Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
لز من و شبنم - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

لز من و شبنم

سلام . این داستانی رو که براتون گذاشتم مربوط به چند ماه پیش هست که منو شبنم با هم بودیم. من تمنا 24 ساله با قد 173 و سایز سینه هام هم70 هستش. من دانشجو هستم و توی دانشگاه با یک دختر که اهل یک شهر دیگه بود آشنا شدم . اسمش شبنم هست و همم قدهای خودم ولی سایز سینه هاش 75 هست. شبنم خیلی با همه صمیمی نمیشه آخه وقتی میدیدم با بچه های کلاس خیلی کنار نمیاد برام عجیب بود گفتم شاید مشکلی داره ولی وقتی باهاش آشنا شدم و صمیمی دیدم نه اینجور نیست خیلی هم بچه خونگرم و خاکی هست. دوسال هست کهمنو شنیم با هم دوست هستیم . شبنم اهل رشت هست و هر هفته باید میرفت رشت پیش خانواده . چندبار هم من رفتم خونشون و چندروزی هم مهمانشون بودم من اکثر شهر هارو میرم چون خانواده محدودم نمیکنن. امتحانای دانشگاه رو دادیم تصمیم گرفتم یه سفر برای تغییر روحیه داشته باشم . با اصرار های شبنم یک هفته رفتم رشت و با هم حرکت کردیم و همه ی مسیر را هم خودم رانندگی کردم وقتی رسیدیم دیگه نا نداشتم سریع رفتم توی اتاق شبنم و با اصرارهای اون من روی تخت شبنم خوابیدم و خودش هم روی زنین خوابیده بود . بعد از یک هفته برگشتم تهران . 10 روز بعدش شبنم با من تماس گرفت و گفت مهمان نمیخوای و گفتم چطور گفت یه کاری تهران دارم میخوام بیام ببینمت خیلی خوشحال شدم اومدو با کلی اصرار نگهش داشتم که این چندروز خونمون بمونه. چند بار با شبنم در مورد سکس و لز و اینجور چیزا صحبت کرده بودم . این دفعه خانوادم رفته بودن مسافرت خارج از کشور و من و شبنم توی خونه تنها بودیم. دو روز اول شنیم مدام میرفت بیرون و به کاراش میرسید . بعدش که دیگه بیکار بود موند خونه پیشم نشسته بودیم پیش هم و در مورد موضوعات مختلف حرف می زدیم. شبنم گفت که تمنا تو دوست داری ازدواج کنی گفتم برای چی گفت آخه بعضی از دخترا دوست ندارن و بعضی ها هم می ترسن. گفتم من که بهش هم فکر نمیکنم. همینجوری ادامه داد تا رسید به موضوع سکس و لز گفت من دوست دارم لز رو تجربه کنم خیلی عجیب بود آخه اولین بار بود که انقد راحت حرفشو میزد . گفتم برای منم جالبه . دیگه هیچی نگفت و تلویزیون رو روشن کردم رو یکی از کانال ها که داشت آهنگ منصور رو پخش میکرد یک فعه دیدم شبنم چسبیده بهم صورتشو آورد جو فهمیدم قصدش چیه بلند شدم که این اتفاق نیفته کهدستمو محکم گرفتو بلند شدو جلوم ایستاد منم صورتنو برگردوندم که یه دفعه با یک دستش صورتمو گرفت و با یک دست دیگش سینمو گرفت توی دستش. دیگه داشتم از خود بیخود میشدم اما مقاومت می کردم لباش که گداشت رو لبام دیگه نتونستن مقاومت کنم . داشتم همراهیش می کردم لبام با ولع تمام میخورد و با دساش هم سینمو میمالید. صورتشو برد عقب اوندم که برم هلم داد افتادم رو کاناپه افتاد روم دوباره لب می گرفت همان حین هم دکمه های پیرهنمو باز می کرد . وقتی همرو باز کرد گردنمو گوشمو لیس میزد و میامد پایین تر شروع کرد به خوردن سینه هام منم دیگه داشتم حال می کردم . نفسان تند شده بود و تندتر میشد .
-آهههههههههههه شبنم
-جونننننننن شبنم سرشو آورد بالا و باز لب گرفتیم از هم . منم تاپشو در آوردم و گردنشو میخوردم . بعدش گوشش رو بعد کم کم اومدم پایین یه نگاه به سینه هاش انداختم اونرنگ قهوه ای که روش بود داشت باهام حرف میزد ومنم زبونمو کشیدم روش شبنم آهش بلند شده بود میگفت آهههههههههههههه انقد حشری شده بودن که دیگه نتونستم دووم بیارن و شروع کردم به خوردن سینه هاش تا میتونستم خودم و هر از گاهی هم یه دندون کوچیک می گرفتم حالش خوب نبود از چشمای خمارش معلوم بود منو انداخت و خودش اومد رومو شلوارمو از پام در آرود و دستشو کشید رو کسم آههه کوچیک کشیدمو از روی شرتم یکم کسمو لیس زد سریع شورتمو درآورد و پاهام و از هم باز کرد و آورد بالا دستشو لای چاک کسم می کشید .
-آههههههه واییییییییییی
-اییییی جووووووووووننن
-شبنم همشو بخور دارم دیوونه میشم
-باشه عشقم همش ماله خودمه ترایبشو میدم
-دارم میمیرم آههههههههههههههههههه شبنم هم همشو نیخورد و تند تند زبونشو لای کسم می کشید داشتن لذت میبردم تو آسمونا بودم تند تر میلیسید که یه دفعه ارضا شدم بعدش من شروع کردم یه دامن کوتاه پاش بود زدنش بالا و شوراشو سریع از پاش در آوردم شروع کردن به لیس زدت خبلی آروم و خیلی هم طولش میدادم که دوونه تر بشه حالش و بدتر کرده بودم سرمو به سمت کسش فشار میداد که بخورم منم اذیتش می کردن . بعدش خوردمش یکم تف انداختن روش و با دستم وسطش رو میمالیدم بعدش که یکم لیز شد شروع کردم به خوردن تند تند میخوردمو صدای شبنم هم بلند تر نیشد آهههههههههههههههههههههههههه. اووووههههههههههههههههههههههه تمنا بخورش بخورش دارن میمیرم
-عشقم دیگه اینو نگیا منم ول کردم دیگه ادامه ندادم که گفت باشه و ادامه دادم زبونمو گذاشتم لای کس گرم و داغش تند تند میچرخوندمو دیگه برش نداشتم تا یکم بره تو آسمونا جیغ میکشید از لذت و همه ی خونه رو صداش پر کرده بود . دستمو خیس کردن و کشیدم لای کسش و تند تند دورانی می چرخوندم داشت دیوونه تر میشد انقد تند میچرخوندم که یه دفعه ارضا شدو آبش ریختبیرون همشو خوردم و بلند شدم و یه لب از هم گرفتیم و رفتم حمام بعد از اون یه بار دیگه لز داشتیم اما سه نفره اگه این داستان خوب بود بگید تا اونو هم بذارم.

نوشته: تمنا

Leave a Comment