Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
لیسیدن کس مادرزن - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

لیسیدن کس مادرزن

مادرزنم خیلی دوسم داره.. منم عاشقشم.. یه زن مانکن با چهره سکسی دو سه سالی هست با نگاه سکسی به هم نگاه میکنیم هر جا توی خلوت زمانی گیر میاریم یه دل سیر ماچ و بوسه و مالش … کم نمیذاریم .

این خاطره روزیه که اولین بار لبام به کوسش خورد ….عصر یه روز توی خونشون بودیم که یهو صدام کرد و گفت میای کمکم انباری رو یه کم جابه جا کنیم . پدر زنم و زنم هم بودند گفتم باشه اون روز لباشو خیلی روژ زده بود شهوت آور بود رفتیم توی انباری زنم و بابش هم توی خونه موندن از در که رفتیم داخل سفت بغل کردیم فشار وای چه بدنی داشت از ترس اومدن اهل خونه باید حواسمون جمع می بود البته واقعا کار داشت توی انباری یه خورده وسایل رو جابه جا کردیم نمی دونید وقتی جلوم خم و راست میشد چی حالی میشدم با شلوار چسبون آبیش دیگه طاقت نیاوردم همینطور که خم بود وکار میکرد چسبیدم بهش گفت وای عزیزم یواش مواظب باش کسی‌ نیاد…

 

من که کیرم از روی شلوارم کاملا حس میشد گذاشتمش لای قلمبه های باسنش اخ گرم بود چه حسی داد با دستام اروم کونشو می مالوندم اونم کمرشو یواش قرمیداد و مشغول کارش بود. نشستم پشتش وای عطر کوسش مست میکرد از روی شلوارش هم حس میشد لیسیدم لاشو ایستاد و اسممو صدا کرد گفتم جانم گفت الان یکی میاد حالمو خراب نکن گفتم عسلم فقط یه بار …توچشام خوند ولی میترسید اگه کسی میومد وایییییی…نذاشتم فکرشو ادامه بده یواش شلوارشو پایین کشیدم قلمبه ی کسش هنوز جلوی چشمامه شورتشو زدم کنار و زبونمو لاش کردم اخ چه مزه ای داد لیسیدن یواشکی کوس مادرزنم البته زود تمومش کردیم و رفتیم که کسی شک نکنه …البته بعدا تو همون انباریی اولی‌ سکسمونو کردیم که اونم به زودی براتون تعریف می‌کنم. خاطره ش هیچ وقت یادم نمیره..

نوشته: ؟

 

Leave a Comment