه هاشو ماساژ دادم و چسبوندمش به خودم اژدهاي خفته داشت بيدار ميشد. پوست تنش هلويي شد منم موهام سيخ شد واي چه لذت نابي ! ديگه طاقت نياوردم مي خواستم تو لباس مهتاب ببينمش ازش فاصله گرفتم خودش فهميد و چرخيد طرفم واي كه تو اون لباس زير ست سبز چه شكلي شده بود انگار پيكر نازش رو از مرمر تراشيده بودن و با زمرد تزيين كرده بودن نمي تونستم چشم ازش بردارم اونم فهميده بود واسه همين يه چرخ زد و يه جام شراب قرمز برام ريخت و به دستم داد. ياد روز اول افتادم كه با اون موهاي شرابي و چهره وحشيش منو مسحور خودش كرده بود. يه دفعه با همه وجودم اونو خواستم و بي تاب شدم. دستم رو روي شونه اش گذاشتم. رقص والس رو خودش بهم ياد داده بود. يك دو سه … يك دو سه. شعر مولانا برام مجسم شد: يك دست جام باده و يك دست جعد يار رقصي چنين ميانه ميدانم آرزوست به سلامتي هم شراب نوشيديم و دوباره در هم تنيديم . با عطش و تمنا همديگه رو مي بوسيديم و مي بوييديم و لمس مي كرديم از بناگوشش شروع كردم . عادت داشت عطر ملايمش رو روي شاهرگش مي ريخت تا با نوسان نبضش توي هوا بپيچه . ديوانه وار گردنش رو مي خوردم چونه اش و لبشو تمام صورتش رو. اون از من بي تاب تر بود. گره كراواتم رو شل كردو از سرم باز كرد و شروع به باز كردن دكمه هام كرد. منم همزمان خودم رو از شر شلوار خلاص كردم. سوتينش رو باز كردم و سرم رو گذاشتم روي سينه اش آروم با سينه هاش بازي مي كردم ناله كرد محكم تر… چنگ بزن… بخورشون. شروع به خوردن كردم و با يه دست موهاشو نوازش مي كردم و با يه دست ديگه آروم رفتم پايين شكم صافش رو نوازش كردم و رفتم پايين تر شورتش خيس خيس بود دستم رو به زور كردم توش و كس نازش رو نوازش كردم شورتش رو در آورد تا دست من راحت بتونه با كسش بازي كنه شورت من رو هم در آورد كيرم آزاد شد و زد بيرون. برق وحشت رو تو چشاش ديدم. گفتم نترس هواتو دارم. ديگه حايلي بينمون نبود جز نفسامون كه با هم قاطي شده بود. بين زانو هاش نشستم سرم رو پايين آوردم وشروع به خوردن كسش كردم . با ولع تمام آبش رو مي مكيدم و با زبونم توي كسش بازي مي كردم ناله اش شديد شد. با صداي ناله اش من بيشتر تحريك شدم و محكمتر بلعيدمش خوشش اومد براي همكاري باسنش رو آورده بود بالا روي دستاش تكيه داده بود درست مث يه پل . كيرم رو آوردم جلو قاپيد كه ساك بزنه گفتم نه فقط بوس.اونم نامردي نكردو از سرشروع كرد به بوسيدن انگار مي خواست با بوسه هاش كيرم رو اندازه بگيره . كيرم رو گذاشتم روي كسش كه اب ازش مي چكيد و شالاپ شولوپ زدم دم كسش خنده اش گرفته بود يه كم بازي بازي دادم آخرش دلم نيومد دوباره شروع به ليسيدن كسش كردم با ولع بيشتر يه دفعه برا چند ثانه لرزيد و آروم گرفت. فهميدم ارضا شده ولي من هنوز مونده بود تا ارضا بشم. يه فكري كردم بغلش كردم بردم تو حمام. وان رو آب كردم و نشوندمش تو دامنم توي وان و شروع كردم بازي كردن روي كيرم آروم قرار نداشت به هر وسيله اي بود سعي مي كرد با تماس بدنش با كيرم بهم حال بده نيم ساعتي مدلاي مختلف با هم بازي كرديم تا بالاخره طاقت نياورد و شروع كرد ساك زدن تا اينكه ارضا شدم آبم رو پاشيدم روي سينه هاش . تو اين فاصله اون دو بار ديگه هم ارضا شده بود… خيلي لوس بود مي دونم از همون اول فهميديد كه من يه زنم ولي چي مي شد همه مردا يه كم شاعرانه تر و عاشقانه تر سكس كنند؟ برا سكس عجله نكنند … اول اطلاعاتشون رو بالا ببرن… ايجاد صميميت كنند و … شوهر من توي دوران نامزدي وقتي هنوز با هم هيچ صميميتي نداشتيم وحشيانه سكس رو شروع كرد و منو از سكس زده كرد من كه يه دختر داغي بودم الان احساس مي كنم كه اعصاب لامسه پوستم كار نمي كنن و هيچ حسي ندارم با اينكه دلم پر از تمناست …به اميد روزي كه هيچ زني مورد تجاوز قرار نگيره بخصوص از طرف شوهرش…

نوشته: ترانه

Leave a Comment