Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
لیسیدن کون گنده مامان ناهید - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

لیسیدن کون گنده مامان ناهید

سلام. می خواستم براتون داستان که نمیشه گفت خاطره سکسمو با مامان که اسمش ناهیده و 47 سالشه تعریف کنم. اولش گفتم که کسانی که نمیخان نخونن. به نظر دیگران احترام بزارید. من کوروش هستم و 27 سالمه شروع این خاطره واسه تقریبا 7ماه پیش میشه. مامان ناهید من یه زن جا افتاده و سکسیه با قد 168 سانت و حدود 77-78 کیلو وزن که یه هیکل تقریبا تپل، سکسی و خوشگل داره، یه هیکلی که فقط کسایی که با زنای میانسال کاربلد سکس کردن قدراین هیکل رو میدونن. عین یه سیب رسیده و شیرین هستند. مامانم خیلی خوشگله و چهرش کیر آدمو راست میکنه. همسن خودش به نظر میاد. اون لبای قلوه ای و اون دماغ کشیده حسابی تحریک کننده است و چهره زیباش رو متمایز و شهوت انگیز میکنه. واقعا چهره بعضی از زنها قبل از آنکه زیبا به نظر بیاد سکسی و تجریک آمیز دیده میشه حالا مامانم دیگه اوووف. هیکل مامانم خیلی شهوت انگیزه، سینه های بزرگ سایز 85 ، رونای تپل و یه کون گنده که گل سر سبد جاذبه های سکسی هیکلش محسوب میشه. یه کون گنده و پهن که خودم نزدیک ترین کشته و مرده شم. مامان ناهید خوشگل من به اقتضای سنش شکمم داره که من عاشقشم چون خیلی اون رو سکسی تر و جذاب تره کرده به نظر من. البته بیشتر زنای ایرانی شکم دارن اما شکم شل ضد حاله. در حالی که شکم مامان من قربونش برم در عین برجستگی و بزرگی اما سفت و گرده، خیلی زیبا ست شکمی که گرد و برآمده باشه چربی شل نداشته باشه و پوستش کشیده باشه اوفففف. همیشه برای من شکم مامان ناهیدم جذاب بوده حتی قبل از اینکه نظر بهش داشته باشم. نمیخام زیاد حرف بزنم اما قضیه شروع سکس من با مامان خیلی مفصله که اصلا حوصله و زمانش نیست اما خلاصه داستانش این میشه که بابای من 5 ساله دوباره ازدواج کرده و حدودا ماهی دو سه بار میاد سر میزنه به مامانم. بعد از لو رفتن قضیه ازدواج اون از سه سال پیش تا حالا رابطه شون با مامانم داغونه اما خب از هم طلاق نگرفتن چون مامانم ملاحظات خودشو مبکنه که یکی ار اونا مسایل مالیه. بابام بیشتر وقتایی که میاد به خاطر من و خواهرم میاد و گاهی شب ها هم میمونه که مامانم عین به غریبه باهاش رفتار میکنه و رسمی برخورد میکنه. البته من بابام خیلی رفیقم ولی جلوی مامانم لو نمیدم تا شاکی نشه. قضیه سکس برمیگرده به اینکه من زن باز خفنی هستم و سکس های زیادی داشتم و خیلی وقت هم هست داستانای سکسی خانوادگی میخونم از زمان سایت آویزون. . و کم کم نسیت به مامانم حس سکسی پیدا کردم . از شش سال پبش علاقه عجیبی به شورتای مامانم پیدا کرده بودم. شاید بعضی از پسرا بدونن من چی میگم عاشق بو کشیدن و لمسشون بودم همیشه مواقعی که میشد و مامانم خونه نبود میرفتم سر کشو لباس زیراش و حسابی با شورتاش حال میکردم. شورتای مامانم زیاد بودن و هر چند ماه باز یه تعدادی بهشون اصافه میشد و قدیمی ترها رو کمتر استفاده میکرد. منم میرفتم سراغ شورتای خوشگل پارسالی و از بین اونا یکی دو تا از سکسی تریناشو برمیداشتم میزاشتم توی کمدم و باهاشون حال میکردم. عاشق شورتای توری سیاه و قرمزش بودم البته از هر مدلی ازش داشتم. توری لاکونی، ساده اسلیپ و چون کون مامانم خیلی گنده بود سایز شورتاش هم بزرگ بود که باعث میشد بیشتر حشری بشم تصور دیدن کون گنده مامانم توی اون شورتها زنانه دیوانه کننده بود . مامانم هرسال دمای عید لباس زیرای قدیمیش رو دور میریخت و هیچ وقت متوجه نمیشد که بعضی هاشون نیستن. شورتای سکسی و بزرگی که با کون گنده و گوشتی مامانم در تماس بودند و یه مدت لای کونش رفته بودند. اوفففف الانم که مینویسم و یادشون می افتم تحریک میشم. البته دوباری هم مامانم لخت با شورت دیده بودم تصادفی، وقتایی که از حموم میومد و من اتاقک خواب بودم مثلا. خیلی کونش گنده ست واقعا حرف نداره. وقتی تو خونه شلوار میپوشید که دیگه دیوونه میشدم. این اواخر هم شلوارهای استرج و نخی تنگ خیلی میپوشید منم یواشکی با موبایل از کون گنده ش تو حالتهای مختلف عکس میگرفتم رو لب تاپ م نگاه میکردم. واقعا کون گوشتیش و گنده ش حرف نداشت. وقتی بلوز ای تنگ میپوشید اون شکم سکسی و برآمده حسابی خودنمایی می کرد می ترکیدم وقتی هیکلشو رو میدیدم دلم میخاست تمام هیکلشو بخورم و با سر برم تو کون گنده مامانم و حسابی لیسش بزنم. هیکلش با زنایی که قبلا سکس داشتم فرق داشت رسیده تر، گوشتی تر و خواستنی تر بود. اصلا وقتی خوب فکر می کنم می بینم به خاطر علاقه ای که به اندام سکسی اون داشتم و همیشع در کودکی هم نسبت به گنده گی کونش کنجکاو بودم و جذبش میشدم در بزرگسالی هم به زنهای شبیه اون علاقه مند شدم. زنهایی با کون های گنده و پستونای بزرگ. گاهی اوقات هم از لای در حموم یا تو سوراخ کلیدش دیدش میزدم که البته خیلی نمای خوبی نداشت .به هرحال ترکیبی از حس کنجکاوی کودکی هام که همیشه به یادم میاد و بعضی از حرفای بابام که گاهی به اون می گفت باعث ایجاد یه حس سکسی در من شد. وقتی بیرون میرفتم که دیگه هیچی با اون مانتوهای تنگ و اندامی کون گنده مامانم واقعا تماشایی بود من که پسرشم براش راست میکردم چه برسه به بقیه مردا . کونش حسابی بزرگ بود طوریکه همه به مامانم و من نگاه میکردند. خیلی مواقع دنبال ما راه می افتادن و حسابی دید میزدن . خیلی مواقع هم می فهمیدم با موبایلشون از کون مامان من یواشکی فیلم یا عکس میگرفتن اما خب نمیشه با هرکی که نگاه میکنه یا حتی مشکوکه دعوا کرد. بعدشم هر کی به هرعلتی میتونه موبایلش رو بچرخونه سمت شما از توی ماشین از تو مغازه و …… اما میدونستم مامانم از حس سکسی مردا و نگاه اونها به اندامش و مخصوصا کون گنده خودش لذت میبره. تو تابستونها که دیگه مانتوهای نازکی میپوشید که خط شورتش گاها معلوم میشد. بعضی مواقع هم که تذکر میدادم خیلی راحت و بی حیا میگفت تو برو خودتو درست کن و مث بابات جنده بازی نکن نمیخاد به من گیر بدی. راستم میگفت چون آمار کارام رو داشت و چند بار دیده یا فهمید بود با یه زن اومدم خونه و سکس کردیم. خلاصه بعصی مواقع هم منو پشمش حساب نمیکرد. اما خوب صمیمی هم بودیم و راحت تو خونه ….بعد از آشنایی با داستانهای سکسی هم دیگه کاملا این حس در من بیدار شده بود و بیشتر تو نخ مامان بودم.
—- بعد از ازدواج مجدد بابام و جدا شدن خونه اون من با مامانم موندم خواهرم هم که دانشجوی شهرستان بود. و بیشتر مواقع من و مامان تنها بودیم . اونم بیشتر روزها با دوستاش میرفتن بیرون و خوش میگذروندن. منم تو کفش بودم اما رفته بودم تو کار زنها و دخترای دیگه و خودمو خالی میکزدم. اما قلبا حس میکردم که مامانم با کسی رابطه داره چون آدم راحتیه و منم میدونم که خیلی دوست دارن کون خوشگلش و بغل بگیرن. مامان من راستش زیاد بیرون میره و به چند تایی دوست کس داره که خیلی زنهای سنگینی نیستن. مامانم فبلا آرایشگاه داشته و اینها از دوستای همکارش محسوب میشن. که مامانم با اونا زیاد این ور و اون ور میره. مخصوصا با دوتاشون به نام فریده و رکسانا که توی آریاشهر آرایشگاه دارن. جفتشونم اوفففف 42و43 ساله و گوشت. مسبب اصلی سکس من و مامان به خاطر فریده شد که مادرجنده زیاد خونه ما میومد و من بدجوری دنبالش بودم بالاخره تصور کردن دوست مامانم میتونست به لحاظ روانی بیشترین حس شهوانی رو در من ایجاد کنه. فریده دوبار شوهر کرده بود و با سومین شوهرش که یخرده مسنم بود نامزد شده یود خلاصه من بهش نخ دادم و اونم پاسخ داد و من ترتیبشو دادم که نمیخام اونارو بنویسم چون خیلی زیاد میشه. من با فریده خیلی سکس کردیم که بعد از 3 ماه مامانم یه روز فهمید وقتی به طور غیر منتظره اومد خونه ( آخه قرار بود با مادر بزرگم برن مراسم ختم یکی از اقوام مادریم اما سربع برگشت) . اون وقتی اومد خونه اول توی ورودی قایم شده بود. تازه فریده رسیده بود یه خرده مالیدمش و چون فریده رو خیلی از کون میکردم بهش گفتم امروز میخام حسابی کونت بزارم برو تو دستسویی خودت تخلیه کن. اونم در حالی که لخت بود رفت که خودشو خالی کنه. خیلی کون ردیفی داشت به گنده گی کون مامانم نبود اما خب هر کونی به بویی داره. وای چه کونی میداد بهم. اون که رفت دستشویی منم رفتم تو اتاق خواب تا دستمال کاغذی بیارم شورت فریده هم تو دستای من بودو تو این اثنا مامانم با شک غریب به یقین یواشکی اومده بود توی ورودی واحد که دیگه هم فریده لخت حین بیرون اومدن از دستشویی دید و هم منو همزمان که با کیر شق شده گنده م از اتاق خارج میشدم.

خلاصه ……. ماجرایی شد تماشایی. واقعا اگه بخوام خلاصه هم تعریف کنم خیلی طولانی میشه و و حوصله میخاد که من ندارم. اما همین رو بگم که این موضوع بعد از یه فاصله و مکث زمانی یک ماهه من رو به سمت سکس موعود با مامانم هل داد و مارو بهم رسوند. اولش از فریده ناراحت شده بود اما بعدش قضیه شون رفع شد و فریده با راهنمایی من اون رو از وجود گوهر سکسی به اسم پسرش اگاه کرد. البته مامانم کلا زن راحتی بود میدونست دوست دختر دارم با فیلم سوپر میبینم. تو خونه معموای راحت بود گاها هم پبش میومد که وقتی حموم بود از من میخاست تا براش شورت و کرستشو ببرم بزارم توی حموم. اما بعد از ماجرای سکس فریده یه مدت کوتاه حدودن یک ماهه مثلا ازم دلخور بود سرسنگین بود. اما خدایی اصلا راجب اون موضوع حرفی بین ما رد و بدل نشده بود. تا ابنکه یه شب که داشتیم با هم یه فیلم عاطفی از یکی از شبکه های ماهواره ای میدیدیم دیدم مامانم مثل سابق با یه تاپ بلند اومد نشست کنارم و مشغول خوردن تخمه شد. فیلمش خیلی تخمی بود توی یکی از صحنه ها دوربین وارد یه کلاب رقص شد زنها داشتن نیمه عریان می رقصیدن. برای من و مامان ناهید دیدن این صحنه ها کاملا عادی بود. منم بیخیال بودم که به بهو مامانم برگشت سمت من گفت کوروش به سوال بپرسم. حسم بهم گفت بلاخره راجب فریده است . درست بود گفت چرا با فریده دوستم سکس کردی در حالیکه چهرش شاید شمایی از رضابت رو در خودش داشت. منم چوم میدونستم عاشق شوخ بودن منه خیلی کمدی گقتم اوه مای گاد، یا عیسی مسیح خندید. اصرار کرد منم زدم کس خل بازی و حسابی خندونمش چند دقیقه . هی میگفتم زشته حالا ما خرشدیم ترتبشو دادیم چی بگم من پشیمانم. میدونستم تو این مدت فریده مامانو رو ساخته خلاصه اونشب خیلی خندونمش میدونستم که دیگه با خودشو کنار اومده بود و احتمالا حاصر به سکس من بود و میشد حدس زد که نقشه م گرفته مامانم با فریده خیلی وقت بود دوست بودن و فریده برام گفته بود که جلوی هم سکس کردن چند بار. گفته بود که سال پیش دوست دوست پسر خودشو با مامان من آشنا کرده بود و مامانم باهاش سکس کرده و برای یکسال و تا این اواخر با اون پسره بوده . گفته بود که که چند با مامان من رفته بودن خونه اون پسره و با دوست پسر سابق فریده تا صبح چهارتایی دو به دو سکس داشتن. میگفت مامانت حسابی مست کرده بود و حسابی به اون دو تا کوس و کون داده. گفته بود که خیلی ها فقط عاشق کون گنده مامانم هستن و از اون خواستن تا مامانم رو براشون جور کنه. نمیدونین فریده توی این یک ماهه خیلی بیشتر از قبل از مامان و رابطه هاش برای من گفت میگفت که چطور به دوست پسرش فرهاد که یه پسر تقریبا همسن من بوده (28 ساله) کون میداده و لذت میبرده. اوووووه روزی که اینو گفت توی دلم قند اب شد. حتی فریده بهم گفت مامانم قصیه شورتاشو که من برداشته بودم رو میدونه اما بروی من چیزی نیاورده چون براش جذاب و شهوتی بوده نمیدونین وقتی اینا رو میگفت تعجب میکردم و بیشتر پی میبردم که مامان عجب زن شهوتیه و از حس من نسبت به خودش باخبره و اونم به من چشم داره اوووففف. پس اونم حال میکرد. حالا می فهمم که چرا شورتاشو جلوی کمدش میانداخت یا توی سبد حموم پر بود از شورتای مختلف مامانم باور کردنش هم مشکل بود هم لذت بخش اوه ه ه یعنی میشد منم مثل فرهاد دوست پسرش به کون گنده و بی نظیر مامانم برسم. کلید باز شدن مامان دست فریده بود و منم تو این مدت زیاد میرفتم سراع فریده و تو خونه ی خودش بودم به من مستیقما نمی گفت اما حس میکردم مامانم میدونه که من با اون در ارتباطم و فریده بهش میگه. فرقی هم نمیکرد برای من دیگه باید مامانم رو برای کیر خودم آماده میکردم. فریده خودش یه پسر چهارده پونزده ساله داشت. اعجوبه ای بود این زن تو سکس منو دیوونه میکرد خیلی خوب کون میداد و ساک میزد، حتی کونمو چنان میخورد که ته دلم خالی میشد. میگفت از سکس با من بی نهایت لدت میبره و دو سه سالی بوده مراقب من بوده. دلم میخاست راجب حس مامانم بدونم و چون میدونستم با اون میتونم تمام برنامه هارو پیاده کنم از جزییات می پرسیدم. از فریده پرسیدم راستی راستی مامان کون گنده ی من از کون دادن لذت میبره یا شوخی میکنی؟، خندید و گفت آقا رو باش مامانت عاشق کون دادنه و وقتی اونو رو از کون میکنن چنان میناله که بیا و ببین اصلا بهتر ارضا میشه چون حسابی تحریک میشه. گفت تازه گاهی اوقات مامانم میره پیش اون و با دیدلو کس و کون هم میکونن . پسر ترکیدم گفتم عجب مامان باحالی دارم و نمیدونم کاش میشد کیر من رو میدید تا بی خیال کیرمصنوعی میشد. فریده گفت من خودم قربون کیر کلفتت بشم اتفاقا مامانت عاشق کیرکلفته و میدونه تو حسابی بکن هم هستی. بعد اون قصیه من وتو هم دیگه نطرش نسبت به تو عوض شده. گفتم یعنی چی؟ گرچه میدونستم مامانم بعد آشکار شدن ماجرا چندان هم نه از دست من ناراحته نه از دست فریده. فریده گفت راستش مامانت بعد از ماجرای اون روز، هفته بعد اومد آرایشگاه و خیلی با من حرف زد گفت که خوب پسر منو تور کردی داری از کیرش حال میبری جنده. از سایز کیر تو پرسید وقتی بهش گفتم چه کیر کلفتی و حسابی ای داری گفت خوش به حال کوست خوش به حال کونت که اون کبر رو خوردن. حس عجیبی داشت مامانت منم یخرده کون و کسش رو مالیدم و گفتم والا من اگه پسری به خوش تیبی و سن و سال کوروش تو داشتم فقط به اون میدادم. حیف کس و کون نیست ادم به غریبه ها بده به پسر تشنه سکسش نده. اونم کوروش که عاشق کونای گنده ست مثل کون گنده مامان خانمش. اینو که گفتم مامانت با شوق و آروم گفت یعنی کوروش میاد با من باشه و از من کام بگیره تصورش که دیوانه کننده ست . اوه ه ه ه اما فکر نمی کنم قبول کنه
—- گفتم چرا نمیاد باهات باشه کوروشی که من میشناسم عاشق کونهای بزرگه مامانشم که یه کون گنده حسابی داره که چقدر خاطرخواه داره، مطمئن باش حالاشم کوروش رو دیونه کردی. مامانت گفت راست میگی او ناجنس خیلی وقته شورت خوشگلای من رو بر میداره و حال میکنه باهاشون و فکر میکنه من متوجه نمیشم. خندیدم و گفتم پس درست شد تو بهش برسی سراغ کسی دیگه نمیره مطمئنم هستی. اونم که قربونش برم استاد کردنه و خیلی خوش سکسه چنان حالی به کونت بده که نتونی از کیرش جدا بشی. خلاصه فریده کاملا مامان رو برای سکس با من ساخته بود و اینقدر از کیرم تعریف کرده بود که مامانم حسابی پایه شده بود. تا اون شب که یک ماهی میگذشت… از ماجرای لو رفتن سکس من و فریده، منتظر بودم تا مامان چراغ سبز رو نشون بده منم برم رو کارش، عصر که از بیرون اومدم رفتم تو اتاقم و یکساعتی تو سایتای سکسی بودم اس ام اس اومد، فریده بود نوشته بود” عزیزم فکر کنم امشب یا فردا شب مامان خانمت خودشو در اختیار بزاره و بالاخره به اون کون گنده ش که میدونم دیوونه شی برسی. کاش منم بودم”. وقتی این پیام رو خوندم بهش زنگ زدم. گفت مامانت دیگه خیلی تو کفه امروز که پیش من بود حسابی از تو گفتم اونم راضیه و خیلی دلش میخاد باهات یه سکس خشن و حسابی بکنه. خلاصه فریده آمار داد که مامانم حسابی حشریه و دیگه زمان موعود رسیده، بعد از قطع تلفن حسابی به هیجان اومده بودم و کیرم شق شده بود. روی تخت دراز کشیدم و توی فکر بودم که اگه امشب مامانمو ردیف کنم چی میشه رفتم توی فکر. مامانم داشت شام می پخت. نمی دونم چند دقیقه از تلفن فریده میگذشت که صدام کرد برم از بالای کابینت براش ظرف بیارم. رفتم تو آشپزخونه دیدم یهو اوفففففف …….دیدم مامانم عجب شلوار نخی تنگی پوشیده، اوففففف یه شلوار تنگ با رنگ زرد روشن که نقطه های قرمز رنگ داشت. تا حالا ندیده بودم اون شلوار مامان رو، معلوم بود تازه خریده، خیلی زیبا و تحریک کننده بود. اونقدر تنگ بود که کون گنده مامانم رو کاملا به من نشون میداد و حالا خیلی گنده تر هم نشون میداد. عجب کونی شده جوووون. مامانم یه بلور استین حلقه ای زرد تنگم پوشیده بود که بزور تا زیر نافش میرسید. و حسابی شکمش زده بود بیرون و دیوانه کننده و شهوت انگیز بود. هیجان وجودم رو فرا گرفته بود پشتش مامانم به من بود . شلوار تنگش لای کونش رفته بود. وای کون مامان عجب عظمتی داشت هوش از سرم پرید ضربان قلبم بالا رفته بود. میدونستم که مامانم مخصوصا اون لباس ها رو پوشیده، چون اونم دیگه حسابی میخاره و هوس کیر منو کرده، پس فریده راست میگفت امشب مامانم مال من میشد و من به وصال کون گنده مامانم می رسیدم. اوفففففف جوون امشب فقط به کونش می رسیدم و حسابی باید کون مامانمو میکردم چون ممکن بود تکراری برای این سکس نباشه و مامانم پشیمون بشه “بالاخره یه سکس غیرمعمول بود”. گفتم جونم مامان کارم داشتی، مامانم یا لبخند برگشت به سمت من و گفت عزیزم چون میدونم ماهی دوست داری میخام برات امشب ماهی درست کنم تا حال کنی، حالا برو بالا ماهیتابه رو از روی کابینت بده. بعد برگشت و خم شد تا چهارپایه رو بده به من کونش قلمبه شد اوفففف. رفتم رو چهارپایه و ماهیتابه رو دادم بهش. تو نگاش شهوتو میشد دید. گفتم چی شده مامان خانم فکر پسرش افتاده؟ گفت میخام بیشتر هوای پسر خوشگلمو داشته باشم تا دیگه نره سراغ این زنای خراب، میخام خودم هواشو داشته باشم مگه من چمه!!!!. خندیدم گفتم شما که حرف نداری مامان خوشگلم از همه بهتری منم باهات موافقم اگه باهم باشیم به کسی نیاز نداریم فقط من و مامان جونم اونم خندید گفت اره که مال هم میشیم، کلی با هم کار داریم عزیزم. بعد رفت که ماهی هارو سرخ کنه و پشتش رو به من کرد. دوباره کون گنده مامانم رو به من شد منو دیوونه میکرد اون هیکل سکسی، اون پستونای بزرگ و شکم برآمده و خوردنیش. موهاشو بالای سرش جمع کرده بود و گردنش و دور یقه ش لخت بود، و توی نور برق میزد چقدر خوشگل و تحریک آمیز بود مامانم واقعا. به تیکه گوشت بود که باید کبابش مبکردم و به سیخش می کشیدم. دلم میخاست از پشت گردنش بوسه می گرفتم و لیسش میزدم. یواش بهش نزدیک شدم کیرم حسابی شق شده بود. دو دل بودم خیلی بهش نزدیک شدم مامانم هم همونجوری وایستاده بود و عکس العملی نشون نمیداد. کیرم خیلی به کونش نزدیک بود. سرمو بردم بغل گوشش و نفس زدم تا تحریکش کنم. حس کردم یه لرزش کوچیک زد خیلی آروم گفتم مامان خوشگل خوش هیکلم خیلی میخامت. اونم برگشت سمت من و لبخندی زد عزیز منی تو، حواسم نبود کیرم حسابی راست شده اما مامان ناهید شیطون زیرچشمی نگاهش کرد. تازه فهمیدم اومد جلو و لپمو ماچ کرد حس کردم کیرم به شکمش مالیده شد اما مامانم بروی خودش نیوورد. بدنم داغ بود مامانم گفت قربون پسرم برم بزار مامان شامشو درست کنه برو تلویزیون رو روشن کن بشین تو هال الان منم میام. امشب میخام حسابی بهت برسم. اومدم تو هال و تلویزیونو روش کردم و نشستم روی مبل رو به رو یه آشپزخونه. کون گنده مامان جلوم بازی میکرد. خیلی حشری بودم میدونستم امشب بالاخره به آرزوی سکس با مامان میرسم و بالاخره میتونم کون گنده مامانم رو تو بغل بگیرم و بوش کنم و بلیسمش، بوی ماهی سرخ کرده توی خونه پیچیده بود. یاد بوی شورتای مامان افتادم که بعضی موقع ها که توی حموم تازه از تنش در می آورد بوشون میکردم یه بوی شهوت انگیزی میدادن. بوی ماهی و با بوی ادکلن لباس های مامان یه بوی تحریک کننده درست کرده بودند. حواسم به تلویزیون نبود شو نشون میداد. پاشدم رفتم تو آشپزخونه کون گنده مامانم و هیکل تپلش جلوم می رقصیدن. از پشت بهش نزدیک شدم همونجوری مثل دفعه قبل مامان ناهید بی حرکت جلوی اجاق ایستاده بود انگار یکم روی ماهیتابه خم شده بود و مشغول سرخ کردن ماهی ها بود. وای کونش که نگو داشت شلوارشو جر میداد. شورت توری مشکی مامانم از زیر شلوارش کاملاً مشخص بود. یه شورت مدل اسلیپ که کاملا دور کون گنده مامان رو گرفته بود انگار که اون رو در میان بازوهاش گرفته بود. خیلی به پشتش نزدیک شدم اما اینبار خیلی آروم سر کیرم رفت لای کون مامان. اونم خیلی یواش یکم خودشو بیشتر خم کرد. اوففففف سر کیرم لای کونش بود. خیلی آروم گفتم من خیلی ماهی دوست دارم دستت درد نکنه اونم خودشو راست کرد و کونشو عقب تر داد. گفت نوش جونت که اینقد گوشت دوست داری. دیگه اونم حسابی داغ شده بود دستم رو گذاشتم رو کون گنده ش و به ارومی باسنشو مالیدم. یه اهی خفیف کرد و کونش رو کاملا چسبوند به کیر شق شده من. و گفت اوه چه چیز باحالی داری. یه دستم رو گذاشتم رو شکمش و از پشت لیسی به گردن لخت مامانم زدم گفتم اجازه هست میخام امشب مال من بشی میخام حسابی بخورمت. هر دو در اوج شهوت بودیم. مامان برگشت و منم لباش رو گرفتم و دستم رفتم توی شلوارش و روی کون گنده مامان. وای عجب شبی بود واقعا نمیتونم همه لحظات رو توضیح بدم فقط می دونم مامان ناهید سریع زیر اجاق رو خاموش کرد و من با سر رفتم لای کون گنده مامان. اونم ناله میکرد از روی شلوار تنگش کونش رو گاز می گرفتم و می مالیدم. ااوففففف یهو شلوارشو با شورتش کشیدم پایین تا روی زانوهاش. اوفففففففففف……. یهو کون گنده ی مامانم افتاد بیرون اوفففففف ….. عجب کوووووووون گنده و بزرگی داشت مامانم . خیلی کون زیبا و بزرگی داشت. سفید وو صاف بود. اولین بار بود که کونی به گنده گی و خوش فرمی کون مامانم میدیدم اووووووف عین یه کباب خوشمزه حس میکردم بوی شهوت و سکس از کون مامان ناهید به مشامم می رسید. جوووووون در حالیکه صدام میلرزید از شهوت و شهوت سراپام رو گرفته بود گفتم وای مامان عجب کون گنده ای داری جوووووون…….. بباور نمیشه که کون مامانم به این بزرگی و زیبایی باشه. جووووووووون ……مامااااااااان کووووون گنده ت دیگه از این به بعد مال منه …….. اوفففف ……. دستی به کونش کشیدم و سرمو بردم لای باسن های بزرگش. جوووون عجب بوییی ……… من کونتو میخام. بهترین کووووووون دنیاست همیشه عاشقش بودم. مامانم با چشمای پر شهوت و خمار گفت: از این بعد کونم مال خودته. دلم میخاد حسابی بهش حال بدی. سرمو بردم لای کونش و لیسی به باسن های گوشتی مامان زدم. پاشدم کیر کلفتم سیخ تو شلوارم ایستاد. مامان ناهید با ناز گفت گفت میخام کیرتو ببینم چقدریه فریده ازش تعریف میکنه. امون ندادم حرفش تموم بشه در اوج شهوت بودم … سریع شلوارک و شورتمو تا نصفه کشیدم پایین، کیرم عین تخته پرش تو هوا رها شد. تراشیده و کلفت و پرغرور. مامانم ناله ای کرد و چشماش گرد شد از زیبایی و کلفتی کیرم ( اینم بگم کیر من خیلی دراز نیست هجده و نیم سانت طولشه، اما خیلی کلفته حدود پنج و نیم سانت پهناشه و حسابی سفیده، البته تو اون لحظه از شدت تورم قرمز شده بود و کلاهک کیرم سرخ بود) مامانم لباش عنچه کرد و گفت اوفففففففففف …….فففف ببین پسرم چه کیرررررررر گنده و کلفتی داره وای کلفترین و قشنگ ترین کیریه که تا حالا دیدم. لو داد خودشو مامان، اما حالا وقت پرسیدن از کیر بقیه نبود حالا فقط فکرم کردن کون گنده و فوق العاده مامان م بود. گفتم این کیر مال خودته با این کیر کس و کونتو فتح میکنم. تا فقط مال من باشی. …… کیرم تو دستاش گرفت لباشو گرفتم و لیسی به زیر گردنش زدم عجب پستوهای بزرگی داشت مامان، به سینه من فشرده شده بودند پستوناش. مامان خوشگلم با اینکه تپل و میانسال بود اما چربی آویزون و اضافی نداشت.– خیلی عالیه عین یه داف میانسال شهوت انگیز. قد مامان ناهید 168 سانته و وزنش اون موقع تقریبا 77 کیلو میشد الان دو کیلو بیشتر شده کمرش پهن بود و قوس زیبایی داشت که گنده گی کونش رو بیشتر نشون میداد. پهلوهاش تپل و توپر بود و بدون هیچ چربی یا افتادگی به شکم گرد و سکسیش ختم میشدند. بلوزش رو بالای نافش زده بودم بالا و گردی و برجستگی شکمش کامل افتاده بود بیرون. اوففففف شکم مامان هم به شهوت انگیزی کون گنده ش بود جووووووون چه حالی میده وقتی کیرم به شکمش بمالم. میخاست کیرمو بخوره، نم خاستم آبم بیاد گفتم نه مامان سکسی من حالا نه،…….. من کونتو میخام جوووووووون میخام کووووون گنده مامان جونمو اول از همه بکنم. …….. بعد در حالیکه لای کون مامان رو باز میکردم گفتم میخام اول کوووونت بزارم. اوفففففففففف ….. اجازه هستتتت …. مامانم گفت من حالا مال توام عزیزم. کونم هم در اختبار توئه ……. خیلی دلم میخاد با اون کیررررر کلفتت حسابی کون گنده و گوشتی مامانت را بکنی جووووووون نمی دونی چقدر عالیه کیررررت…. حال میده ه ه ….سریع لباسامو در آوردم و لخت شدم. مامان از جلو و منم دنبال کون مامانم با کیری برهنه و آخته اومدیم تو هال جلوی تلویزیون گفتم: مامان جون حالا برگرد وزانو بزن , میخام حسابی کون گنده تو لیس بزنم. جووووووون آروم دستامو دور کمرش گرفتم واونوبرگردوندم وزانوزد وای…! چه کونی وای… یه کون خیلی گنده و سفید قمبول کرده و کوسش که ازبین روناش قلمبه زده بود بیرون بالبهای برجسته باشکاف بهم چسبیده که وسط اون یک لبه کوتاه صورتی تیره خودنمایی میکرد , سوراخ کون مامانم تنگ و قرمز مایل به قهوه ای روشن که دور اون چین خورده بود کمی برجسته..! به نظر میرسید کونش براحتی گشاد بشه معلوم بود این سوراخ کون کیر زیادی خورده بود و اون کون گنده خوراک گاییدن بود. واقعا یه نظر من هیچ مردی نمی تونست از خیر گاییدن یه همچین کووون گنده و بی نظیری براحتی بگذره. دیدن اون کون زیر کیر هر مردی مث یه رویا میمونه. حالا من نمیدونم مامانم تا حالا با کیا بوده و چند بار کون داده اما به هرحال خوبیش برای من این بود که راحت میتونستم مامانم از کون بکنم و بدون اینکه محدودیتی با دردی داشته باشه. اون کون راه زیادی اومده بود تا به دست من رسیده بود و عین یه مرغ بریون آماده خوردن بود و نیازی به آماده شدن نداشتو فقط کافی بود توی اون کون گنده و بزرگ رو اول خالی کنی و بعد کیرتو بچپونی توش. اوففففف . وقتی مامانم زانو زد وکونش را قمبول کرد از زیبائی و برجستگی کونش از حیرت سوتی زدم وگفتم: اووووووففف…….. مامان جون …… هر چند بار که از زیبایی و گنده گی کونت بگم کمه ……. چقدر کووووونت گنده و بزرگه واقعا”معرکست خوش به حاله اون کیری که تورا داره و ازاین کوس وکون استفاده میکنه مامان در حالیکه زانوشو بیشتر جمع میکردتا گردی کونش بزرگترنشون داده بشه گفت قربونت برم عزیزم که عاشق کون گنده مامانت شدی. این کس و کون مال خودت میشه و میتونی هر وقت خواستی حسابی اونارو بکنی. اوفففف که پسرم چه کیر کلقت و بزرگی داره برای کون مامانش. جووووووون ……….. فقط باید قول بدی دیگه سراغ کسی نری، دست از جنده بازیت برداری سریع گفتم: مامان جون تو خوشگل ترین و سکسی ترین زن برای منی و کون گنده ت بخدا بهترین و سکسی ترین کونی هست که دیدم. نمی دونی چقدر عاشق این کوووووون گنده تم مامان ومیخامش. دلم میخاد فقط برای من باشه و کیرمن برای تو. ما میتونیم بهترین حال سکسی را با هم ببریم قبوله.؟ مامانم خندید گفت: من که آرزومه با هم باشیم از این بعد کون مامانت مال توئه و توام کیرت برا منه، اصلا من دربست در اختیار توام عزیزم همه جام مال توئه. ما باید حسابی هوای همو داشته باشیم و حسابی بهم لذت بدیم . صورت مامان رو محکم گرفتم و یه بوسه طولانی به لباش زدم گفتم مامان جونم خیلی میخامت عاشقتم همبشه دوستت داشتم و میخاستم مال من باشی من عاشقتم مامانی دلم میخاد اووف حسابی اونقدر کونت بلیسم که برم توش. هر دومون یه لرزش کوچک شهوانی کردیمو گفتم حالا برای شروع میخام امشب کون گنده مامانم حسابی بو کنم و بلیسم و بعد بکنمش میذاری مامان جون . اونم در حالیکه که مثل من حسابی حشری و شهوت زده بود گفت باشه عزیزم بیابیا کووووونم امشب مال توئه خیلی وقت داریم به کسم هم باید برسی گاهی وقت ها. من میمیرم برای اون کیر کلفت که تعریف لذت سکسشو اون فریده جنده برام زیاد کرده میخام بخورمش اومممم. سرمو بردم لای کونش و شلوارشو کمی دادم پایین تر اززانوهاش و سرمو کامل بردم لای کون بهشتی مامانم و مدهوش بوی آمیخته عرق لای کونش و بوی تنش و بوی سوراخ کونش شدم. اوففف حال منو فقط کسایی درک میکنن که بو یکی از قوی ترین راه های بیدار سازی و تحریک جنسی اونها به شمار میاد. بوهای نافذ و تند و تیز همیشه منو حسابی تحریک میکردن. اوف آرزوم بود که یه روز لای کون گنده مامانمو بو کنم و مست بشم. و حالا مامانم کونش رو حسابی روبروی صورتم قمبل کرده بود و سرمو برده بودم لای کونش. روی فضابودم کون مامانم عجب بویی میداد صورتمو بیشتر فشار دادم لای کونش و کاملا فرو رفتم لای اون کون بزرگ. اووووووه قلبم از هیجان داشت می ترکید. دماغم گذاشتم روی سوراخ کون مامان و با تمام عمق وجودم بوی بهشتی شو کشیدم درونم اووف، .و گفتم اوه عجب کونی داری مامان جون خیلی بوو داره لای کونت و دیوونم میکنه. مامانم با خنده ای شهوانی گفت بچه نشستمش بوی عرقه مریض مبشی. گفتم نه من دوست دارم این بوی کونت رو عاشقشم مریض چیه …… هر غذای خوشمزه ای یه بوی خوب داره، حالا این کون گنده ت مامان عین یه کباب لذیذه برام جووووووون که بوش منو گرسنه تر میکنه اوووف چه بوی شهوت انگیزی میده کون گنده مامانم……. جوووووون عین بوی کبابه ( خیلی دلم میخاست اول حسابی باسن های بزرگ کون مامانم رو با سیلی حسابی قرمز میکردم بعد سوراخشو میکردم اما الان برای شروع زود بود)، مامان گفت: اوه تمی دونستم پسرم این قدر حشریه، وای خیلی حشری هستی، پس کون مامانت برای تو یه کباب خوشمزس سرمو کمی بیرون اوردم گفتم وای وقتی مامان آدم به این خوشگلی و لوندی باشه معلومه که حشری هستم. بعدش زنی خوشگلی مثل شما یا این کون گنده، بوی کونش بهترین بوی دنیاست. شورتات خیلی کم این بو رو میدن این کون گنده ست که حسابی بو میده و در بهشته برای من. فدای کونت بشم. حالا میخام حسابی بلیسمش مامان حسابی اطراف سوراخ کونشو با تیغ صفا داده بود و مویی وجو نداشت و سرمو سریع بردم طرف سوراخ کونش که عین یه غنچه جمع شده بود. چقدر زیبا و قشنگ بود. وبازبونم شروع کردم به لیسیدن سوراخ کون مامانم سعی میکردم هرطور شده زبونمو به کنم تواون سوراخ خوشگل وداغ… که یکدفعه ماهیچه های اطراف سوراخ کونش شروع کردن به بازی کردن وسوراخ کونش باز وبسته شدن…منم نوک زبونم گذاشتم در سوراخ کونش وازاینکه کونش بازبونم بازی میکردوگاها” زبونمو گاز میگرفت چه لذتی میبردم تمام وجودم درنوک زبونم جمع شده بود وحالا دیگه زبونمو راحت درسوراخ کون مامان که کمی باز شده بود میچرخوندم ولبام به خوبی ماهیچه های اطراف سوراخ کونشو لمس میکرد….. بادستامم پستوناشو فشارمیدادم و…مامان هم جیغ میکشید….. زبونموتو شکاف کونش می چرخوندم و حسابی لیسش میزدم دراین حالت هم من وهم مامان که ناله میکرد به اوج شهوت رسیده بودیم …. اوووووف چه حالی میداد لیسیدن سوراخ کون مامان. یواش اطراف سوراخشو گازهای ریز میزدم و زبونمو دور سوراخش می چرخوندم . اوفففففف با اینکه همیشه کمرم سفت بوده و آستانه تحریک پذیریم خیلی بالا رفته به خاطر دیدن فیلمای پورن و سکس زیاد، اما حس میکردم کیرم داره منفجر میشه …….دیگه باید کیرم میکردم تو کون گرسنه مامان. چندلحظه ای بعدآروم سرم رابلندکردم گفتم مامانی کونت اماده ست تا کیرمو بکنم توش. گفت نه بزار خوب خودم خالی کنم میخام حسابی بهت کون بدم. پاشد رفت سمت دستشویی. شلوار شو کامل درآورد اما هنوز بلوزش تنش بود. وفنی به کون گنده مامانم نگاه کردم باورم نمی شد فکر میکردم توی خوابم و الانم بیدار میشم. و نمی تونم کیرم تا ته بکنم تو کونش. همین جوری به کون مامان نگاه میکردم تا رفت توی دستشویی. کیرم داشت می ترکید سعی کردم کمی آروم بشم تا بتونم بیشتر دووم بیارم و آبم زود نیاد. دلم میخواست میرفتم توی دستشویی نگاه ش میکردم و همونجا رو توالت فرنگی کوووون مامان میذاشتم …. وای چه حالی میداد….. اما دلم میخواست خودمو سوپرایز کنم با کون گنده ش وقنی برای کیرم له له میزد. مامانم سریع برگشت و کونشو کرد سمت من” بفرمایید ارباب من اینم غذای شما. عجب کونی شده بیا شروع کن” با دست زدم به کپلای کونش. نگاهی به کیرم کردم . مامان دستی بهش کشید و گفت: کیر تو وافعا یه چیز دیگه است عزیزم مواظب باش یواش یواش بکنی. جرم میخورم. دلم میخواست خیلی وحشیانه و خشن کون مامانم رو بکنم. چرخوندمش و کون گنده مامان ناهید رو به هوا کردم و دستی به لاش کشیدم بادیدن کونش فورا” سرکیرم رو که با تف خیس بود گذاشتم در سوراخ کونش کمی درش مالیدم و آهسته سرکیرمو فشاردادم تو خیلی تنگ بود کمی بیشتر فشار دادم که ناله مامان تبدیل به جیغ شدوگفت: وای.. ..مردم .. دارم پاره میشم….. چکار ..میکنی…مگه میشه کیرتو یهو بکنی تو کونم…میشه..؟ با زبونت بمالش بیشتر خوشم میاد…. آخه کیرت خیلی کلفته….سوختم…!! ……… توجه ای به حرفاش نکردم و دو طرف کمر یهنشو را سفت گرفتم و کمی تف به سوراخ کونش وسرکیرم مالیدم ودوباره سرکیرمو گذاشتم روی سوراخ کون مامان که حالا هم تندترباز و بسته میشد و هم قرمزتر شده بود کمی بداخل فشاردادم مامان خودشو جمع کرد گفتم: نترس مامان جون، خودت که استادی اولش کمی درد داره ولی زود خوب میشه یه ذره تحمل کنی همه چی روبراه میشه..!! وحال میکنیم.!!… .تو اون لحظه دیگه چیزی حالیم نبود…کیرمو فشاردادم تو کون مامان، حس کردم سوراخش خیلی هم که فکر میکردم گشاد نیست یخرده تنگ بود و این باعث شد یه تف حسابی به سر کیرم زدم . از انتخاب خودم که اول کونش رو برای گائیدن انتخاب کرده بودم خیلی راضی بودم … کمی کیرمو جابجا کردم و باز فشاردادم… درحالیکه مامان جیغ میکشید و ناله میکرد سرکیرم رفت تو وجاگرفت تو کونش , اونو همونجا نگرش داشتم تا ماهیچه کون تنگش شل بشه ….. سوراخ کیرم از فشاری که آورده بودم داشت جر میخورد…درحالیکه هردومون عرق کرده بودیم فشار دیگه ای به کیرم آوردم و تقریبا” شش سانت از کیرم رفت تو… حس کیرم توی کون مامان داشت از لذت وشهوت بی حالم میکرد….واقعا” چه دنبه ای وچه کون باحالی….اووووووف یه کباب حسابی بود اون کون گنده برای من. دیگه به ناله و نفس نفس مامان که پیچ و تاب هم میخورد و من سفت گرفته بودمش اعتنا نمیکردم و میخواستم هر چه زودترکیرم و تا خایه بکنم تو کونش و جرش بدم….. مست از شهوت و هیجان بودم با سیلی محکم به کپلای گوشتی مامان می زدم…جووووون چه حالی مبداد . مامان یه جیغ کشید ……کمی مکث کردم …..درحالیکه کیرم دل میزد یه فشار دیگه دادم و نصف بیشتر کیرمو کردم توکونش …آه و ناله خودمم بلند شد….سرمو بالا گرفته بودم وبا دستام سفت کمر و آبگاه نرم مامان رو گرفته بودم و اجازه نمیدادم تکون بخوره….. هرچند از درد و شاید همراه با لذت بی حال شده بود و تکون نمیخورد ولی برای من گرفتن کمر موقع گائیدن کون یه دنیا لذت بهمراه داره … نگاهی به کیرم و سوراخ بازشده کون مامان که حالا دیگه کیرم تا خایه توش رفته بود انداختم و لذت بردم….خدایا این منم که مامان خوشگلم زیر کیرمه … این کیر منه که تا دسته توی کون گنده مامان ناهید رفته بود…….. جوووووون..احساس کردم جداره کونش به کیرم چسبیده…روش خم شدم و حلقه دستمو دو رکمرش سفتر کردم و سگی بهش چسبیدم ..دیگه از کیرم چیزی بیرون نمونده بود مامان هم یواش ناله میکرد ولی تکون نمیخورد.!!.. کمرشو ول کردم و پستوناشو گرفتم.. اوناهم سفت شده بودن…! کمی تکون خوردم به بینم میتونم کیرمو آزادکنم…دیدم خوب کیرم تو کون گنده مامان گیر کرده و کونش از داخل دل میزنه بخوبی طپش اونو حس میکردم.. همین طور که روش خم شده بودم و از اینکه کیرم تو کون گرم و داغش بود و لمبرای گوشتی نرمش حسابی لای پامو پر کرده بود حسابی لذت میبردم از این نوع کون کردن کیف میکردم….و همزمان گردن و موهاشو بو میکردم و میبوسیدم و لیسی هم به پشت گردنش میزدم …. چند لحظه ای همونجوری موندم و بعد آروم کمی کیرمو کشیدم بیرون ماهیچه های کونش تقریبا” شل شده بودن کمی بیشتر کشیدم بیرون …… کیف میکردم….دوباره بایه فشارکیرمو دادم تو….که صدای کونش از بغل کیرم زد بیرون…اوفففففف………کووووون گنده مامانم چه ناله ای کرد…..وچه حالی بمن دست داد از شوق ولذت لرزیدم!! .. باشنیدن صدای کونش گفتم جوووووونم کونت چه صدایی میده مامان. جووون میخام امشب حسابی کون گنده ت رو بکنم مامان …. مامانم سرش رو برگردوند و گفت آره جووووووونم…….. با اون کیر کلفتت کون مامانتو جر بده من کیرتو میخام اوفففففف …… کون گنده مامانت دیگه مال توئه .. بکنشششش…. بخارونش …… جر بده کون مامانتو ……. اوه ه ه ه ه ه ….. شروع به تلمبه زدن کردم.. برا هربار که کیرمو میکشیدم بیرون سفت تر میزدم بره تو… حالا دیگه با هرفشاری که میزدم کونش یه صدا میکرد…. حسابی با صدای کونش حال میکردم…. حالا دیگه نرمی سوراخ کون مامانمو بخوبی حس میکردم چراکه با هربار تلمبه زدن غشاء داخل کونش سفت کیرمو بغل میکرد و مالش میداد و ناله میکرد..!! …مامان ناهید هم آخ ..و.. اوخ… میکرد و باهرحرکت من اونم خودشو جلو عقب میبرد وسعی میکرد باسن و لمبرای گوشتی کونشو بیشتر و محکمتر بمن بچسبونه و..هوم ….هوم.. ناله میکرد…. حسابی داشتیم باهم حال میکردیم…. مامان ناهید داشت حسابی بهم کون میداد و منم جانانه کونش رو میکردم.. اونم چه کونی جوووون یه کون گنده و گوشتی …!!!.. کون مامانم شل شده بود کیرم رو کشیدم بیرون….. کونش حسابی گشاده بود سوراخ کونش کاملا باز مونده بود معلوم بود مامان ناهید تو کون دادن خوب حرفه ای بود چون کیرم تمیز تمیز بود اصلا روش مدفوع نبود. سوراخ بهشتی مامان حسابی قرمز شده بود و نمی تونست لبه هاب خودشو جمع کنه. چه صحنه زیبایی بود. اوفففففف کون مامان ناهید طلب کیر میکرد و باز و بسته میشد. جوووووون سر کیرم رو گذاشتم روی سوراخ کونش دوباره، فشار دادم ……. کیرم تا خایه رفت توی کوووووون داغش…. جوووووون …… حالا شکمم میخورد به لنبرای نرم ودنبه ای مامان …….. بالذت تواًم باهیجان دستمو کشیدم روی لنبرای گنده و گوشتی کونش …. چه صاف ونرم …نفس عمیقی کشیدم… اووف ! دارم مامانمو ازکون میکنم… این یک آرزوی محال بود که حالا به اون رسیده بودم!…. دودستی کونشو سفت گرفته بودم وخودمو آماده کردم برای تلمبه زدن های آخر… مامان کمی کونشو داد بالا…….. …. شروع کردم به تلمبه زدن…….. خیلی محکم و قوی تلمبه میزدم . کیرم رو می کوبیدم ……….. اوففففف کون مامان حسابی گشاد شده بود و مسیر حرکت کیرم روون بود . کیرم تا خایه میرفت تو کونش، خایه هام با ضربه به دور سوراخ کونش می خورد و صدا میکرد شالاپ شالاپ شالاپ مامان هم .. آه…. وناله اش بلندشد… سرموبردم بیخ گوشش …… دیگه نزدیک بود آبم بیاد امشب همش دلم میخاست از گنده گی کون مامان با خودش صحبت کنم. باید می فهمید که چه حالی دارم با کونش میکنم. دیوانه وار و محکم توی کون مامان تلمبه میزدم ….. شالاپ شالاپ ….و رو فضا بودم می گفتم:.. اوف.. مامان چه حالی دارم باهات میکنم… عجب کون گنده و باحالی داری مامان ناهید دارم می میرم. بهترین کون دنیاست جووووووون حال میده کوووووونت، خیلی گنده ست کونت مامان میخام جرش بدم اووووف چه کون گنده ای داری جووووون کیرم داره میترکه در اوج بودم …….. و دیگه داشت آبم میومد حس کردم یه جریان شدید توی کمرم راه افتاد و با قدرت و فشار وارد کیرم شد …… اوه ه ه ه ه…… آبم رو بیشتر از هر دفعه توی تمام عمرم توی کون گنده مامان ناهید خالی کردم……….. و باهم روی زمین ولو شدیم. همونجوری که کیرم تو کونش بود بدن مامان رو غرق بوسه کردم ………. اون شب یه شب رویایی بود تو عمرم اما این سکس بی نظیر یک سرآغاز بود ………دیگه حال ندارم
شاید بعدا از بقیه سکس هام براتون نوشتم
نوشته شده بای ROCCO

نظرات 2

Leave a Comment