Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
ماجراجویی نرگس و مهدی - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

ماجراجویی نرگس و مهدی

از بعداز ازدواج بیشتر دنبال سکس های متفاوت بودم نرگس هم تا حدودی پایه بود ولی به روی خودش نمیاورد تا اینکه توی یه مهمونی دور همی یکی از دوستامون پویا پسرخالش مهدی رو اورده بود به محض اینکه چشم نرگس به مهدی افتاد حس کردم خوشش اومد ازش البته بجز نرگس زنه مسعود مریمم خیلی نگاش میکرد از نرگس زنم براتون بگم که قدش 170 سینه 85 سفید باریک با چشم و ابروی مشکی و خلاصه سکسی بعدا مریم به نرگس که باهم خیلی رفیق و ندارن گفته بود اونشب با دیدن مهدی خیلی حشری شده و خودشو خیس کرده آخه انصافا خوشگل بود و دختر پسند این مهدی پدرسگ. بگذریم ولی منم شک نداشتم که این حرف دل نرگس هم بود
خلاصه از بعداز اونشب پای مهدی تو رفت و امدای دوستانه باز شده بود و باهامون حتی مسافرت هم میومد دیگه رفتارش با نرگس خیلی صمیمانه شده بود گاهی وقتا که گوشیه نرگس رو چک میکردم میدیدم که باهم پیغامایی رد و بدل کردن ولی رنگ و بوی سکسی یا حتی عاشقانه نمیداد تا بالخره اونروز یا بهتر بگم اونشب رسید و منو نرگس تو یه مهونیه عصر پنجشنبه که حسابی هم خورده بودیمو مست شده بودیم قرار سکس گذاشتیم آخه جفتمون حسابی حشری بودیم و مست موقع رفتن مهدی هم با ما بود ولی زیاد مشروب نخورده بود دم ماشین گفت که من بهتره رانندگی نکنم منم قبول کردم مهدی نشست پشت فرمونو نرگس بغلشو منم عقب حس کردم نرگس از اینکه بغل دست مهدی نشسته داره حال میکنه مهدی هم همینطور خوب مهدی هم حق داشت یه زن خوشگل سکسی که از رونای پاش به پایین لخته توجه هرکسی رو جلب میکنه تا رسیدیم دم خونه مخصوصابه مهدی تعارف کردم بیاد بالا میخواستم عکس العمل نرگسو ببینم آخه باهم قراره یه سکسه توپ داشتیم تو اینجور وقتا باید خانوما اخماشون بره تو هم که نه تنها نرفت اونم پشت سر من به مهدی اصرار کرد که بیاد بالا اولش مهدی تعارف میکرد ولی وقتی بهش گفتم که ما دوتا خیلی مستیم بیا که هوای نرگسوداشته باشی که اونم از خدا خواسته گفت باشه و رفتیم بالا لباسامونو عوض کردیم من و مهدی با تیشرت و شلوارک نرگس هم با تاپ و شلوارک که چه عرض کنم تقریبا شرت بود خلاصه دیگه یواش یواش وقتش بود که خودمو از صحنه دور کنم گفتم میرم یدوش بگیرم حالم جا بیاد مهدی جان هوای نرگسو داشته باش نرگسم رو کاناپه ولو شده بود تقریبا همه اندامشو میشد دید پاهش که لخت بود کس تپلش داشت شلوارکشو جر میداد سینه های گوشتالو گندش هم به زور زیر تاپ جا شده بودن به جز نوکش همه جاش بیرون بود منم از پشت در اطاق داشتم نگاشون میکردم
چند لحظه بعداز رفتن من نرگس سر صحبتو با مهدی باز کردو بعاز یکی دو دقیقه حرفاشون گل انداخت که مهدی به نرگس گفت خوشبحال شوهرت که تورو داره و همزمان اومد نشست بغلش که نرگس گفت مهدی میشه شونه هامو بمالی که اونم از خداخواسته گفت آره و شروع کرد به مالیدن نرگسو خوب میشناسم معلوم بود کاملا حشریه و میخواد از یجا شروع کنه مهدی هم که از صورت سرخشو کیر سرخ شدش سخت نبود حدس بزنی حشریه دیگه اوضاع از ماساژ دادن به مالش قبل سکس تبدیل شده بود که رفتم سرمو آب زدمو بیصدا اومدم تو اطاق اولش مهدی تا منو دید یکم خودشو جمو جور کرد ولی من خودمو عادی نشون دادم و گفتم مهدی جان دستت درد نکنه نرگس همش میگه گردنمو ماساژبده منم بلد نیستم اونم که انگار ازین حرف من خوشش اومده بود با جدیت بیشتر به کارش ادامه میداد و نرگس هم معلوم بود داره کاملا حال میکنه منم به جمعشون اضافه شدمو برای اینکه راحتشون کنم گفتم نرگس جان تاپتر دربیار تا راحتتر بشی که گفت آخه سوتین ندارم از بی حیایی ما مهدی کاملا سرخ شده بود و حشری تر منم پررو تر شدمو گفتم اشکالی نداره برو رو تخت دمر بخواب که سینه هات معلوم نباشه مهدی هم کهغریبه نیست که نرگسم از خدا خواسته همونجا تاپشودرآوردو رو کانپه دمر شد وایییی مهدی کاملا هنگ بود ولی میخواست خودشو عادی نشون بده حول شده بود چیکار بکنه که گفتم خوب مهدی جان اینتو و اینم نرگس ببینم چه جوری میمالیش این حرفو که داشتم میزدم همزمان داشتم از کشوی بغل تخت روغن هم میاوردمو دادم به مهدی گفتم بریز روش و حسابی بمالش راحت باش و رو درواسی نکن به نرگسم گفتم عزیزم کاملا راحت باش فک کن که من دارم میمالمت و حسابی از مهدی لذت ببر دیگه کم کم هردو راحت تر شده بودن که من یه قدم دیگه ورداشتم منکه حسابی حشری بودم کیرمو در آوردمو رو زانوهام لب کاناپه وایسادمو کیرمو میمالوندم به لبای نرگس بعداز چندبتر مالش کیرمو بادست گرفتو شروع کرد به ساک زدن مهدی هم که هاج و واج موندهبود اینبار با تحکم بهش گفتم چرا معطلی کارتو بکن بعد به نرگس گفتم اگه دوست داری مهدی هم دربیاره که با اشاره سر گفت آره آخه کیرم تو دهنش بود منم به مهدی گفتم امشب تو ماله نرگسی هرکاری میگه بکن اون بیچاره هم حرف نمیزد هرچی میگفتم گوش میکرد بعداز این حرف من نرگس برگشتو شلوارک مهدی رو درآوردو شروع کرد واسش ساک زدن منم خودمو کشیدم کنار و نگاه میکردم انصافا مهدی خیلی خوشگل بود نرگس هم اونشب از همیشش زیباتر شده بود و با رضایت بیشتری سکس میکرد بعداز ساک زدن مهدی کهحالا راحت تر بود روغنو ریخت رو کیرشو با یه فشار نرم کرد تو کس نرگس نرگس هم چشماشو بسته بودوزیر لب میگفت مهدی جونم بکن جرم بده و بلندتر از من تشکر میکردکه اونو به آرزوش رسوندم یادم نیست چقدر طول کشید ولی میدونم دو سه بار آب مهدی اومد هم از کس کردش هم از کون وقتی سرحال اومدم تقریبا نصفه های شب بود نرگس هنوز لخت بود مهدی شورتشو پاش کرده بودو خواب بود نرگسم اونشب جلوی چشمم گاییده شده بود پشیمون بودم ولی خوشحال ازینکه این اتفاق هیچوقت تو واقعییت رخ نداده و من و نرگس فقط حرفشو باهم زدیم چون باهم بیش از حد راحتیم و همو دوست داریم و بیچاره مهدی که روحش هم خبر نداره زنم بارها واسه اون آبش اومده

به هر حال مرسی داستانمو خوندین واقعی هم نبود ولی نظر بدین.

نوشته: جانی جونی

Leave a Comment